تاج های ساسانی
تاج اردشیر یکم در آغاز ساده و به صورت نیم کرهای سر را پوشانیده است و شباهت زیادی، به سرپوش اشکانیان دارد، ولی در سالهای بعد تغییر شکل یافته و بر پیشانی تاج گوی کوچکی، که احتمالاً موهای سر است که چنین آرایش یافته است، دیده میشود. بر روی تاج نخستین و از دو طرف دو گلچهی هشت پر نقش شده و با مرواریدهایی آذین گشته است.
شاپور یکم، پسر اردشیر یکم، تاجی دارد با کنگرههای بلند به تعداد ۴ عدد از دو کنار و از پشت و جلو که بر فراز آن گویی بزرگتر از گوی تاج اردشیر یکم دیده میشود. این تاج دو بالهی آویخته دارد که گوشهای شاه را میپوشاند. تاج هرمزد یکم ساده است و فقط در قسمت نیمهی پشت سر کنگرههای بسیار کوچک و ساده دارد، ولیکن گوی بالای تاج، مانند تاج اردشیر یکم، در جلو آن واقع شده، درحالی که گوی تاج شاپور یکم در درون کنگرهها قرار دارد.
در تاج بهرام یکم، که تغییری از تاج شاپور یکم است، کنگرهها به برگهای سادهی نوک تیز، شبیه به شعلههای کوچک، دگردیس شده است و دو باله نیز برای پوشاندن گوشها دارد. بالای تاج نیز از گوی تاج شاپور یکم بلندتر است. تاج بهرام دوم نیز، همانند تاجهای گویدار اردشیر یکم و هرمزد یکم، ساده بوده و گوی آن در پیش آن ولی کمی به جلو آمده است، و در دو طرف تاج دو بال به صورت افقی و به سمت عقب قرار دارد. بهرام دوم اغلب سکههای خود را با تصویر خود، با نویش و فرزندش نقش زده است. بانوی او لباسی دارد که گردن او را تا زیر چانه میپوشاند.
بهرام سوم تاجی دارد که در کنارهی پایین آن یک ردیف کنگرهی کوتاه است، ولی در بالای کنگرهها در دو طرف دو شاخ گوزن (یا مشابه زرین آن) دارد و بر جلوی تاج، در میان دو شاخ گوزن، گوی بزرگ ساسانی قرار گرفته است. نقش سکههای بهرام سوم کمی مسطح است و ریزهکاریهای تاج کمتر دیده میشود.
در تاج نرسه (یا نرسی)، که از تاریخ ۳۱۹ - ۳۲۸ پیش از هجرت پادشاهی کرد، در حاشیهی پایین تاج یک ردیف کنگرههای مستطیلی شکل میبینیم و بر فراز آنها، در اطراف کاسهی تاج (که سر در آن قرار میگیرد) چهار شکل برگ کنگری مرکب، که حالت شعلههای چند شاخه را دارد، میبینیم. در درون برگ مرکب جلوی گوی تاج قرار گرفته است. تاج فرزندش هرمزد دوم به جای کنگرههای مستطیلی دانههای درشت کروی دارد و بر فراز آنها عقابی را نشان میدهد که سر آن رو به جلو است و به نوک خود انار یا مروارید درشتی دارد و بالهای او به عقب و به بالا خم شده است و گوی بزرگ برگردن عقاب استوار است.
تاجهای شاپور دوم و اردشیر دوم با اندک تغییراتی شبیه تاجهای شاپور یکم و اردشیر یکم است.کنگرههای تاج شاپور دوم شکیلتر و به بیرون متمایلتر است و زیر کنگرهها، در حاشیهی کناری تاج، تزیینات زرین قلاب مانند که حرکت مارپیچی آنها به سوی جلو است دیده میشود. گوی بزرگ نیز در میان سه کنگرهی جلوای و کناری قرار دارد. تاج اردشیر دوم همان تاج گویدار اردشیر یکم است، ولی بر حاشیهی آن مروارید دوزی شده است. شاید در شبیهسازی تاجها به شباهت نامها نیز اندیشیده شده باشد.
تاج شاپور سوم (۲۳۳ - ۲۳۸ پیش از هجرت) با تاجهای دیگر متفاوت است.گوی بزرگ بر میان کلاهی قرار گرفته است که قسمت بالای آن پهنتر از قسمت پایین است و حالت نوار پهنی، را در اطراف کاسهی تاج دارد. روی آن نقش تزیینی تکراری سادهای دیده میشود. قسمت عقب گوی نیز بالهای سادهای دارد که تحتالشعاع گوی قرار گرفته است.
از این پس تغییراتی در تاجهای ساسانیان دیده میشود؛ و آن افزوده شدن یک هلال ماه که دهانهی آن به سوی بالاست، در پیشانی تاج میباشد. در بعضی از تاجها هم یک ستاره در دهانهی این هلال قرار داده شده است. گاهی به جای ستاره در میان هلال گویی قرار دادهاند و گاهی نیز هلال ماه و ستاره در میان دو شکل برگ نخلی پهن که ساده شده و شبیه بالهایی است که نوک آنها به بالا رفته و به سوی هلال خم برداشته است، قرار دارد. از این جمله، تاج یزدگرد یکم است که تنها یک هلال بر پیشانی تاج دارد. تزیینات کلاه تاج ساده است و گوی نسبتاً کوچکتری (از گویهای پیشین) بر قلهی کلاه قرار گرفته است که از طرف عقب دو دنبالهی کوچک دارد. در تاج بهرام پنجم هلال ماه بر قلهیکلاه تاج است و گوی کوچک در میان هلال جای داده شده است. این تاج مانند تاج شاپور یکم و دوم کنگرهدار است.
تاجهای پیروز یکم و قباد (کواد) یکم کنگرهی پهنی در پشت تاج و یک هلال ماه بر پیشانی، تاج دارد. هلال بزرگتری که در میان آن گوی ساسانی، ولی کوچکتر از معمول، قرارگرفته است بر قلهی کلاه تاج نصب شده است. فرق این دو تاج در همان هلال و گوی میانی است که در تاج قباد یکم کمی کوچکتر از هلال و گوی تاج پیروز یکم است. تاج شاه بلاش (۱۲۲ - ۱۲۵ پ.ه)
به همان صورت است، ولیکن تاج ۴ کنگره، شبیه به تاج شاپور یکم دارد که دندانههای کنگرهها کمی گرد شدهاند، و هلال و گوی میانی آن نیز بزرگتر است. تاجهای دیگر، بهجز تاج خسرو دوم مشهور به خسروپرویز، پوراندخت، هرمزد پنجم و یزدگرد سوم، بیش و کم از همان عناصر هلال پیشانی تاج، هلال بزرگ و گوی، یا به جایگوی ستاره، با کنگرههای باز یا بسته و یا بدون کنگرهاند. لیکن تاج ۴ پادشاه نامبرده متفاوت میباشند. یعنی بر تارک کلاه تاج پایهای افراشته شده که بر فراز آن هلال ماه و ستاره یاگوی در دهانهی آن قرار دارد و این مجموعه از میان دو بال، که به بالا متوجه شده و انتهای آنها به سوی هلال متوجه است، قرار گرفتهاند.
این توضیح نسبتاً مبسوط در باب تاجها برای این است که سکههای ساسانی تا پایان سدهی اول هجری در کشورهای اسلامی رواج کامل داشت؛ و از این رو این نقشها، به ویژه هلال ماه و ستاره، به صورت یک نماد اسلامی درآمده و در اغلب نقشهای تزیینی دوران مختلف هنرهای اسلامی وارد شده است. نیز نقش پرچم بعضی از کشورهای اسلامی، که هلال و ستاره است، متأثر از همین نوآوری ساسانی است. درخور ذکر است که تاجهای ساسانی بسیار سنگین بوده است؛ از اینرو شاهان ساسانی آنها را بر سر نمیگذاشتند، بلکه بر بالای تخت آنها به زنجیری آویخته بود و شاه در زیر آن مینشسته است. در موارد غیر از بر تخت نشستن، شاه کلاهخودی بر سر میگذاشت که بر آن دو شاخ قوچ وحشی داشت؛ همچنان که شاپور دوم در جنگ با ژولین مرتد امپراتور روم درامیدا بر سر گذاشته بود. قوچ در فرهنگ ایران باستان نماد فروهر پیروزی و فره ایزدی است، همچنان که در کارنامهی اردشیر بابکان از آن یاد شده است. آویزان کردن تاج بر بالای تخت، که ابتکار ساسانیان بود، تا سالهای متمادی پس از زوال آنان، در کشورهای دیگر به تقلید از ساسانیان رواج داشت؛ به ویژه در روم خاوری.