مثنوی سرایی
مثنوی منسوب به مَثنی (دو دو) و در اصطلاح شعری كه ابیات آن متحدالوزن و دو مصراع هر بیت آن بر یك قافیه باشد. مثنوی را مزدوج هم نامیدهاند.1 چون مثنوی مانند دیگر قوالب شعری محدودیت ندارد، در داستانسرایی از آن سود جستهاند. به طور كلی مثنوی در چهار مورد به كار رفته است: 1ـ داستانهای حماسی و تاریخی نظیر شاهنامة* فردوسی*، 2ـ داستانهای عاشقانه یا صوفیانه مانند خسرو و شیرینِ* نظامی گنجوی*، 3ـ آموزههای عرفانی مانند منطقالطیر* عطار نیشابوری* و 4ـ طرح مطالب اخلاقی و دینی مانند بوستانِ سعدی.2 شاید بتوان كهنترین نوع مثنوی در زبان فارسی دری را مثنویهای حكمت آمیز رودكی از جمله كلیله و دمنه* و نیز آفرین نامه (336 ق / ؟م) سرودة ابوشكور بلخی* دانست.3 اما مشهورترین مثنویسرا در شعر فارسی، شاعر بزرگ ایران ابوالقاسم فردوسی و مهمترین و با ارزشترین مثنویها شاهنامة اوست. از دیگر مثنوی سرایان مشهور ایرانی میتوان فخرالدین اسعد گرگانی* سرایندة ویس و رامین* و عنصری* سرایندة وامق و عذرا را نام برد.4 جز این شاعران، سنایی غزنوی خالق مثنویهای حدیقةالحقیقه*، زادالسالكین* و جز آنها و خاقانی* سرایندة تحفةالعراقین* هم از مثنوی سرایان بزرگ ایران هستند.5 در دورة معاصر نیز شاعران بسیاری به مثنوی سرایی روی آوردند كه فروغ فرخزاد* سرایندة مثنوی «عاشقانه» نمونة موفقی از آنهاست. پس از انقلاب اسلامی نیز شاعرانی چون علی معلم، حمید سبزواری، مشفق كاشانی در قالب مثنوی كارهای ارزندهای عرضه كردهاند.6
مآخذ:
1ـ رزمجو، حسین. انواع ادبی، مشهد: آستان قدس رضوی، چ 1، 1370 ش، ص 21.
2ـ شمیسا، سیروس. انواع ادبی، ویرایش سوم، تهران: فردوس، چ 9، 1381 ش، ص 310.
3ـ محجوب، محمدجعفر. سبك خراسانی در شعر فارسی، تهران: سازمان تربیت معلم و تحقیقات تربیتی، 1345 ش، ص 598.
4ـ تربیت، محمدعلی. مقالات تربیت، به كوشش ح. صدیق، تهران: دنیای كتاب، چ 1، 1355 ش، ص 226، 229، 233.
5ـ همو. «مثنوی و مثنوی گویان ایرانی»، مهر، س 5، ش 6، ص 542 و ش 7، ص 657 و ش 8، ص 57.
6ـ حسین پور چافی، علی. جریانهای شعر معاصر فارسی، تهران: امیركبیر، چ 1، 1384 ش، ص 64، 65.
ابوالقاسم رادفر