خدای نامه
خداينامه (پهلوي خوتاي نامگ Xasatāg nāmag).
مهمترين اثر تاريخي دورة ساساني است كه در آن نام پادشاهان سلسلههاي ايراني و وقايع ادوار مختلف را با افسانه آميختهاند. تدوين خداينامه را بايد به دورة انوشيروان نسبت داد.1
بنابر روايات، به فرمان انوشيروان مقداري از شرح وقايع تاريخي قديم ايران و داستانهاي محلي وافسانههاي ملي جمع شد و از مجموع آنها داستان بزرگي فراهم آمد كه بعدها به عنوان تاريخ ايران قديم شهرت پيدا كرد. اين كتاب در اوايل عهد يزدگرد سوم (حك: 10 ـ 31) در تاريخ افسانهاي ايران از ايام كيومرث تا زمان خسروپرويز تأليف شد. همين كتاب را ابن مقفّع در 142 از پهلوي به عربي ترجمه كرد و آن را سيرالملوك الفرسناميد.2
اصل پارسي ميانه و نيز برگردان عربي خداينامه برجاي نمانده است. همچنين از ترجمهها واقتباسهاي ديگري كه توسط نويسندگان بعد از ابنمقفع انجامگرفته، اثري نيست. ليكن با استفاده از اين ترجمهها سيرالملوكها و شاهنامههاي متعددي پرداخته شده كه يكي از آنها شاهنامة منثور ابومنصور عبدالرزاق طوسي در 346 بود. از اين شاهنامه فقط مقدمة آن در دست است. در عين حال خداينامه يكي از منابع شاهنامة فردوسي به شمار ميرود.3
محققان و خاورشناساني چون كريستن سن،[1] نُلدكه،[2] زوتمبرگ[3] و اينوسترانزف[4] تحقيقاتيدربارة خداينامه انجام دادهاند. مطالبي نيز از عقايد زردشتي و نسب نامههايي كه بيشتر آنها اصولتاريخي داشتهاند، به آن الحاق شده است. شيوة نگارش كتاب هنري و سبك آن ادبي است.4
نيز نگاه کنید به
مآخذ:
- تفضلي، احمد. تاريخادبيات ايران پيش از اسلام. به كوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1376، ص 269.
- اقبالآشتياني، عباس. تاريخ مختصر تاريخ ادبيات ايران. به كوشش ميرهاشم محدث، تهران: نشر هما، 1376: ص 68.
- سميعي، احمد. ادبيات ساساني. تهران: دانشگاه آزاد ايران، 1355، ص 65.
- محمدي، محمد. فرهنگ ايراني پيش از اسلام. تهران: توس، چ 4، 1374، ص 156ـ 157.
[1]. Christensen
[2]. Nöldeke
[3]. Zotenberg
[4]. Inosteranzev
ابوالقاسم رادفر
منبع اصلی
نویسنده مقاله