پرش به محتوا

آجر کاری در دوره سلجوقی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۰۵ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «. آجرکاری آجر دست‌ساز به صورت‌های تخت و کوژ در ایران باستان و پیش از تاریخ ابداع شد، یعنی، چندین هزاره پیش از اسلام (هزاره‌ی پنجم). در بناهای هخامنشی و ساسانی، که بخش بزرگی از آن را سنگ تشکیل می‌دهد، آجر هم به کار رفته بود. دلایل ابداع آجر را ب...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

. آجرکاری

آجر دست‌ساز به صورت‌های تخت و کوژ در ایران باستان و پیش از تاریخ ابداع شد، یعنی، چندین هزاره پیش از اسلام (هزاره‌ی پنجم). در بناهای هخامنشی و ساسانی، که بخش بزرگی از آن را سنگ تشکیل می‌دهد، آجر هم به کار رفته بود. دلایل ابداع آجر را به دست ایرانیان چند چیز ذکر کرده‌اند:کمیابی الوار، پایدار بودن آن، ارزان‌تر بودن، و آسانی دسترسی به آن و تهیه‌ی آن، و به دلیل نرمش بیشترش، نیروهای مؤثر در ساختمان را بزودی آشکار می‌سازد. این کیفیت مطلوب سبب شد که آجر، از راه میان‌دورود به مصر و اروپا، و از راه آسیای میانه به هند و نقاط


هنر ایران پس از اسلام تا...

۲۴۷

دیگر برده شود. مزایای اجر در ساختمان منحصر به کاربردش در برافرایی بنا نیست. برای ایجاد حجم، برای حل ابتکاری مسائل ساختمان، و برای و یژگی‌های درخور تزیین، به دلیل ابعاد و یژه و قابل تغییرش، هیچ چیز بهتر از آجر نمی‌توانست به‌سرعت در بنا کارسازی شود و زیبایی بیافریند. در دوران پیش از اسلام از توانایی‌های آذینی آن استفاده‌ی درخور نشد و گچ‌بری کمابیش زیورآرای ساختمان بود. لیکن در سده‌ی سوم هجری بود که زیبایی کاربردی آجر در آذین‌گری ساختمان، ازقبیل انواع رج‌بندی، گره‌سازی تزیینی، بافت‌های متضاد و مغایر، طرح‌های‌گود و برجسته، دستیابی به گونه‌ای از نقش‌های هندسی، به صورت سنجیده و منطقی تحقق یافت.

آجر به نمای اصلی ساختمان علاوه بر زیبایی، کیفیت‌های ویژه‌ای نیز می‌بخشد: در رنگ‌آمیزی آن وارد می‌شود، به گوشه‌های تیز و شکل‌های قالی امکان ظهور نمی‌دهد، احساس سنگینی و تداوم و سختی را که در بناهای سنگی وجود دارد، ندارد، و برای طرح‌های ساده و ایجاد حجم سبک و ملایم مناسب است؛ ودرعین‌حال توانایی‌های یکسان و همانند برای یک بنای تاریخی پدید می‌آورد که بیشتر به شکل و اندازه‌ی آن بستگی دارد.

نخستین، و یکی از بهترین، بناهای آجری باقی مانده از سده‌ی سوم هجری مقبره‌ی امیراسماعیل سامانی است. در نماسازی این مقبره فضاهای مثبت و منفی، گودی‌ها و برجستگی‌های تخت، قوس‌ها و گردی گوشه‌ها، دایره‌های آذینی بالای سردر، نقش لوزی و چلیپایی درون سردر، برجستگی رخ بام و ستونچه‌ها و رج‌چینی گنبدک‌ها و غیره همه از آجرهایی که به صورت عمودی و افقی و یا زاویه‌دار (۴۵ درجه) و در اندازه‌های بزرگ و کوچک قرار گرفته‌اند، ایجاد شده است. استحکام این بنا، که بیش از ۱۱ سده پابرجاست و نیازی به تعمیر پیدا نکرده است، دلیل بسیار خوبی برای به کارگیری آجر است. این بنا الگویی شد برای معماران و طرح‌افکنان آینده. آنچه که زیبایی این بنا را دوچندان می‌کند اَجرکاری درون ساختمان است. رج‌چینی گنبد، ایجاد ترمبه‌ها در گوشه‌های بالای بنا برای دستیابی به امکانات دایره زدن، و نقش‌های ساده‌ی هندسی تکراری که علاوه بر زیبایی وحدت خارق‌العاده‌ای به بنا می‌دهد. ساختار ساده و با عظمت‌گنبدقابوس و دیگر برج‌های گنبددار را آجرها ایجاد کرده‌اند. نمونه آذینی دیگری که بخش‌هایی از آن باقی مانده و امکانات آذینی گسترده آجر را می‌نمایاند، مقبره‌ی علاء الدین در جام از سنه‌ی ۵۲۸ هش است.


۲۴۸

تاریخ هنر

کار آجر در دوران سلجوقیان رونق زیادی یافت و از هر جهت، خواه زیباسازی و خواه ساختارگرایی، به حد کمال خود رسید؛ آنقدر که می‌توان با جرأت گفت که تا آن هنگام همتایی، نداشت.گنبد مسجد جامع اصفهان شکوه و بزرگی بی‌مانند دارد. آجرهای به کار برده شده در این دوران در اندازه‌های ثابت امروزی نبود، بلکه اندازه‌ها را متناسب با کاربرد آنها برمی‌گزیدند. قطعات آنها بزرگ،کمی نامنظم، چهارگوش، سنگین و سخت بود، نسبت‌های معمولی و بیشتر رایج آن ۲۲ * ۱۷ سانتی‌متر و وزن آنها ۵/۲ تا ۳ کیلو بود. یک آجر خوب می‌بایستی صدای فلز داشته باشد. آنها را متناسب با فضا به کار می‌بردند و یا می‌تراشیدند. اشکال متفاوت آنها تراشیده‌ی قالبی، خوابیده، تخت یا گود بود که بویژه برای ستونچه‌ها و جرزها در بناهای سلجوقی بسیار متناسب بود. رنگ آجرها نیز در نمای بنا تأثیر فراوان داشت. چارکه‌ها با تغییرات رنگی‌شان، تأثیری همانند پرده‌ی دیوارکوب ایجاد می‌کردند، بویژه هنگامی که تضاد رنگی، نمایان‌تر می‌شد. رج‌های چهارگوش نیز برای طرح‌های بزرگ‌تر مناسب بودند: طرح‌های ساده‌ی، هندسی‌کهن، که سرانجام به حروف و نوشته‌های‌کوفی و خط بنایی تبدیل شد، در سده‌ی ششم در آذربایجان، بویژه در مراغه، آجر با کاشی‌های فیروزه‌ای ترکیب گردید و، علاوه بر زیبایی و زندگی و یژه‌ای که به بنا داد، سرآغاز تحول هنر کاشی‌کاری ادوار آینده شد. آمیزه‌ی آجرهای لعاب‌دار فیروزه‌ای روشن با رنگ آجرهای بدون لعاب و سفید، اثر زیبایی بنا را دوچندان می‌کرد. در آغاز سده‌ی پنجم هجری، علاوه بر رج‌بندی و راسته‌چینی، آجر در اندازه‌های مختلف و بندکشی‌های تازه‌ای ابداع شد. خطی ژرف میان‌کله‌ی آجرها سایه‌ای به وجود می‌آورد که با خط افقی لبه‌ی بیرونی آنها تضادی شدید ایجاد می‌کرد و این ترکیب عمودی و افقی، شکل‌های، مختلف را به وجود می‌آورد؛ مانند مقبره‌ی سنگ بست. از اوایل سده‌ی چهارم هجری طرح‌های دیگری آشکار شد و نمای دیوارها با آجرچینی گود و برجسته غنی‌تر شد. در این گونه طراحی رج‌ها را به صورت پیش آمده و تو رفته روی هم می‌چیدند و به این ترتیب فضاهای مثبت و منفی پر سایه تشکیل می‌شد، مانند گلدسته‌ی دامغان یا پیر علمدار،که یکی از نخستین بناهایی، است که در آن آجرچینی برجسته زیاد به کار رفته و شکاف‌های کله را با توپی گچ قالبی، سفال دارای نقش و نگار ظریف و باگل نقش‌های‌کوچک زیبا پوشانیده‌اند.

نقش‌های آغازین آجرکاری عبارت بودند از مثلث، مربع و دایره،کنگره، چلیپا، معرق واقعی از آجر.کتیبه‌های بزرگ کوفی، که تماماً از آجر درست شده، قدرت و جذابیت ویژه‌ای به


هنر ایران پس از اسلام تا...

۲۴۹

شکل‌های مجزا و مجرد می‌دهد. استفاده از سایه‌ها و فضاهای منفی، که آجر چینی‌ها ایجاد می‌کنند، به شکل‌های ساختمانی، زیبایی ویژه‌ای می‌دهد؛ مانند آجرکاری چهل دختران در اصفهان، از سال ۵۴۸۶ ش،که بسیار ساده است ولی باز نقش‌های ماهرانه‌ای در گلدسته‌هایش به کار رفته است. و گلدسته‌ی گرد و زیبای ساوه، از سال ۴۸۹هش،که طرح آن از همه‌ی آثار مشابه ابتکاری‌تر است.

شایستگی هنرمندان آجر کار را از تعداد آثار برجا مانده می‌توان سنجید. غیر ازگنبدهای تک جداره‌ی مسجد جامع اصفهان، که بیش از ۹۰۰ سال است بدون هیچ‌گونه تعمیری پابرجا مانده و بر بیننده تحمیل می‌شود، ده‌ها گلدسته‌ی گرد و زیبا و اغلب با بیش از ۳۰ متر ارتفاع، تنها در ناحیه‌ی اصفهان وجود دارد؛ باید توجه داشت که این آثار در کشوری زلزله‌خیز ساخته شده و برجا مانده‌اند. این آثار از هنرمندان صنعتگر ماهر و با آجر و ملاط درجه یک، طراحی عالی و اجرای بدون نقص و عیب است.

تنوع و گوناگونی آجرها در رنگ و در اندازه، در شکل و در رج‌های زینتی و تزیینی آنها، نمای، دیوارها را چنان زیبا و دلفریب و چشم‌نواز می‌کند که گاهی معماران سلجوقی از گچ‌بری پرهیز کرده و به آجرکاری رو می‌آوردند، هرچند که این امر هم موقتی بود.

تحول واقعی آجرکاری را می‌توان از آذربایجان و از گنبد سرخ مراغه دانست. در گنبد سرخ زیباترین نمونه‌ی شناخته شده از آجرکاری به اجرا درآمده است. ستون‌های گوشه‌ی بنا از ۱۰ گونه آجر تراشیده شده، که دست‌کم شامل ۸ قالب مختلف است، که بخوبی در مقطع خمیدگی، ستونچه‌ها به کار رفته است. نقش‌های ابتکاری، و گاه به طرز فریبنده‌ای ساده، در قالب دیوارها کار شده است. خود آجر بدون تزیین هم چنان کیفیتی دارد که به نظر می‌رسد به همه‌ی و یژگی‌های آذینی در آن توجه شده است.

نکته‌ی مهم این که کارکرد آجر تنها تزیینی نیست؛ بلکه از آن می‌توان برای نمایش جهت فشارها هم استفاده کرد؛ مانند تاق‌های کهن‌تر مسجد جامع اصفهان. در اینجا استفاده‌ی ساختاری، از آجر واقعاً درخور توجه است. جهت رج‌ها در پاسخ به فشارهای متغیّر متفاوت است. فشارهایی که آجرها آشکار می‌سازند؛ احساس نیروهای فراوانی را که دارای ترکیبی مطمئن هستند تشدید می‌کنند. توان و نیروی برتر تاق‌های سلجوقی، که جلوه دهنده‌ی نیروهای، ساختاری است، بیشتر از نقش‌های آجری نشأت می‌گیرد تا از شکل‌های بنیادین ساختمان.


۲۵۰

تاریخ هنر

ادوارد لوتینس' معترف است که: «نگویید آجرکاری ایرانی بلکه بگویید جادوی آجر ایرانی.» با این حال، چون آجر لخت کمی احساس خشونت به بنا می‌دهد، از این‌رو، معماران اندیشه‌ی تقلید از آجرکاری را در سر پروراندند. چنین شد که دیوار را ازگچ پوشانده و نقش آجرکاری‌های گوناگون را روی آن ایجاد می‌کردند تا همان احساس زیبای آجرکاری را در بیننده ایجاد کنند. پذیرفتن روکاری‌گچ،که بسیار ساده‌تر و ارزان‌تر از آجر تمام می‌شد، سبب شد که آجرکاری، در بیشتر نقاط، جای خود را به گچ‌کاری و درنتیجه به گچ‌بری بدهد، که به دلیل اهمیت تاریخی و وسعت عمل آن، پیش‌تر از آن سخن‌گفتیم. با این حال، آجرکاری هنوز هم متروک نشده و گونه‌ای، بازگشت به تزیینات آجری، و حتی آمیزه‌ای از آجر و کاشی به شیوه‌ی‌گنبد سرخ، ولیکن با امکانات کنونی رایج شده است. نمونه‌ای از آن را در ساختمان اداره‌ی حج و اوقاف در تهران می‌توان دید.