کتاب درمانی
كتابدرمانی . استفاده از مطالب خواندنی بهمنظور درمان بیماریهای جسمی و روانی كتابدرمانی نام دارد و بهعنوان رشته خاصی از كتابداری بیمارستانی و سازمانی بهشمار میرود (:3 ذیل "كتابدرمانی"). اصطلاح كتابدرمانی تركیبی از واژههای یونانی بیبلوس به معنی كتابها و تراپیا بهمعنی درمان است (:9 ج 2، ص 448).
فهرست
- ۱تاریخچه
- ۲هدف از كتابدرمانی
- ۳اجرای كتابدرمانی و مراحل آن
- ۴كتابدرمانی توسط چه كسانی اجرا میشود؟
- ۵تأثیرات كتابدرمانی
- ۶كتابدرمانی بهعنوان نوعی كودكدرمانی
- ۷امتیاز كتابدرمانی بر سایر روشهای درمانی
- ۸محدودیتهای كتابدرمانی
- ۹وضعیت فعلی
- ۱۰مآخذ
تاریخچه
. كتابدرمانی مفهوم جدیدی نیست، بر كتیبه سردر كتابخانه شهر باستانی تبس (در سواحل نیل) نوشته شده است: "شفاخانه روح" (:1 36-39). ارسطو معتقد بود كه ادبیات اثر درمانی دارد، همچنین رومیان باستان دریافته بودند كه میان خواندن و درمان ارتباط وجود دارد (8). یادداشتهای "كالبدشناسی مالیخولیا" اثر رابرت برتون، ارجاعات بسیاری را در زمینه كاربرد ادبیات در كاهش آشفتگیهای روحی ارائه كرده است. برتون، كتاب مقدس را به داروخانهای تشبیه كرده است كه در آن داروی هر نوع بیماری یافت میشود. ارتباط مذهب با كتابدرمانی، شاهدی دال بر قدمت حضور كتابخانهها در بیمارستانهاست. یكی از قدیمیترین پیشینههای استفاده از كتابدرمانی در قرون وسطی و در قرن سیزدهم یافت شده است. در بیمارستان المنصور كه در قاهره ساخته شده بود، در طول مراقبتهای پزشكی، خدمات خواندن قرآن توسط روحانیون برای بیماران ارائه میشد (:9 ج 2، ص 448). بنجامین راش در 1810، كتاب خواندن را بهعنوان بخشی از طرح معالجه بیمار و شیوهای دگرسوگرانه بهمنظور دور نگهداشتن ذهن بیماران از آشفتگی پیشنهاد كرد. اثری كه راش منتشر كرد تأثیر بسزایی در تمرینهای روانپزشكی داشت و موجب شد خدمات كتابخانهای به بیماران روانی در اواخر قرن نوزدهم بهطور شگفتآوری پیشرفت كند. نخستین مقاله درباره كتابدرمانی در 1848، توسط جان مینسن گالت، در همایشی كه توسط انجمن مدیران مؤسسات پزشكی امریكایی برگزار شده بود، ارائه شد. در مقاله او اصول و كاربرد كتابدرمانی، گروههای بیماران، و نوع خواندنیهای مناسب هر گروه معرفی شده بود (:9 ج 2، ص 449). گالت در 1853 عملا برای درمان بیماران روانی از كتاب خواندن بهره میگرفت. چون در كتابدرمانی علاوه بر شناخت بیماری، شناخت كتاب نیز ضرورت داشت و از طرفی باور به تأثیر این فن افزایش پیدا میكرد، كمكم ضرورت نوعی همكاری میان پزشكان و كتابداران احساس شد، به همین دلیل پس از مدتی كتابدرمانی بهعنوان جنبهای از حرفه كتابداری شناخته شد. نخستین همكاری بین كتابداری و روانپزشكی در بیمارستان مكلین در ویورلی ماساچوست آغاز شد (:2 43).
انجمن كتابداران امریكا*، یكی از نخستین سازمانهای حرفهای بود كه فعالانه كتابداری را از طریق ایجاد كتابخانههایی در بیمارستانها و یا مؤسسات، پیش از قرن بیستم، رواج داد (5). نوشتههای ای. كتلین جونز نخستین پیشینههای كتابداری هستند كه با همكاری روانپزشك، نقشی مؤثر در درمان بیماران روانی از طریق كاربرد كتابها داشته است (:9 ج 2، ص 440). اصطلاح كتابدرمانی به شكل فعلی در منابع چاپی، نخستینبار در یكی از مقالات ساموئل مك كورد كرادرز، در 1916 بهكار رفت. گرچه پیش از این روانپزشكان ضمن استفاده از این فن، بهترتیب آن را "خوانش ـ درمانی" و پس از آن "مشاوره از طریق كتاب" نیز مینامیدند.
در ابتدای این قرن بسیاری از پزشكان ]خواندن [كتاب را برای حل مشكلات هیجانی بیماریهای روانی توصیه كردند. افراد برجستهای نظیر كارل و ویلیام منینگر، كه هر دو پزشك بودند، ضمن اینكه مطالعات پژوهشی بالینی را درباره اثربخشی اینگونه درمان در مطالعات 5 ساله خود طی دهه 1930 هدایت كردند (5)، كاربرد كتابدرمانی و رشد كتابخانه را در كلینیك منینگر نیز توسعه دادند. در حوزه تعلیم و تربیت، آموزگاران، كاربرد كتابدرمانی را از دهه 1940 آغاز كردند.
در طول دهه 1950 مطالعه گروهی به درمان افراد الكلی افزوده شد. در دهه 1960 كتابدرمانی در برخی زمینهها نظیر اعتیاد به مواد مخدر، ترس، تغییرات نگرشی، بلوغ اخلاقی، مرگ، و همه موارد استثنایی پیشرفت كرد. در 1961، بهعنوان یك واژه متعارف توسط >واژهنامه بینالمللی وبستر< پذیرفته شد (:9 ج 2، ص 451). در دهه 1970 یكی از نخستین كلاسهای اصول نظری كتابدرمانی تدریس شد (8). از این زمان به بعد روانشناسان، مربیان تربیتی، و صاحبان مشاغل مرتبط، به كتابدرمانی علاقهمند شدند تا جایی كه طی دهها سال، مقالههای متعددی در این زمینه منتشر شد، اگرچه بسیاری از این مقالهها حاكی از عدماعتماد به این روش درمانی جدید بود، اما تمایل قطعی برای توسعه آن ابراز میشد (:2 43).
هدف از كتابدرمانی
. در كتابدرمانی، كتابها بهعنوان ابزاری قدرتمند برای هدایت اندیشه و تفكر خوانندگان درنظر گرفته میشود. در >واژهنامه تعلیم و تربیت< هدف از كتابدرمانی اینگونه مطرح شده است: نفوذ كامل از طریق فرایندی تعاملی میان خواننده و نوشتاری كه مورداستفاده واقع میشود، بهمنظور سنجش شخصیت، رشد، سازگاری، و تعدیل بیماریهای روانی یا مغزی ذهن. كتابدرمانی میتواند یك یا بیش از یك هدف داشته باشد از توسعه خودپنداره فردی[ و افزایش آگاهی و درك مسئله گرفته تا تغییر در عملكرد یا تغییر نگرش و رفتارهای خواننده.
كتابدرمانی را میتوان با دو رویكرد و دو هدف كلی انجام داد:
1) در كتابدرمانی پیشگیرانه به خواننده رویكردهای جدیدی برای فائق شدن بر مشكلاتی كه در آینده با آنها مواجه خواهد شد، ارائه میشود؛
2) مددجو درباره شخصیتهایی مطالعه میكند كه شرایط مشابه او را دارند و از این طریق برای حل مشكلات خود در زندگی واقعی اقدام میكند (5).
اجرای كتابدرمانی و مراحل آن
. هیچ روش ویژهای برای كتابدرمانی تدوین نشده است. تشكیل كتابخانه میتواند فراگیرترین بخش این فعالیت باشد. این كتابخانهها با كتابخانههای عمومی تفاوت دارند؛ زیرا هدفهای خاص را تعقیب میكنند (:2 45). این دوره درمانی چیزی فراتر از اختصاص دادن یك كتاب خاص به فرد است.
كتابدرمانی، دوره كنكاشی است كه نیاز به طرحریزی دقیق دارد و در آن دو طرف (مددكار و مددجو) باید با كتابدرمانی موافق باشند (7). اگرچه نظرهای متعددی درباره مراحل كتابدرمانی وجود دارد، لیكن 5 مرحله بین همگان مشترك است: 1) شناسایی ؛ 2) انتخاب نوشتار؛ 3) ارائه و همانندسازی؛ )4 پالایش (تخلیه هیجانی)؛ و 5) بصیرت . در طول دو مرحله اول، نیاز مددجو شناسایی شده و كتابهای مناسب بر اساس مسائل او انتخاب میشود؛ این انتخاب باید با آگاهی و مهارت صورت گیرد تا موجب ایجاد امید و احساس كاذب در مددجو نشود (6). تاكنون معیاری برای انتخاب كتاب با هدف درمانی تعیین نشده است، تنها گاهبهگاه كتابداران، پزشكان، و سایرین مواردی از كاربرد ادبیات و متون نوشتاری را كه مزایا و منافعی در درمان بیماران مورد معالجه آنها داشته است، ذكر كردهاند (:9 ج 2، ص 454). مرحله همانندسازی، زمانی رخ میدهد كه خواننده خود را با شخصیت یا شرایطی خاص در كتاب پیوند میدهد (5)؛ در مرحله پالایش، مددجویان بهصورت شفاهی از طریق شركت در بخشها ــ یا بهصورت نوشتاری و یا شیوههای هنری نظیر اجرای نقش شخصیتها ــ به تخلیه هیجانی خود میپردازند (6)؛ بصیرت، مرحلهای است كه مددجو به فهم بهتری از شرایط خود، بعد از همانندسازی و پالایش، میرسد. در این مرحله ممكن است مددجو قادر به دیدن انگیزههای پنهان اعمال خود و یا قادر به كشف راههای جدیدی برای حل مجدد مسائل خود شود. این بینش، ابزاری است كه به مددجو امكان كنترل شرایط و پیامدهای خاص را میدهد (5).
كتابدرمانی توسط چه كسانی اجرا میشود؟
فرد كتابدرمان ممكن است آموزگار مدرسه، كتابدار، و یا متخصص بهداشت روانی باشد. نكته مهم آن است كه كتابدرمانی میبایست با ظرافت بسیار انجام شود و هر كسی نمیتواند عهدهدار اجرای آن باشد. هر فرد علاقهمند را كه دارای ویژگیهای ثبات و استواری شخصی و علاقه واقعی بهكار با دیگران بدون قدرتنمایی، تهدید، و یا اخلاقگرایی باشد، میتوان برای این فرایند توصیه كرد. بهعلاوه، كار با مراجع و متخصصان حوزههای مختلف نیز توصیه میشود، مانند گروهی كه شامل كتابدار، مشاور، یا روانشناس مدرسه است. این همكاری به توازن فرایند كتابدرمانی كمك میكند، بهطوری كه هیچكس مسئول نیست (7).
تأثیرات كتابدرمانی
. مطالعه كتاب، آن هم كتابی خاص یا بخش خاصی از متن كتاب كه توسط درمانگر بهمراجعهكننده خاصی توصیه میشود، میتواند این اثرها را داشته باشد: 1) توسعه شناخت و آگاهی؛ 2) آشنایی با سرگذشت زندگی دیگران و اینكه چه راهكارهایی را برای غلبه بر مشكلات در پیش گرفتهاند؛ 3) الگو قرار دادن و همانندسازی با شخصیتهایی كه مددجو در كتاب با آنان آشنا میشود؛ 4) آموختن دستورالعملهایی برای زندگی بهتر و تقویت تفكر مثبت؛ 5) تداعی آزاد هنگام برخورد با مفاهیمی كه برای خواننده معنای ویژهای دارند؛ 6) تحریك خواننده به تفكر، تحلیل نگرشها، و رفتارها؛ 7) فراخوانی احساسات و تجربههای مخفی شده به سمت آگاهی؛ 8) كمك به شناخت علل رفتار خود و دیگران و تأمین سازگاری مطلوب (:2 44)؛ و 9) كمك جستن از كتاب بهعنوان پناهگاه امنی كه آرزوها و رویاهای ما در آن به تحقق میپیوندد و پایان خوش آنها به ما امید میبخشد و پناهگاهی كه به هنگام نیاز، فارغ از واقعیتهای روزمره به آنها روی میآوریم (:4 37). لازم به ذكر است، با وجود گذشت چندین دهه از تدوین پایههای نظری كتابدرمانی، هنوز تمامی جنبههای كاربردی و تأثیر آن در افراد نابهنجار و بیمار شناخته نشده است (:2 45).
كتابدرمانی بهعنوان نوعی كودكدرمانی
. از نظر تاریخی، ادبیات كودكان و نوجوانان، در ابتدا، راهكاری بود برای كمك به قالبریزی ذهن آنها. بهعلاوه، نوجوانان به كمك داستان، نكات اخلاقی و آموزنده را نیز فرا میگرفتند (5). امروزه، ادبیات كودكان محدوده وسیعی از موضوعاتی را دربرمیگیرد كه پیشتر گفتوگو درباره آنها منع شده بود. در كتابهای تخیلی و غیرتخیلی از مرگ، طلاق، روابط جنسی، اعتیاد، و دیگر نگرانیها و دلمشغولیهای كودك سخن گفته میشود (:1 36-39). كودكانی كه به توان نهفته در كتابها پی میبرند، از آن بهعنوان وسیلهای مفرح برای رفع تعارض، كاهش اضطراب، تخلیه هیجانات و احساسات، و كسب آرامش استفاده میكنند، كودكی كه این شیوه حل مسئله را فرا گرفته است در بزرگسالی نیز آن را بهكار خواهد بست (:4 37). در كودكدرمانی بهتر است از كتابدرمانی بهعنوان شیوهای جانبی و همراه با سایر شیوههای درمانی نظیر اقدامات دارویی و روانشناسی فردی، گروهی، و خانوادگی استفاده كرد. سه نوع كتابدرمانی با هدف كودك درمانی برای كودكان آسیبدیده هیجانی، كودكان با مشكلات سازگاری جزئی، و كودكان با نیازهای اساسی رشد وجود دارد (5).
امتیاز كتابدرمانی بر سایر روشهای درمانی
. كتابدرمانی را میتوان یك فن درمانی معرفی كرد كه میتواند در خدمت نظامها و روشهای درمانی مختلف قرار گیرد. كتابدرمانی امتیازهایی بر سایر روشهای درمانی دارد كه از آن جمله میتوان به این موارد اشاره كرد: 1) فراگیر بودن. تعداد افرادی كه از مشكلات روانپریشی رنج میبرند، بسیار زیاد است. غیر از این گروه، افراد دیگری وجود دارند كه بهعلت وجود موانعی در رشد و آگاهیشان، از تمام ظرفیت خود برای شاد، فعال، و مؤثر بودن استفاده نمیكنند، كتابدرمانی برای این گروه عظیم نیز مؤثر است؛ 2) پاسخ به نیازهای زیباییشناختی. كتاب بهترین وسیله برای انتقال بسیاری از زیباییهاست. بهوسیله كتاب میتوان زیباییهای تفكرات فلسفی، طنزهای گویا و معجزهگر، كلام موزون و دلچسب، تجسم یك صحنه اوج، و درك یك مفهوم عارفانه را ممكن ساخت كه در دیگر روشهای درمانی مقدور نیست؛ 3) ارتباط مهرآمیز و گسترده با مردم. داستانها میتوانند خواننده را آنچنان در جریان حادثههای ریز و درشت، غمها و شكستها قرار دهند كه خواننده قادر شود افراد واقعی جامعه را با آنان همسان ببیند و همان احساس محبت و پیوستگی را كه در زمان خواندن رمان، نسبت به قهرمانهای داستان دارد، بهاین افراد واقعی انتقال دهد؛ و 4) رسیدن به مرحله انتخاب. در كتابدرمانی میتوان فرد را به میزانی از شناخت و آگاهی رساند كه خود انتخابگر باشد. امتیازهای كتابدرمانی منحصر به موارد مذكور نیست. درك این امتیازها برمبنای تجربههای تاریخی و شخصی دستاندركاران "كتاب" و مشاورانی است كه از فن كتابدرمانی استفاده كردهاند (:2 45).
محدودیتهای كتابدرمانی
. كتابدرمانی در كنار مزیتهای آن، محدودیتهایی نیز دارد، مانند 1) كاربرد آن در مورد بیسوادان و كمسوادان محدود است؛ 2) تعداد كتابهایی كه تمام جنبههای درمانی را فرا بگیرند، اندكاند؛ 3) بیشتر كتابهای مربوط به شناخت و درمان بیماریهای روانی و كتابهای مشابه در این زمینه برای تدریس در دانشگاه نوشته شدهاند و متن آنها برای عامه مردم ساده نشده است؛ 4) ممكن است برخی مددجویان پس از شروع كتاب از ادامه مطالعه خودداری كنند و از خود مقاومت نشان دهند؛ 5) در روش كتابدرمانی مشاهده زبان بدن برای ارزیابی دقیقتر میسر نیست؛ 6) عادت به مطالعه در بسیاری جوامع رواج ندارد و افرادی كه توان خواندن دارند با روش صحیح مطالعه آشنا نیستند؛ 7) بهدلیل كمبود روانپزشك امكان تعامل درمانی با بیماران كم است (:2 45)؛ 8) كتابدرمانی در درمان بیماریهای حاد پاسخ نمیدهد؛ 9) كتابدرمانی را علم نمیدانند، بلكه ابزاری برای ایجاد تغییرات رفتاری و احساسی معرفی میكنند؛ 10) بررسیهای موجود، كتابدرمانی را روشی غیرقطعی اعلام میكند (5)؛ )11 استانداردهای لازم برای فنون كتابدرمانی وجود ندارد؛ 12) كتابداران آموزش دیده و ماهر به انجام كتابدرمانی، كم رغبت دارند(:9ج2، ص 454)؛ 13) هیچ دوره رسمی برای كتابدرمانی ایجاد نشده است و در حال حاضر نیز مدارس كتابداری اندكی دورههایی را كه به آموزش كتابدرمانی یا راهنمایی مددجویان روانی بپردازد، ارائه میكنند؛ 14) دانش مشاوران كتابدرمانی نسبت به نیازهای مطالعاتی مددجویان و دلایل گرایشات آنها به اثری خاص محدود است؛ و 15) پژوهشهای اندكی درباره جنبههای مختلف فن كتابدرمانی صورت گرفته است (:9 ج 2، ص 455).
وضعیت فعلی
. در حال حاضر، كاربرد كتابدرمانی محدود به كتابداران و پزشكان در بیمارستانها و مؤسسات درمانی نمیشود. آموزگاران، روانشناسان، جامعهشناسان، و مشاوران نیز اصول كتابدرمانی را بهكار میبرند. همچنین از آن در حوزههای جامعهشناسی روانی و زندگی اجتماعی هم استفاده میكنند، زیرا امروزه بهداشت روانی خارج از مؤسسات درمانی، بهعنوان مسئلهای اجتماعی مطرح است. در این زمینه كتابدرمانی به مدارس، مؤسسات تأدیبی، و مؤسسات بیماران كندذهن راه پیدا كرده است. در حوزه ادبیات كودكان نیز كمیتههایی از كتابداران كه در زمینه كودكان فعالیت دارند، بهطور مستمر فهرست كتابهایی را كه در شرایط ویژه و خاص كاربرد دارند، گردآوری و تهیه میكنند. طی دهه گذشته یا پیشتر، تحقیقات روانشناسی بیشتر بر روی استفاده كتابدرمانی از انواع آثار مكتوب بهجای ادبیات سنتی متمركز بود. یافتههای ابتدایی، موفقیت بیشتر آثار غیرداستانی نسبت به آثار داستانی و شعری را نشان میدهد. در سالهای اخیر برخی خطوط، هر چند نه چندان آشكار، میان كتابدرمانی و جنبش "خودیاری" مشاهده شده است (5). گرچه چندین دهه از پذیرش كتابدرمانی بهعنوان بخشی از روند درمان گذشته است، ولی مطالعه درباره آن همچنان در مرحله آزمایشی و تجربی باقی مانده و كاربردهای بالقوه آن كشف نشده است (:9 ج 2، ص 450-452).
مآخذ
1) "بخش نخست: مفهوم و ارزش كتابدرمانی". ترجمه میترا آلیاسین. تربیت. س.شانزدهم (آذر 1379): 36-؛39
2) تیرگر، مژگان. "كتابدرمانی". گلبانگ، 3. ]بیتا[: 43-؛45
3) سلطانی، پوری؛ راستین، فروردین. دانشنامه كتابداری و اطلاعرسانی. ذیل "كتابدرمانی"؛
4) "نمونههای كاربردی كتابدرمانی". ترجمه میترا آلیاسین. تربیت. س. شانزدهم (اسفند 1379): 32-؛37
5) Elkins, Hope. "Ten Key Questions (and Ansewers) About Bibliotherapy", 1999. [On-line]. Available: http:// www.indiana. edu/~1525/x425-1525/m8bib2.html. [10 Dec. 2004];
6) Hayati, Abdullah: "Bibliotherapy". [ERIC DIGEST]. 2002 [On-line]. Available: http:// www.reading. indiana.edu/ieo/digests/d177.html. [10Dec.2004];
7) Kortner Aiex, Nola."Bibliotherapy". [ERIC DIGEST].1993[On-line]. Available: http://www.indiana.edu/~eric-rec/ieo/digests/d82. html. [10Dec.2004];
8) Salyp, Bernice J.; Salup, Alane. "Bibliotherapy: An Historical Overview". [ERIC DIGEST]. 1978 [On-line]. Available: http://www.learnwell.org/biblio. htm. [2 Nov. 2004];
9) Tews, Ruth M. "Bibliotherapy". Encyclopedia of Library and Information Science. Vol 2, PP. 448-457.
- [1]. Bibliotherapy
- [2]. Biblos
- [3]. Therapia
- [4]. Anatomy of Melancholy
- [5]. Waverley
- [6]. Therapeutic Reading
- [7]. Bibliocounseling
- 8]. Self - Concept
- [9]. Preventive Bibliotherapy
- [10]. Identification
- [11]. Cathalsis
- [12]. Insight
- [13]. Body Language
- [14]. Self - Help
منبع اصلی
کتاب درمانی (1385). دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی ایران. جلد اول، تهران: انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.
نویسنده مقاله
افسانه محسن زاده