بایزید بسطامی
بايزيد بسطامي، ابويزيد طيفور بن عيسي، از عارفان بزرگ ايران در سدههاي 2 و 3ق / 8 و 9م چنان كه از نامش پيداست اهل بسطام از شهرهاي منطقة قومس بود و جز يك بار سفر حج و مواردي كه به سبب مخالفت و تكفير از سوي فقهاي بسطام، مجبور به ترك موقت آن شهر شد. بيشتر عمر را همانجا گذراند.1 البته عطار به جستجوي 30 سالة او در بادية شام اشارت دارد كه با توجه به منابع ديگر، بعيد مينمايد.2 بايزيد هيچ ننوشته است و بيشتر آنچه از او باقيمانده است سخنان حكيمانهاي است كه ديگران نقل كردهاند. سخنان بيپروا و شطحيات او كه گاه در حال وجد و بيخودي بر زبان ميراند وي را نزد فقها و شريعت پرستان منفور ساخته بود. پس از مرگش، جنيد بغدادي كوشيد تا با نوشتن شرح و تفسيري بر شطحيات وي از اين خشم و نفرت بكاهد.3 ولي عليرغم اين خصومتها، وي از والامقامترين بزرگان صوفيه بوده است كه همگان به مقامش، اذعان كردهاند. ابوالحسن خرقاني و ابوسعيد ابوالخير، هر دو او را پيشرو مسلك و طريقت خود دانستهاند.4 هجويري وي را يكي از ده امام تصوف شمرده است5 و سهروردي او را از وارثان حكمت خسرواني دانسته است.6 وحدت و يگانگي خداوند اساس عرفان و سلوك اوست. وحدتي كه نه به معناي يگانگي در مقابل چندگانگي، بلكه به معناي بودن يك وجود، در مقابل هيچي و پوچي ماسواي اوست.7
مآخذ:
1. سهلجي، محمد. النور من الكلمات ابي طيفور، شطحيات الصوفيه. به كوشش عبدالرحمن بدوي، كويت: 1978م، 81، 100، 159.
2. عطار، فريدالدين. تذكرةالاولياء. به كوشش محمد استعلامي، تهران: 1360، 162- 164، 175.
3. همانجا.
4. همانجا.
5. هجويري، علي. كشفالمحجوب. به كوشش ژوكوفسكي، تهران: 1358، 132.
6. سهروردي، يحيي. المشارع و المطارحات. مجموعه مصنفات شيخاشراق. به كوشش هانري كربن، تهران: 1355هـ.ش، 1/502-503.
7. سهلجي. همان. 115، 147-148.
امیرحسین ساکت اف