آب دوات كُن
آب دوات كُن
این مفهوم به یكی از ابزارهای كاتبان اطلاق میشده و آن كَفچه یا قاشق مانندی كوچك و ظریف بوده كه دُمی باریك و كشیده داشته و با آن آب در دوات میكرده و صوف و لیقه دوات را هم میزدهاند. به همین اعتبار، آن را در فارسی دوات آشور، دوات شور، یا دَویت شور نیز مینامیدهاند كه معادل عربی آن مِحراك و مِلواق بوده است (3: ذیل "محراك"؛ 4: ج 2، ص 478؛ 2: ذیل "دوات شور"؛ 46:5).
درازیِ آب دواتكن به اندازهای بوده است كه در قلمدان جای میگرفته و عموماً آن را از آبنوس، صدف، فلز، و گاه از چوب میساختهاند. قَلقَشندی بر آبنوسی بودن "مِلواق" تأكید دارد (4: ج 2، ص 478)، زیرا این نوع آب دوات كُن، تأثیری بر رنگ مركّب و سیاهی نمیگذاشته است؛ با این همه، نوع چوبین و فلزی آن نیز رواج داشته است (1: ذیل "دویت آشور"؛5: 46).
مآخذ:
1) برهان، محمدحسين بن خلف. برهان قاطع. ذيل "دويت آشور"؛
2) دهخدا، علياكبر. لغتنامه. ذيل "دوات شور"؛
3) شاد، محمد پادشاهبن غلام محييالدين. فرهنگ جامع فارسي ] آنندراج[. ذيل "محراك"؛
4) قلقشندي، احمدبن علي. صبحالاعشي. قاهره: دارالكتبالسلطانيه، 1963م. = 1383ق. = 1341؛
5) مايل هروي، غلامرضا. لغات و اصطلاحات فن كتابسازي همراه با اصطلاحات جلدسازي، تذهيب و نقاشي. تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1353.
نجیب مایلهروی