پرش به محتوا

سماع

از ویکی ایران

سماع، در لغت به معنی شنیدن و اواز و سرود و در اصطلاح یكی از مسائل مهم عرفان عشق است و در اصطلاح مراد از سماع مجالس انس و طرب و نیز به معنی رقص و پایكوبی است[۱]. به نظر عرفای اهل عشق، به طور كلی، با به كارگیری دو اندام و استفاده از دو شیوه می‌توان دل را تصفیه كرد و روح را اماده رسیدن به حق ساخت: یكی با چشم، یعنی از طریق دیدن زیبایی‌ها [← نظربازی]؛ دوم، با گوش، یعنی از طریق شنیدن زیبایی‌ها كه عبارت است از شنیدن اوای خوش‌ساز و صدای دلنشین و دلپذیر خواننده كه همراه اوای ساز می‌خواند. این طریق به سماع تعبیر می‌شود و مراد از ان، نخست، شنیدن اوای موسیقی و استماع صوت خوش خواننده است و سپس، تحت تأثیر ساز و اواز دست یافتن به حالی درونی و روحانی موسوم به «وَجد» [← وجد] و سرانجام، به شرط ان‌كه حال وجد به كمال برسد پرداختن به حركات موزون اندام كه از ان به «چرخ» یا «رقص» تعبیر می‌شود. به نظر عرفا، سالکصادق ممكن است از راه گوش و شنیدن ساز و اواز، چنان مجذوب حق شود كه از هر نغمه موزون حمد و ثنای الهی بشنود و بدین سان با پرواز دل به سوی خدا برود و به حق بپیوندد[۲] و به تعبیر حافظ، چونان ذرهّ‌های معلّق در فضا كه چرخ زنان و رقص رقصان به سوی خورشید درحركت‌اند، چرخ زنان، به خلوت‌گاه خورشید (= حقیقت  = خدا برسد:

كمتر از ذرّه نئی پست مشو، مهربورز                  تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان[۳]

عرفا، منشاء موسیقی را كه بنیاد و اساس سماع به شمار می‌اید، منشائی اسمانی و الهی می‌‌دانند و به قول فیثاغورس و افلاطون استناد می‌كنند كه نغمه‌های خوش این جهانی جلوه و پرتویی است از نغمه‌های خوشی كه از گردش افلاک به بار می‌اید و روح انسان، كه ازلی است، بدانگاه كه هنوز به تن تعلّق نگرفته بوده است ان نغمه‌ها را شنیده و در پی اسارت در تن ان‌ها را به فراموشی سپرده است و اكنون با شنیدن اواهای خوش به یاد ان نغمه‌ها می‌افتد و اماده پرواز به سوی عالم بالا می‌شود و به سوی حق در حركت می‌اید[۴]. اقوال و نظریه‌های عرفا در زمینه سماع در كتب عرفانی، از جمله تذكره الاولیای عطار نیشابوری گزارش شده است.

حلال یا حرام؟ اهل ظاهر سماع را حرام می‌دانند و همواره در این زمینه علیه عرفا حكم صادر می‌كنند، اما عرفای بزرگ پیوسته در طول تاریخ از سماع، به ویژه با توجه به منشأ الهی ان دفاع كرده‌اند و ان را عامل تزكیه روح و پیوند به حق دانسته‌اند. در میان بزرگان دانش و عرفا نخست، امام محمد غزالی (د 505ق / ؟م) و سپس مولی محسن فیض كاشانی (1006- 1090ق / ؟م) سماع را حلال شمرده و در باب حلال بودن ان، رسماً فتوا داده‌اند[۵]. [← نظربازی]

ماخذ:

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

اصغر دادبه

  1. 1.    تهانوی، محمدبن علی. كشاف اصطلاحات الفنون. به كوشش د. علی دحروج و .... ، لبنان: 1996م، 1/971.
  2.   لاهیجی. مفاتیح الاعجاز. به كوشش محمدرضا برزگر خالقی و ...، تهران: زوار، 1371، ص531- 532.
  3.    حافظ. دیوان. به كوشش قزوینی ـ غنی، تهران: زوار، غزل 387، بیت 3.
  4. مولوی، مثنوی معنوی. به كوشش نیكلسن، تهران: امیركبیر، 1359، 4/ ابیات 732- 744.
  5. نك: هجویری، كشف المحجوب. به كوشش محمود عابدی، تهران: سروش، 1383، ص587- 601: غزالی، محمد. كیمیای سعادت. به كوشش حسین خدیوجم، تهران:   ، ص  ؛ غنی، قاسم. تاریخ تصوف. تهران: زوار، 1340، ص388- 405.