پرش به محتوا

نقاشی دوران جمهوری اسلامی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۳۷ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «۱. نقاشی دوران جمهوری اسلامی نقاشی دوران جمهوری اسلامی را، از آغاز تا سال ۱۳۷۷، باید به دو دوره تقسیم کرد: دوره‌ی نخست، از آغاز تا پایان جنگ تحمیلی؛ و دوره‌ی دوم از پایان جنگ تحمیلی به بعد. در دوره‌ی، نخست نیز گرایش‌های متفاوتی مشاهده می‌شو...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

۱. نقاشی دوران جمهوری اسلامی

نقاشی دوران جمهوری اسلامی را، از آغاز تا سال ۱۳۷۷، باید به دو دوره تقسیم کرد: دوره‌ی نخست، از آغاز تا پایان جنگ تحمیلی؛ و دوره‌ی دوم از پایان جنگ تحمیلی به بعد. در دوره‌ی، نخست نیز گرایش‌های متفاوتی مشاهده می‌شود، گروهی از هنرمندان که خصلت‌های انقلاب اسلامی در آنها کمتر مشاهده می‌شد، به نقاشی‌کردن به شیوه‌های رایج امریکایی و اروپایی ادامه می‌دهند. یعنی یک نقاشی بدون شکل و محتوای خاص، گونه‌ای ترکیب‌بندی از خطوط، سطح‌ها و رنگ‌هایی که به‌زعم نقاش آن خوشایند باشد و یا به اصطلاح آنان، یک نقاشی که «بین‌المللی» باشد؛ گروه دیگر، نقاشانی هستند که تاکنون به شیوه‌ای شخصی دست یازیده‌اند و در آن شیوه ادامه می‌دهند مانند جواد حمیدی، احمد اسفندیاری و پرویز کلانتری؛ گروه سوم نقاشان جوانی هستند که می‌کوشند برای انقلاب اسلامی و در راه تداوم آن بیافرینند ولیکن از پشتوانه‌های هنری خود ناآگاهند و یا آگاهی‌های کمی دارند و به شیوه‌ی غربی آموزش دیده‌اند. آنها بیشتر می‌کوشند موضوع‌های مذهبی و یا بهره گرفته شده از انقلاب و جنگ تحمیلی را تصویر کنند، ولیکن شیوه‌ی عملی آنان شیوه‌ی «واقعی‌گرایان جامعی» فاصله‌ی دهه‌های ۲۰ و ۳۰ بعد از جنگ جهانی دوم می‌باشد، یعنی؛ گروهی که به این نام در روسیه‌ی استالینی، و به دستور او ایجاد شد و برای اندک زمانی اغلب هنرمندان «کمونیست» (توده‌ای مسلک) اروپا از آن پیروی کردند و سپس در فرانسه تغییر نام داده و تحت عنوان «نقاشان گواه زمان خود» تا دهه‌ی ۴۰ (۱۳۵۰هش) به فعالیت مشغول و سپس از میان رفتند. این نقاشان،که در ایران در تجمعی به نام «حوزه‌ی هنری» به فعالیت ادامه می‌دهند، درعین پای‌بندی به هویت شخصی خود، از الگوهای سیاسی اروپا پیروی می‌کنند و مقامات و مسئولان دولتی و سیاسی نیز از آنان حمایت کامل می‌کنند؛ گروه چهارمی هم هستند (مانند آیت‌اللهی) که می‌کوشند از این میان راهی را برگزینند که نه الگوبرداری از بیگانه باشد و نه جنبه‌های سیاسی بر آن مستولی باشد، بلکه گونه‌ای نقاشی بیافرینند که ایرانی بوده و ریشه در فرهنگ اسلامی -ایرانی داشته باشد و بیانگر

I. Social Realiste


هنر در جمهوری اسلامی ایران

۳۲۹

احساس و زیبایی‌شناسی ایرانی باشد. این گروه که در اقلیت هستند، تظاهرات هنری کمی ابراز می‌دارند.

در دهه‌ی پس از جنگ تحمیلی،گروه نخست یا مقلدان نقاشی باختری و به اصطلاح خود «بین‌المللی»ها با تغییر جهت اندکی در مسیر کار خود و کوشش در بهره‌گیری از نشانه‌ها و نمادهای باستانی سعی در «ایرانی کردن» آثار خود کردند و با ورود به دانشگاه آزاد اسلامی به آموزش عقاید و شیوه‌های خود پرداختند.گروه دوم، یا نقاشان انقلاب، نظریات خود را در دانشگاه هنر و دانشگاه شاهد آموزش داده و عملاً گونه‌ای از نقاشی را پیش گرفتند که یک ریش در هنر اروپا و ریشه‌ای در فرهنگ اسلامی داشته و حالتی التقاطی را به خود گرقته است.گروه سوم هیچ‌گونه تغییری را متحمل نشدند.گروه چهارم نیز بیشتر توان خود را در آموزش هنرها به کارگرفتند تا یک تولید هنری که اگر هم ایرانی و اصیل باشد نمی‌تواند مورد حمایت مثرلاتَ هنری نظام قرار گیرد.

با این حال، روزبه‌روز بر تعداد هنرآموختگان در رشته‌های نقاشی افزوده می‌شود و این اهر سبب گسترش نگارخانه‌ها و ازدیاد تعداد آنها و برگزاری نمایشگاه‌های گروهی قراوان می‌گردد. که متأسفانه بیشتر آنها در مرکز کشور می‌باشد. از این نمایشگاه‌ها می‌توان دوسالانه‌های نقاشی و سالانه‌های تجلی احساس را نام برد.

طرح برگزاری نمایشگاه‌های دو سالانه برای ترغیب و تشویق جوانان به خلق آثار هنری در قلمروهای مختلف هنرهای تجسمی، مانند نقاشی، هنرهای ترسیمی (گرافیک)، شکلک و طنز (کاریکاتور)، طراحی، نگارگری، پیکرسازی و پیکرتراشی، سفالینه و لعابینه، و غیره در سال ۱۳۶۴ به معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط نویسنده‌ی این سطور، تقدیم شد و آن معاونت، بتدریج که امکانات فراهم می‌شد، یکی از این رشته‌های هنری را به صورت نمایشگاه دو سالانه برگزار می‌کرد. برخی از این نمایشگاه‌های دوسالانه پس از چندی به نمایشگاه بین‌المللی تبدیل شدند، مانند دوسالانه‌ی شکلک وطنز (کاریکاتور) ، دوسالانه‌ی عکاسی (که در آغاز سالانه بود)، و هنرهای ترسیمی یا نگاشتاری (گرافیک).

دو سالانه‌ی نقاشی و هنرهای ترسیمی و نگارگری بیشتر از هنرهای دیگر مورد پذیرش و استقبال اقشار مختلف جامعه، بویژه نسل جوان گردید. دوسالانه‌ی نقاشی هر دو سال در فصل زمستان، هنرهای ترسیمی در بهار، نگارگری در تابستان و طنز و عکاسی در پاییز و سفالینه نیز


۳۲۸

تاریخ هنر

ب) هنرهای تجسمی

۱. نقاشی دوران جمهوری اسلامی

نقاشی دوران جمهوری اسلامی را، از آغاز تا سال ۱۳۷۷، باید به دو دوره تقسیم کرد: دوره‌ی نخست، از آغاز تا پایان جنگ تحمیلی؛ و دوره‌ی دوم از پایان جنگ تحمیلی به بعد. در دوره‌ی، نخست نیز گرایش‌های متفاوتی مشاهده می‌شود، گروهی از هنرمندان که خصلت‌های انقلاب اسلامی در آنها کمتر مشاهده می‌شد، به نقاشی‌کردن به شیوه‌های رایج امریکایی و اروپایی ادامه می‌دهند. یعنی یک نقاشی بدون شکل و محتوای خاص، گونه‌ای ترکیب‌بندی از خطوط، سطح‌ها و رنگ‌هایی که به‌زعم نقاش آن خوشایند باشد و یا به اصطلاح آنان، یک نقاشی که «بین‌المللی» باشد؛گروه دیگر، نقاشانی هستند که تاکنون به شیوه‌ای شخصی دست یازیده‌اند و در آن شیوه ادامه می‌دهند مانند جواد حمیدی، احمد اسفندیاری و پرویز کلانتری؛ گروه سوم نقاشان جوانی هستند که می‌کوشند برای انقلاب اسلامی و در راه تداوم آن بیافرینند ولیکن از پشتوانه‌های هنری خود ناآگاهند و یا آگاهی‌های کمی دارند و به شیوه‌ی غربی آموزش دیده‌اند. آنها بیشتر می‌کوشند موضوع‌های مذهبی و یا بهره گرفته شده از انقلاب و جنگ تحمیلی را تصویر کنند، ولیکن شیوه‌ی عملی آنان شیوه‌ی «واقعی‌گرایان جامعی» فاصله‌ی دهه‌های ۲۰ و ۳۰ بعد از جنگ جهانی دوم می‌باشد، یعنی؛ گروهی که به این نام در روسیه‌ی استالینی، و به دستور او ایجاد شد و برای اندک زمانی اغلب هنرمندان «کمونیست» (توده‌ای مسلک) اروپا از آن پیروی‌کردند و سپس در فرانسه تغییر نام داده و تحت عنوان «نقاشان گواه زمان خود» تا دهه‌ی ۴۰ (۱۳۵۰ه ش) به فعالیت مشغول و سپس از میان رفتند. این نقاشان،که در ایران در تجمعی به نام «حوزه‌ی هنری» به فعالیت ادامه می‌دهند، درعین پای‌بندی به هویت شخصی خود، از الگوهای سیاسی اروپا پیروی می‌کنند و مقامات و مسئولان دولتی و سیاسی نیز از آنان حمایت کامل می‌کنند؛ گروه چهارمی هم هستند (مانند آیت‌اللهی) که می‌کوشند از این میان راهی را برگزینند که نه الگوبرداری از بیگانه باشد و نه جنبه‌های سیاسی بر آن مستولی باشد، بلکه گونه‌ای نقاشی بیافرینند که ایرانی بوده و ریشه در فرهنگ اسلامی -ایرانی داشته باشد و بیانگر

I. Social Realiste


هنر در جمهوری اسلامی ایران

۳۲۹

احساس و زیبایی‌شناسی ایرانی باشد. این گروه که در اقلیت هستند، تظاهرات هنری‌کمی ابراز می‌دارند.

در دهه‌ی پس از جنگ تحمیلی،گروه نخست یا مقلدان نقاشی باختری و به اصطلاح خود «بین‌المللی»ها با تغییر جهت اندکی در مسیر کار خود و کوشش در بهره‌گیری از نشانه‌ها و نمادهای باستانی سعی در «ایرانی کردن» آثار خود کردند و با ورود به دانشگاه آزاد اسلامی به آموزش عقاید و شیوه‌های خود پرداختند.گروه دوم، یا نقاشان انقلاب، نظریات خود را در دانشگاه هنر و دانشگاه شاهد آموزش داده و عملاً گونه‌ای از نقاشی را پیش‌گرفتند که یک ریشه در هنر اروپا و ریشه‌ای در فرهنگ اسلامی داشته و حالتی التقاطی را به خود گرفته است.گروه سوم هیچ‌گونه تغییری را متحمل نشدند.گروه چهارم نیز بیشتر توان خود را در آموزش هنرها به کارگرفتند تا یک تولید هنری‌که اگر هم ایرانی و اصیل باشد نمی‌تواند مورد حمایت مسئولان هنری نظام قرارگیرد.

با این حال، روزبه‌روز بر تعداد هنرآموختگان در رشته‌های نقاشی افزوده می‌شود و این امر سبب گسترش نگارخانه‌ها و ازدیاد تعداد آنها و برگزاری نمایشگاه‌های گروهی فراوان می‌گردد، که متأسفانه بیشتر آنها در مرکز کشور می‌باشد. از این نمایشگاه‌ها می‌توان دوسالانه‌های نقاشی و سالانه‌های تجلی احساس را نام برد.

طرح برگزاری نمایشگاه‌های دو سالانه برای ترغیب و تشویق جوانان به خلق آثار هنری در قلمروهای مختلف هنرهای تجسمی، مانند نقاشی، هنرهای ترسیمی (گرافیک)، شکلک و طنز (کاریکاتور)، طراحی، نگارگری، پیکرسازی و پیکرتراشی، سفالینه و لعابینه، و غیره در سال ۱۳۶۴ به معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط نویسنده‌ی این سطور، تقدیم شد و آن معاونت، بتدریج که امکانات فراهم می‌شد، یکی از این رشته‌های هنری را به صورت نمایشگاه دو سالانه برگزار می‌کرد. برخی از این نمایشگاه‌های دوسالانه پس از چندی به نمایشگاه بین‌المللی تبدیل شدند، مانند دوسالانه‌ی شکلک وطنز (کاریکاتور) ، دوسالانه‌ی عکاسی (که در آغاز سالانه بود)، و هنرهای ترسیمی یا نگاشتاری (گرافیک).

دو سالانه‌ی نقاشی و هنرهای ترسیمی و نگارگری بیشتر از هنرهای دیگر مورد پذیرش و استقبال اقشار مختلف جامعه، بویژه نسل جوان‌گردید. دوسالانه‌ی نقاشی هر دو سال در فصل زمستان، هنرهای ترسیمی در بهار، نگارگری در تابستان و طنز و عکاسی در پاییز و سفالینه نیز


۳۳۰

تاریخ هنر

در بهار برگزار می‌شوند. دولت جمهوری اسلامی برای تشویق و ترغیب هنرمندان جوان و آفرینش‌گر در هر دوسالانه، به ۱۰ نفر از بهترین‌ها، که به وسیله‌ی شورای داورانی منتخب از میان هنرمندان سرشناس، برگزیده می‌شوند، ۱۰ سکه‌ی بهار آزادی جایزه اعطا می‌کند.

به دلیل فعالیت بیشتر جوانان در قلمرو نقاشی، علاوه بر دو سالانه، به مناسبت‌های مختلف، مانند روز زن، که روز تولد بانوی‌گرامی اسلام حضرت فاطمه(س) است، نمایشگاهی به طور سالانه از آثار نقاشی بانوان و دوشیزگان تحت عنوان تجلی احساس برگزار می‌شود. نیز به مناسبت دهه‌ی فجر،که سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی است، نمایشگاه نقاشی سالانه در تهران و دیگر شهرستان‌های بزرگ و مراکز استان‌ها برگزار می‌گردد. از سوی دیگر، اغلب به مناسبت بعضی از وقایع تاریخی نمایشگاه‌های نقاشی برگزار می‌گردد که گاهی نیز آثار ارائه شده برای کمک به گروهی که ذینفع است به فروش می‌رسد. می‌توان نمایشگاه آثار نقاشی برای کمک به بوسنی و هرزگوین، نمایشگاه نقاشی برای کمک به زلزله‌زدگان یا برای کمک به بیماران کلیوی و یا سرطانی‌ها را از این گونه دانست.

شهرداری تهران نیز چندین فرهنگسرا در نقاط مختلف پایتخت و بیش از ۲۰ نگارخانه در سراسر شهر تهران برای تشویق هنرمندان، آموزش هنرهای مختلف، تشکیل نمایشگاه‌های فردی یا گروهی برپا کرده است.

از دیگر نمایشگاه‌های بین‌المللی نقاشی، نمایشگاه حرم امن بود که به مناسبت کشتار ایرانیان در ایام حج در مکه انجام گرفت و هنرمندانی از امریکای جنوبی، افریقا، چین، استرالیا و دیگر کشورهای جهان، هرکجا که گروهی از مسلمانان متمرکز بودند، در آن شرکت کرده بودند. یکی دیگر از فعالیت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در قلمرو طراحی، نقاشی و سایر هنرهای تجسمی، جشنواره‌ی سالانه‌ی منطقه‌ای جوانان است که در چهار مرکز استان انجام می‌گیرد و از تمام استان‌ها، هنرمندان جوان در آن شرکت می‌کنند و به بهترین آثار برگزیده در هریک از رشته‌های هنری جوایزی اهدا می‌شود.

نمایشگاه بین‌المللی دیگری که برپا گردید، و امید به تداوم آن به صورت دوسالانه یا سه‌سالانه می‌رود، نمایشگاه بین‌المللی خوشنویسی از جهان اسلام می‌باشد که نخستین آن در سال ۱۳۷۶ برگزار گردید و از بیشتر کشورهای اسلامی در آن شرکت کرده بودند.


هنر در جمهوری اسلامی ایران

۳۳۱