پرش به محتوا

ایلامیان

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۵۵ توسط Nazli (بحث | مشارکت‌ها)

ایلامیان، کشور پادشاهی باستانی در بخش بزرگی از نجد ایران[۱]. (تقریباً از 2600پ.م تا 646پ.م)

قلمرو اصلی ایلام بخش وسیعی از غرب و جنوب غرب ایران زمین* با مرکزیت خوزستان و شوش کنونی بود. برخی معتقدند، ایلامی‌ها نام سرزمین خود را هلتمتی (هتامتی= هلتامتی [Haltāmti]= التامت [ALtāmt]) به معنی «سرزمین خدا» می‌خواندند و علامت "NIM" به معنی سرزمین مرتفع در نوشته‌های سومری و اکدّی [AKKad]را به ایلام نسبت می‌دهند (علام = بالا) که به انزان (انشان) [Anzan(Anshan)]کوهستان‌های شرق جلگة سوزیانا (شوشون) [Shushun]اشاره دارد. برخی دیگر نیز اَلَمْتُوی[Elamtu]سومری و اکدی را برگرفته از هلتمتی می‌دانند[۲].

در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان سه دوره را برای تمدن ایلام برشمرد: ایلام‌ کهن (قدیم) از 2400-1600پ.م، ایلام میانه از 1500-1100پ.م و ایلام جدید از 770-550پ.م . ایلام کهن به سه دورة پادشاهی اوان[Avan] (2400-2100پ.م)، پادشاهی سیماشکی[Simashki] (2100-1970پ.م) و دوران سوکّل مخ‌ها[Sukkalmakh] (1970-1600پ.م)، ایلام میانه با سه سلسلة پادشاهی، کیدنیوها[Kidinu] (1500-1400پ.م)، ایگیهلی‌ها[Ike/Igihalki] (1400-1210پ.م) و شوتروکها[Shutruk] (1210-1100پ.م)[۳] و پس از چند سده بی‌خبری از تاریخ ایلام، هم‌زمان با کوچ و استقرار آریایی‌ها* در غرب ایران (حدود 1000-835پ.م) نام «شاه هومبان- نیکاش[Humban-Nikash]» به عنوان بنیانگذار اصلی سلسلة جدید ایلام و در جنگ با آشوری‌ها  به چشم می‌خورد[۴]. سلسله‌ای که او بنیاد گذاشت تا زمان هجوم‌های ویران‌گر آشور بانی‌پال [Ashurbanipal]علمی هم در 646پ.م در زمان هومبان هَلتْشْ سوم، [Humban- haltash III]پا برجا ماند[۵]، پس از آن نیز تا زمان داریوش اول* هخامنشی شاهان محلی ایلام در شوش حکومت‌های کوچکی داشتند. و از آن پس شوش از شهرهای مهم هخامنشیان به شمار می‌آمد[۶]. شوش که معبد- زیگورات- چغازنبیل (دوراونتاش) [Dur- untash]مربوط به دورة پادشاهی اونتاش (اونتش) گال،[Untash- Gal]برای خدای بزرگ ایلام، این شوشیناک [In- shushinak]در آن قرار داشت به عنوان مهم‌ترین شهر و اوان (دزفول)، ماداکتو[ Madaktu]در کرانة رود کرخه، لیان [Liyan]در بوشهر، وانشان از مهم‌ترین شهرهای ایلامیان بودند. که آثار مهمی ازشهرسازی، معابد، صنایع‌دستی، کتیبه‌ها و نقش برجسته‌ها از این شهرها به دست آمده است. سومریان، اکدیان، بابلیان و آشوریان در سراسر تاریخ ایلام، جنگ‌هایی با آن‌ها داشته‌اند و در زمان اونتاش‌گال و در دورة طلایی پادشاهانی مانند شوتروک ناهونته، [Shutrak- nahhunté]کویترناهونته [Shilhak- inshushinak]و شیلهاک این شوشیناک [Kutir- Nahhunté]به پیروزی‌های بزرگی دست یافتند[۷]. انتقال قانون‌نامة حمورابی به شهر دوراُنتش در پرتو این پیروزی‌ها بود. در رأس جامعه ایلامیان، پادشاه و اعضاء خاندان سلطنتی که در حکمرانی او شریک بودند قرار داشتند[۸]. در آغاز مادرسالاری بر ایلام حکم فرما بود و الهه‌های مادر مانند، پنیکیر، کی‌ریریش و پرتی در رأس خدایان بودند. اما وقتی جامعه پدرسالار شد (اواسط هزارة دوم پ.م) خدایان مذکر مانند هومبن و انیشوشیناک (خدای شوش)، نهونته (خدای خورشید و اجرای قانون) در رأس قرار گرفتند. خدایان نیرومند فوق طبیعی را کیتن[Kitin] می‌خواندند و کاهنان در معابد آنان مراسم دینی را به جا می‌آوردند. آنان به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند. جشن‌های توگ (در اردیبهشت) و جشن سال نو در پائیز از مهم‌ترین جشن‌های ایلامیان بودند. قانون از منزلت خاصی برخوردار بود. قانون دینی را کاهنان و قانون عرفی را پادشاهان وضع می‌کردند[۹]. زبان عیلامیان، که به هیچ یک از گروه‌های شناخته شده در زبان‌های باستانی تعلق ندارد. در آغاز با خط تصویری، سپس به صورت ترسیمی و میخی نوشته می‌شد [۱۰]و در مکاتبات از زبان سومری و اکدّی نیز استفاده می‌کردند[۱۱].

بعدها در زمان هخامنشیان تداوم یافت و در کنار زبان آرامی در امور اداری به کار می‌رفت. از آن‌جا که ایلامیان در تقابل مستقیم سیاسی و روابط تجاری با بین‌النهرین بودند از نظر فرهنگی تأثیر و تأثرهای فراوان داشتند. در شرق نیز با کاسی‌ها، و تمدن‌های داخلی نجد ایران در کاشان، کرمان و حتی دهانة سند روابطه بسیار داشته‌اند[۱۲].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

حسین شیخ

  1. مجیدزاده، یوسف. تاریخ و تمدن ایلام. تهران: 1370، مرکز نشر دانشگاهی، ص5.
  2. Hinz, Walther, "Persia, C 2400- 1300. BC", in C H I (The cambridj History of Iran) Vol 1, Edited by fisher. Cambridge university press. p 644.
  3. برای آگاهی بیشتر: جدول‌های تطبیقی سلسله‌های پادشاهی در، مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام. ص39-49 و کامرون، جورج. ایران در سپیده‌دم تاریخ. ترجمة حسن انوشه، تهران: 1374، علمی و فرهنگی، ص172-175.
  4. هینتس، والتر. دنیای گمشدة عیلام. ترجمة فیروز فیروزنیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1371، ص163-165.
  5. آمیه، پیر. تاریخ عیلام. ترجمة شیرین بیانی، تهران: 1372، دانشگاه تهران، ص69-71.
  6. کخ، هایدماری. پژوهش‌های هخامنشی. ترجمة امین‌حسین شالچی، تهران: 1379، آیته، ص13-16.
  7. Diakonoff. I. "Elam" in C H I (The Cambridg history of Iran, Edited by I. Gershevitch. Cambridge university press, 1968. Vol 2. p. 16-18.
  8. A, Kuhrt, Ancient near east, London, 1995, vol 1. p. 374.
  9. برای آگاهی بیشتر: مجیدزاده. تاریخ و تمدن ایلام. ص50-63 و هینتس. دنیای گمشدة عیلام. ص47-78 و 119-130.
  10. Grillot. F. Susini "Elamite Language", in Encyclopaedia Iranica, VoL, 8. new york. 1998. Vol 8. p. 332-335
  11. S. Lackenbacher "non- Elamite tentsin Elam", In Encyclopaedia Iranica, new york, 1998. Vol 8. p. 342-343.
  12. Vallat. F. "Elam", in Encyclopaedia Iranica, new york, 1998, Vol 8. p. 301.