پرش به محتوا

جشن بهاری و مراسم سوگواری

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۵۲ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «در باب مشابهات فرهنگی می‌توان بیش از همه به آثار زندگی اقوامی اندیشید که با ایرانیان سوابق قومی و مدنی خاص داشته‌اند و مراسم مختلفی را با تغییرات اندکی دنبال می‌کرده‌اند، این مراسم حسب تعریف می‌توانست شامل بخشهای شادی‌آفرین حیات آنان باش...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

در باب مشابهات فرهنگی می‌توان بیش از همه به آثار زندگی اقوامی اندیشید که با ایرانیان سوابق قومی و مدنی خاص داشته‌اند و مراسم مختلفی را با تغییرات اندکی دنبال می‌کرده‌اند، این مراسم حسب تعریف می‌توانست شامل بخشهای شادی‌آفرین حیات آنان باشد و یا

نوروز در میان دیگر اقوام و ملل

۱۸۱

کنایت از غمها و رنجهایی کند که انسان کهن را در چنبره پیچیدگیها و رویاروئیهای نخستین او، با طبیعت عاجز می‌ساخت.

مثلاً مراسم سوگ و جشن سغدیان در «نوسرد» آغاز تابستان که نوروز در آن قرار داشت با مراسم سوگ سیاوش برگذار می‌شد. یزیدی‌ها (= ایزدی‌ها) که در صفحات غربی و شمال غرب فلات ایران پراکنده‌اند چون بابلی‌ها در زگموگ، جشن آغاز سال بابلیان و همانند ایرانیان در چنین روزهایی به یادبود ارواح در گذشتگان مراسمی همانند برگذار می‌کردند که ایرانیان هنوز چنین رسمی دارند و شب و روز جمعه آخر سال را به یادبود ارواح در گذشتگان به زیارت قبور می‌روند و به ادای خیرات و نذور می‌پردازند. ایزدی‌ها سه روز مانده به پایان سال به سرگور درگذشتگان می‌روند و بر روی گورها خوراک می‌نهند. چنان که زرتشتیان نیز چنین می‌کنند و به خیرات می‌پردازند. رومی‌ها نیز در عید فرالیا چنین رسم‌هایی داشتند. به گمان آنها در زمستان طبیعت می‌مرد و در آغاز بهار رستاخیز می‌کرد و زندگی دوباره می‌یافت. در بایان زمستان مراسم سوگواری و عزا بود، و بلافاصله روز نخست از بهار، جشن رستاخیز برپا می‌شد. در ایران بزرگ و پیرامون‌های آن، بویژه در شرق کشور، آئین‌های سوگواری برای سیاوش در پایان زمستان، که ایام مرگ و رکود گیاهان است برگذار می‌شد. جریان و مراسم آن در میان سغدیهای ایرانی تبار رایج بود، و بلافاصله مراسم جشن نوروز برگذار می‌شد. مراسم سوگواری برای تموز، خداوند گیاهی، مقارن با جشن آغاز سال نو، و مراسم آدونیس، و آئین فریجی آیپس از همین‌گونه است.

مراسم بهاری آدونیس که در یونان و آسیای علیا برپا می‌شد، در

۱۸۲

اداب و رسوم نوروز

آغاز آئین سوگ و عزا بود و مرگ خدای‌گیاهان را اعلام می‌نمود، اما در ضمن، جشن نیز بود، زیرا به گمان آنان زندگی خود رستاخیز می‌کرد و زنده می‌شد. مانند مراسم سوگواری برای سیاوش، مردم بر مرگ آدونیس می‌گریستند و نوحه می‌خواندند و مراسمی نمایشی برگذار می‌شد، مجسمه رب النوع را با کفن پوشانیده و برای تدفین مشایعت می‌کردند. زنان سوگواران اصلی بودند که بر سر و صورت می‌زدند و نوحه می‌خواندند. مجسمه را به دریا یا رود می‌افکندند و آنگاه اغلب اتفاق می‌افتاد که فردای آن روز، آئین‌های شادی رستاخیز و دوباره زنده‌شدن رب‌النوع مذکور را برگذار می‌کردند.