نوروز در زمان سلاجقه و خوارزمشاهیان و ایلخانان
با اینکه این دوره را عصر غلبه ترکان و مغولان نام میگذارند ولی به دلیل توطن آنان در مهد فرهنگ و تمدن ایران اسلامی، همگان به مرور خوی ایرانی گرفتند و در جامعه بزرگ ایرانیان مستحیل شدند. به طوری که نسل دوم همه آنها عرق و حمیت ایرانی یافتند و نه تنها دین مبین اسلام را پذیرفتند که به زبان و فرهنگ ایرانی نیز تعلق شایسته نشان دادند. در ۱- تجارب الامم، یادشده ، حاشیه ۴۰۷ / تاریخچه و مرجعشناسی نوروز، یادشده،
صص ۱۴ تا ۱۶.
۲- اذکائی، همان کتاب، ص ۱۷.
سیر تاریخی نوروز
۱۲۱
تلاش برای ایرانیشدن هر چه بیشتر و در شمار عام درآمدن هرچه سریعتر آنان است که مشاهده میشود تمامی آداب و رسوم ایرانی را میپذیرند و جامههای ایرانی بر تن میکنند.
چنانکه از کتاب «کیمیای سعادت» امام غزالی برمیآید:
«... و چنگ و چغانه و صورت حیوانات فروشند برای کودکان در عید و شمشیر و سپر چوبین فروشند برای نوروز و بوق سفالین برای سده و آنچه برای نوروز و سده فروشند چون سپر و شمشیر چوبین و بوق سفالین در نفس خویش حرام نیست اما برای اظهار شعارگران حرام است.»
آئینهای هدیهدادن و هدیه پذیرفتن بر قیاس گذشته در این ادوار رایج بود و هم از ادبیات نوروزی عصر برمیآید که مراسم درباری آن، کماکان برگذار میشد. از جمله این ابیات امیر معزّی را در مدح ملکشاه و تهنیت نوروز میتوان یادکرد:
باد میمون و مبارک صدهزاران جشن جم
بر خداوندی که چون جّم بنده دارد صدهزار
با نشاط و رامش و پیروزی و نیک اختری
همچنین نوروز و صد نوروز دیگر برگذار^{۲}
از کتاب «سیرة جلالالدین منکبرنی» برمیآید که جشن نوروز به روزگار خوارزمشاهیان در میان توده مردمان برگذار میشده، چنانکه از ۱- غزالی، ابوحامد محمدبن محمد، کیمیای سعادت، نیمه اول، صص ۴۷۸-۴۷۷ و نیز احیاء علوم الدین، ج ۲، چاپ قاهره، ص ۲۳۴.
۲- امیر معزّی، دیوان، به اهتمام عباس اقبال، صص ۳۲۱-۳۲۰،
۱۲۲
آداب و رسوم نوروز
جامههای نوین و رنگارنگ مردم اصفهان در این روز هویدا بوده است.' پس از حمله خانمانسوز مغول، علیرغم ویرانگریها و کشتارهایی که آن قوم وحشی در ایران براه انداخت: «ایرانیان این عید را پناهگاه و دستآویز خود ساختند و به عنوان شعاری برای نمایان ساختن روح مجد و عظمت و دفاع در راه طرد آن چیرهگران غاصب و اظهار استقلال، قرار دادند.»^{۲}
در دواوین شعرای نامدار این ادوار، چون سعدی، سلمان ساوجی، خواجوی کرمانی و دیگران به فراوانی از نوروز و مراسم خجسته آن یاد شده و گویای این مطلب است که با وجود همه مصائب و متاعبی که بر ایرانیان گذشت رشتههای الفت خود را با فرهنگ ملّی و مردمی، سست نمیدیدند.