ورع
ظاهر
ورع، در لغت به معنی پرهیزگاری و پارسایی است و در اصطلاح تصوّف، دومین مقام از مقامات هفت گانة سلوك به شمار میآید. طبق این مقام، چون سالك توبه كرد، باید پرهیزگاری پیشه كند و بكوشد تا:
الف) از شبههها، یعنی آنچه حرام یا حلال بودنش روشن نیست، بپرهیزد تا در حرام نیفتد و به آنچه نارواست گرفتار نیاید؛
ب) آنچه را كه دل او به انجام دادنش راضی نمیگردد، انجام ندهد (= ورع اهل دل)؛
ج) یك لحظه از یاد خدا غافل نماند و گرد آنچه دل را از یاد خدا باز میدارد، نگردد (= ورع عارف واصل).
نخستین ورع، به گفتة شبلی، ورع عموم است و دومین، ورع خصوص و سومین، ورع خصوص الخصوص.1
مآخذ:
1. سراج نیشابوری. اللّمع فی التّصوف. به كوشش نیكلسن، لیدن: 1914م، ص44؛ عزالدین محمود كاشانی. مصباحالهدایه. به كوشش جلالالدین همایی، تهران: ؟ ، ص371.
اصغر دادبه