دین یهودی
یهودی، دین، كهنترین دین توحیدی در میان ادیان بزرگ موجود در جهان.
ظهور این دین به قرن 13 ق م باز میگردد، زمانی كه پیامبری در میان عبرانیان ساكن در مصر مبعوث، و ضمن دعوت آنان به پرستش خدای واحد مأمورِ هدایت قوم به سوی سرزمین موعود گردید[۱]. یهوه ـ خدای بنی اسرائیل ـ با پیامبر خود، موسی (ع)، در دامنه كوه سینا، سخن گفت و احكام خود را در 10 عبارت كوتاه و روشن بیان نمود[۲]. این احكام در سنت یهود به 10 فرمان مشهور و مبنای شریعت یهود و هسته مركزی كتاب مقدس ایشان، تورات*، گشت. همچنین یهوه با بنی اسرائیل پیمانی منعقد ساخت تا در برابر بندگی و خلوص، آنان را بركت دهد و حفظ كند[۳]
پس از آن، قوم یهود شاهدِ بعث انبیایی بود كه در همگرایی هدایت به سوی یهوه، تلاش میكردند؛[۴] آثار ایشان ـ همراه با تورات ـ ضمن مجموعه كتاب مقدس عبرانی (نزد مسیحیان، با عنوان عهد عتیق) محفوظ مانده است.
نخستین وحدت سیاسی قوم یهود در 1030 ق م و به همت شائول شكل گرفت و در زمان سلیمان بن داوود این قوم به اوج شكوه و اقتدار خود رسید؛ در این زمان معبد اصلی و مركزی یهود بنا گردید[۵]. این دوره طلایی با بروز اختلافاتی داخلی كه پس از سلیمان، برای قوم روی نمود، پایان گرفت و در نتیجه كشور ایشان به دو بخش یهودا (جنوب) و اسرائیل (شمال) تقسیم شد[۶].
سقوط كشور شمالی به دست آشوریان و سقوط كشور جنوبی به دست دولت بابل، ویرانی شهرها، نابودی معابد و به اسارت رفتن گروههای كثیری از مردم به سمت شهرهای ایران و بینالنهرین را در پی داشت[۷].
این دوران كه به اسارت بابلی معروف است با ظهور كورش كبیر* و فتح بابل توسط وی پایان یافت. به سبب تسامح و شفقت كورش و تمهیداتی كه برای یهودیان اندیشید، آنان توانستند به سرزمین خود بازگردند و معبد خویش را تجدید بنا كنند، اما بسیاری نیز ترجیح دادند كه در همان سرزمینهای اسكان داده شده بمانند[۸].
مراكز جمعیت یهودی در بینالنهرین، در شهرهای سورا، پومبدیتا و تیسفون و در شهرهای دیگر ایران از جمله در نهاوند، حلوان، اهواز، شوش، جندی شاپور و تستر و مناطق خراسان، قهستان و جرجان، بود[۹].
در زمان هخامنشیان و اشكانیان، یهودیان در ایران از آسایش كافی برخوردار بودند، اما در زمان حكومت ساسانیان، آرامش آنان بر حسب سیاستهای متفاوت شاهان ساسانی دستخوش تغییر و تحول بود. پادشاهانی چون: یزدگرد اول، بهرام چوبین و خسرو پرویز، با یهودیان به نیكی و تسامح رفتار میكردند و شاهانی، چون: یزدگرد دوم با ایشان به ستیزه میپرداختند و ضمن كشتار، برخی از كنیسههای ایشان را ویران میكردند[۱۰].
پس از ورود اسلام به ایران، یهودیان در شمار اهل ذمه*، ملزم به پرداخت خراج و جزیه شدند؛ در عوض در اجرای شعائر دینی خود، انتخاب شغل و محل زندگی آزاد بودند[۱۱]. این آرامش و رفاه یهودیان ایران تا دوره حمله مغولان ادامه یافت. در آن زمان، آنها نیز مانند سایر ایرانیان دچار غارت و كشتار به دست مغولان شدند، اما با آغاز سلطنت ایلخانان، بار دیگر آرامش خود را باز یافتند[۱۲]. در دوره صفوی، یهودیان تحت تعقیب و آزار قرار گرفتند كه در نتیجه شمار بسیاری از آنان به كشور عثمانی مهاجرت كردند[۱۳]. در دوره قاجاریه نیز اوضاع تا نهضت مشروطیت ایران به همان منوال ادامه یافت. از این زمان به بعد یهودیان ایران كه دیگر با نام «كلیمی» خوانده میشدند، مشمول قوانین مدنی گشتند و توانستند همچون سدههای پیش به اجرای احكام شرعی در مراسم مذهبی خود بپردازند[۱۴].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
محبوبه هادنیا
- ↑ كتاب مقدس، عهد عتیق، «سفر خروج»، 11/3-4.
- ↑ كتاب مقدس، عهد عتیق، «سفر خروج»، 20/1-18.
- ↑ گئِر، جوزف(1340). سرگذشت دینهای بزرگ. ترجمه ایرج پزشک نیا، تهران: جامی،ص. 172-173.
- ↑ دقیقیان، شیریندخت. نردبانی به آسمان. تهران: 1379، ص 61؛ Greenberg, Moshe. «Judaism, Biblical Judaism», Encyclopaedia Britannica. 1995, Vol. 22, p. 385.
- ↑ دقیقیان، شیریندخت. نردبانی به آسمان. تهران: 1379، ص 66-68؛ Greenberg, art. cit., p. 383.
- ↑ Epstein, op. cit., p. 37.
- ↑ Greenberg, p. 386-387.
- ↑ Roth, J., «The History of Jewish People», Encyclopedia Judaica, New York, 1989, Vol. 13, p. 308.
- ↑ رهبر، پرویز. تاریخ یهود. تهران: 1325، ص 14-22.
- ↑ دقیقیان، شیریندخت. نردبانی به آسمان. تهران: 1379، ص 273-276.
- ↑ Eban, A., My People, The Story of Jews, New York, 1988, p. 139-140.
- ↑ Roth, art. cit., p. 312.
- ↑ Fichel, W. J., The Jews in Mediaeval Iran from the 16th to the 18th Centuries, ed. Sh. Shaked, Jerusalem, 1982, p. 283.
- ↑ مصطفوی، علیاصغر. ایرانیان یهودی. تهران: 1369، ص 129-132.