جشن آخر سال در میان مردم کردستان
جشن آخر سال در میان مردم کردستان
کردها آتش افروزی در شب نوروز را هنوز حفظ کردهاند و شادی میکنند. پسران و دختران گروهگروه در پیرامون آتش میایستند و پایکوبی و شادمانی میکنند.
بر فراز کوههای بلند کردستان در شب نوروز (شب پایان سال) آتش افروزی است و آتشی که افروخته شده باشد تا فرارسیدن روز و دمیدن خورشید خاموش نمیگردد. کردها شب نوروز در فراز کوهها به اندازه تپهای هیمه گردآوری میکنند و آن را آتش میزنند. بچهها نیز با چوبی ستبر از آن آتش به آسمان پرتاب میکنند. گروهی نیز به پشتبامها میروند و آتش شب نوروز را روشن میکنند. در همه روستاهای کردنشین نیز شب نوروز در پشت بامها آتش میافروزند. بدینسان در کوچهها و بامها و بر فراز کوهها فروغ آتش توروز تا بامداد میدرخشد. همه مردم در آن شب باید پلو یا شیربرنج بخورند و پلو و شیربرنج
نوروز در بخشهای مختلف ایران
۲۲۳
خوردن شب جشن در میان کردها برای هر خانوادهای بایسته است. کسانی هم که مستمند باشند باید در آن شب پلو بخورند و اگر خودشان توانایی فراهمآوردن خوراک نوروز را نداشته باشند، همسایههای دیگر برای آنان میبرند، زیرا میگویند باید در شب نوروز بوی خوراک در خانه هرکس پخش شود، همه باور دارند که روان در گذشتگان آنان برای بازدید به خانههای بازماندگانشان میآیند. اگر ببینند بازماندگانشان شاد و خرم هستند، آنها نیز شادمان میشوند و گرنه اندوهگین میگردند. روستاییان در شب جشن، گندم، نخود و کنجد و شاهدانه را توی ساج برشته میکنند و آنها را با دیگر میوههای خشک که سنجد و گردو و پسته و بادام و کشمش باشد در هم میآمیزند و بدین روش آجیل جشن را فراهم میکنند (آجیل مشگلگشا، لوک، آجیل هفت مغز)
همه خانوادهها در آن شب، کشمش و سنجد و گردو و خرما و بادام و پسته و برگه هلو و پول خرد و تخم مرغ و جوراب بشمی آماده میکنند تا به نام ارمغان نوروزی به شال گردانها بدهند. هنگامی که هوا تاریک شد، دستههای مردم از خرد و کلان به پشتبامها میروند و شال کَردی را که کمتر از پنج متر نیست از روزنه خانه به پایین آویزان میکنند و ارمغانی نوروزی میخواهند. خانه خدا هم به شال یکایک شالگردانها کم یا زیاد ارمغان میپیچد. در آن شب برای شگون در خانههای خود شماله (شمع) روشن میکنند و میگذارند آنقدر بوزد تا خاموش شود. باید حتماً تا پایان شب چراغ روشن باشد، بویژه در اتاقیکه سفره مخصوص (هفت سین) را چیدهاند از لوازم اصلی شمع و لاله است.
کردهای شهرستان گروس، مانند دیگر کردها در شب
۲۲۴
آداب و رسوم نوروز
چهارشنبهسوری آتش روشن میکنند و از روی آن میپرند... در آن شب هیچ کس ابزار خانه خود را به دیگری نمیدهد، چون باور دارند که با دادن آنها فزونی آن سال خانه به بیرون داده میشود. زنهای ده هم چند کوزه پر از آب میکنند تا برای فزونی در روزهای دیگر آن را به مشکهای خود بریزند. همچنین آب چشمه را در روز چهارشنبه سوری در آوندهای ویژهای نگه میدارند تا اگر کسی از خانوادهشان بیمار شود، از آن آب بدو بدهند، چون باور دارند بیمار اگر آب شب چهارشنبه سوری را بنوشد بهبود مییابد.
در آن شب برخی دزدکی به پشتبامخانههای دیگران میروند تا از روزنه خانه گفت و گوهای آنان را بشنوند. زیرا معتقدند که اگر خانوادهای در آن شب از خوشی و شادمانی گفت و گو کند، در آن سال به او هم خوش میگذرد. ولی اگر مردم آن خانه از ناامیدی و اندوه سخن برانند، وی نیز در آن سال ناامید و اندوهبار خواهد شد. زنان نازا در آن شب به شتبامها میروند و هر یک کلید یا قفل بستهای را با خود میبرند و از روزنه خانهای به سخنهای مردم آن گوش میدهند. هرگاه از خوشیها گفت و گو کنند، میگوید: ای کلید به نیاز درآ و نیم باز شو و خود کلید (قفل) را باز میکند و آنگاه با دلی خوش بازمیگردد.
در شب نوزدهم هم آتش روشن میکنند و سپس برای شال انداختن به یکایک خانهها میروند و ارمغان نوروزی به دست میآورند. در روز نخست جشن هم در آغاز به گورستانها میروند.
کردهای یارسان (اهل حق) جشن نوروز را، جشن شاه یا سلطان مینامند و پیش از فرارسیدن جشن، نسک (عدس) و گندم توی آوندها
نوروز در بخشهای مختلف ایران
۲۲۵
میریزند تا سبز شود. شب چهارشنبهسوری هم آتش افروزی انجام میشود، و بدین روش خرد وکلان هر یک به نام خود هیزم میآورند و آن را آتش میزنند. زنان آبستن نیز برای فرزندی که در شکم دارند کمی هیزم میآورند و آن را آتش میزنند و باور دارند هر چوبی را که هر کسی در آن شب به آتش بیفکند پلیدیها و زشتیها و تلخکامیهای آن کس در آن میسوزد. آنگاه از روی آتش میپرند و نیایش به جا میآورند. در شب آخر سال میوه و شیرینی فراهم میکنند و آنها را در میان دستمالهایی میگذارند و گره میزنند و به آرامگاههای پیران و پیشوایان میروند و دستمالها را همراه خود میبرند. با بودن پیرو پیشوا، انجمنی برگذار میکنند. دستمالها را رویهم میگذارند. پیر با نواختن تار و تنبور بر آنها نیایش یا سرودهای دینی میخواند. پس از پایان یافتن انجمن، یکی از افراد دستمال ها را باز میکند و شیرینیها و میوهها را در میان همه بخش میکند و سپس پیر به همگان میگوید: امیدوارمکه نیاز همگی شما در این شب برآورده شود. همگان در فراهمآوردن آجیل یا لوک سهیم میشوند و پس از نیایشها و دعاهایی که توسط پیران خوانده میشود و خوراکها تقدیس میگردد، همه از آن بهره میبرند پیر دعا میکند تا مردمی که در برپایی تشریفات جهت خشنودی ارواح شرکت کردهاند، از حمایت آنان بهرهمند شوند و به آرزوهای خود برسند. هنگام فرونشستن آفتاب هر یک به بالای بامهای خود هیزم میبرند و آتش روشن میکنند و در پیرامون آن چنبرهوار میایستند و به پایکوبی و شادی میپردازند و پسران و دختران نیز از روی آتش میپرند. به جای هفتسین نیز هفتشین ۱- رضی، یاد شده، ص ۲۱۵.
۲۲۶
اداب و رسوم نوروز
میچینند: مانند شیر و شکر و شیرینی و شهد و چیزهای دیگر، هفتشین را رویخوانی میچینند و با شادمانی به خوردن میپردازند.
اگر کسی از خانوادهای درگذشته باشد، در آن شب چوبهای درازی میآورند و بر سر آنها کهنهای میپیچندو به آن آتش میزنند و آن را به گورستان میبرند و در برابر گور مردگان میگذارند. روز نخست هر خانوادهای به همدیگر شادباش میگویند و یکدیگر را میبوسند و به کودکان خود نوروزی میدهند. پس از آن همگی به گورستان رهسپار میشوند و گلاب روی گورها میپاشند و نوشابه و شیرینی به همه میدهند. میتوان این را نیز بدرقه ارواح پنداشت، چون در ایران باستان و نیز امروزه در میان زرتشتیان چنین رسمی باقی است. پس از ایام فروردگان که ارواح به خانههای خود نزول میکنند و مورد پذیرایی واقع میشوند، روز نوزدهم فروردین ماه موسوم به فوردگ (فرودگ) مردم به گورستان رفته و مراسم و تشریفاتی فراوان انجام میدهند که نوعی بدرقه و مشایعت روانها تلقی میشود. کردهای یاران پنج روز پیش از جشن را (پنجه و تار) مینامند که در فارسی پنجه تار یا پنجه دزدیده گویند. در این روزها خانوادهها خمیر درست میکنند و برای فزونی آن را به پیشانی چهارپایان و هم چنین به در خانه خود میمالند و روز پنجم که واپسین روز سال و شب نوروز است به نام جشن مردهها خوانده میشود. در این روز همه مردم نان روغنی و افروشه (حلوا) درست میکنند و آنها را با خود به گورستان میبرند، تا به مستمندان دهند و بدین سان روان مردگان خود را شاد نمایند.
چنانکه ملاحظه میشود، همه مراسم باستانی درباره جشن
نوروز در بخشهای مختلف ایران
۲۲۷
فروردگان و پنجه و همیسپتمیدیم هنوز با کم و بیش دیگرگونی در شهرها و بویژه روستاها انجام میشود و همه آنها حالیه در جشن چهارشنبه اسوری خلاصه شده است که البته جمعه آخر سال و شب آخر سال را نیز باید بدان افزود.کردهای یارسان مراسم آخرین روز سال را بهطور دقیقتر با سنتهای دیرینه انجام میدهند، چنانکه گذشت و حتی نان روغنی و احلوا که در روز آخر به گورستانها میبرند و بر گورها مینهند و روی اسنگ گورها میوه میگذارند و گلاب میپاشند، همان مراسمی است که امروزه زرتشتیان انجام میدهند. نان روغنی در اصطلاح زرتشتیان سیروگ انامیده میشود که در روغن کنجد پخته شده و از لوازم اصلی نذور و فدیههای پراهمیت است.
با سیروگ، سیر و سراب نیز تهیه میکنند. سیروگ و سیر و سراب در گاهنبارها و مراسم درگذشتگان تهیه میگردد. سیر و سراب را چنین اتهیه میکنند: نخست پیاز را در روغن کنجد سرخ کرده و بدان سیر میافزایند. آنگاه سراب را که گیاهی ضدعفونی کننده و به شکل یونجه و شبدر است با سبزیهای دیگر افزوده و در آن آب میکنند و مقداری سرکه میافزایند. در این معجون نان ترید میکنند و فدیه میدهند که در مراسم صرف میشود. حلوای شکری، حلوای سفید یا برنجی، لوک یا آجیل هفت مغز و انواع میوههای فصل در مراسم نوروزی برای اموات نیاز میشود.۱
۱-رضی، یادشده، همان جا.
۲۲۸
آداب و رسوم نوروز
.