دور
دور، در منطق و فلسفه، توقف شیء بر نفس. دور در منطق در مبحث تعریف و در فلسفه در مبحث وجود و علت و معلول مطرح و مانند تسلسل باطل شمرده میشود. در تعریف، امر مورد تعریف، به وسیله معرَّف، که شناخته شدهتر از ان باشد تعریف میشود. دور هنگامی واقع میشود که معرف خود ناشناخته باشد و شناسائی ان به امر مورد تعریف ارجاع داده شود. اگر چیزی به وسیله خودش تعریف شود، لازم میاید که ان چیز وجودش بر خودش مقدم باشد. در دور، وجود موضوع به دو مرتبه بر خودش مقدم میشود[۱]. دور بر دو گونه است: دور مُصَرَّح، که در ان چیزی با چیزی تعریف شود و این چیز دوم نیز با امر نخست معرفی گردد یعنی A با B تعریف شود و B با A مانند اینکه در تعریف زمان گفته شود «مقدار حرکت» و در پاسخ چیستی حرکت گفته شود «تغییر در زمان». در این امثال حرکت متوقف بر زمان و زمان متوقف بر حرکت است. دوم، دور مُضْمَر است که در ان چیزی به وسیله چیزی دیگر و این به واسطه سومی و این یک باز به وسیله امر نخست تعریف شوند. یعنی A با B تعریف شود، B با C و C با A مثلاً در تعریف «دو» گفته شود «زوج» و برای زوج گفته شود چیزی که به «دو قسمت مساوی» تقسیم شود و در تعریف دو قسمت مساوی گفته شود «دو چیز مطابق» و خود این مفهوم نیز در اخر با معنی «دو» تعریف شوند[۲]. در مبحث علت و معلول نیز مسئله چنان است که فیالمثل A علت B باشد و B، علت A (= دور مصرح) یا A، علت B باشد، B علت و C و C علت A (= دور مضمَر) محال بودن دور اشکار است و نیازمند برهان نیست زیرا مستلزم ان است که چیزی در وجود بر خودش مقدم باشد[۳] و این بیمعنی خواهد بود.
ماخذ:
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
منوچهر پزشک