پرش به محتوا

گفتگوی تمدن ها

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۱۰ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «گفتگوي تمدن‌ها مهدي جاوداني تمدن در لغت به معناي همكاري افراد يك جامعه در امور اجتماعي، اقتصادي، ديني و سياسي مي‌باشد. اين مفهوم به معناي خو گرفتن با اخلاق و آداب شهرنشينان نيز آمده است (معين، ذيل واژه) اگرچه واژه تمدن از مدينه به معني شهر ري...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

گفتگوي تمدن‌ها

مهدي جاوداني

تمدن در لغت به معناي همكاري افراد يك جامعه در امور اجتماعي، اقتصادي، ديني و سياسي مي‌باشد. اين مفهوم به معناي خو گرفتن با اخلاق و آداب شهرنشينان نيز آمده است (معين، ذيل واژه) اگرچه واژه تمدن از مدينه به معني شهر ريشه مي‌گيرد ولي در اصل شهر معلول تمدن بوده است و نه علت آن لذا مقصود از تمدن مجموعه اعمال و آدابي است كه در هر جامعه افراد انساني از بزرگتران خود فرا مي‌گيرند و به نسل جوان تحويل مي‌دهند (رالينتون، 3) گفتگوي تمدن‌ها به معناي ايجاد ارتباط مستقيم تمدن‌ها، تبادل آرمان‌ها، گسترش و مبادله ايده‌ها و فرهنگ‌هاست و ابعاد ديگر ارتباطي يعني جنبه‌هاي اقتصادي و نظامي را به هيچ‌وجه مطمع نظر ندارد (ازغندي، 42) اگرچه نظريه گفتگوي تمدن‌ها محور سياست خارجي ايران در دوران رياست جمهوري سيّد محمّد خاتمي بوده است و گفتگوي تمدن‌ها نظريه بديل و مقابل جنگ تمدن‌هاي هانتينگتون تلقي مي‌شود امّا مقوله گفتگوي بين فرهنگ‌ها و اهميت آن در جهان كنوني موضوعي است كه از ساليان پيش به آن پرداخته شده است. اين ايده در سال 1972 از جانب روژه گارودي به يونسكو پيشنهاد شده بود و نخستين‌بار در ايران نيز در سال 1356 نخستين مجمع جهاني گفتگوي فرهنگ‌ها به اين مسأله پرداخت. سمينارهاي سال 1356 در سال بعد در كتابي تحت عنوان «تأثير تفكر غرب آيا امكان گفتگوي واقعي بين تمدن‌ها را فراهم مي‌آورد» در پاريس به چاپ رسيد (اژدري، 17) با اين وجود، تحولات پس از پايان جنگ سرد و طرح نظريه جنگ تمدن‌ها و سپس گفتگوي تمدن‌ها و اقدام مجمع عمومي سازمان ملل كه به پيشنهاد آقاي خاتمي سال 2001 سال گفتگوي تمدن‌ها ناميده شد سبب شد تا گفتگوي تمدن‌ها با نام ايران و سياست خارجي خاتمي در تقابل با جنگ تمدن‌ها مشهور گردد (مجموعه مقالات همايش بين‌المللي حقوق بشر و گفتگوي تمدن‌ها، 6) در واقع انقلاب اسلامي ملت ايران كه انقلاب كلام در برابر زور و سركوب بود و براندازي شاه با كلام صورت گرفت در دوران ساختن و آباد كردن بيشتر و بهتر مي‌تواند متكي بر كلام و منطق باشد و به همين جهت نيز به جاي جنگ تمدن‌ها منادي گفتگوي ميان تمدن‌ها و فرهنگ‌ها باشد (عبادي و ديگران، 3) اگرچه نظريه گفتگوي تمدن‌ها در تقابل با نظريه جنگ تمدن‌هاي هانتينگتون طرح شده است امّا نظريه جنگ تمدن‌ها نيز پيش از هانتينگتون به شكل بسيار صريح در سال 1947 توسط توين بي طرح شده بود و در كتاب تمدن در بوته آزمايش در مقالاتي تحت عنوان «برخورد ميان تمدن‌ها، جنگ تمدن‌ها» «اسلام آينده و غرب» و... نوع تعامل تمدن‌ها بررسي شده بود (چيستي گفتگوي تمدن‌ها، 3) امّا هانتينگتون در شرايط پس از جنگ سرد و پايان رقابت‌هاي ايدئولوژيك ميان سرمايه‌داري و كمونيسم نظريه رويارويي تمدن‌ها را به عنوان جايگزين تضادهاي ايدئولوژيك مطرح كرده است به نظر او اكنون تقسيم‌بندي جهان بر حسب دولت- كشور و يا سطح توسعه اقتصادي و يا قطب‌بندي ايدئولوژيك اهميت خود را از دست داده و بر حسب تمدن و فرهنگ صورت مي‌گيرد. بنابراين جهان آينده جهاني است كه در آن رقابت بر محور حوزه‌هاي تمدني صورت مي‌گيرد.

به نظر هانتينگتون جهان آينده عرصه كنش و واكنش ميان 7 يا 8 تمدن بزرگ يعني تمدن غربي، كنفوسيوسي، ژاپني، اسلامي، هندو، اسلاوي ارتدوكس، تمدن آمريكاي لاتين و احتمالاً تمدن آفريقايي است به اعتقاد هانتينگتون گسترش فرهنگ جهاني همگن‌ساز (جهاني شدن فرهنگ) و خودآگاهي تمدني و خاص‌گرايي‌هاي قومي، مذهبي و... در تقابل اين روند سبب رويارويي و تقابل هويت‌هاي فرهنگي و تمدني مي‌گردد. بنابراين آينده جهان با جنگ تمدني رقم خواهد خورد. (اميري، 5) نظريه گفتگوي تمدن‌ها برخلاف جنگ تمدن‌ها معتقد است كه مصائب و مشكلاتي كه در گذشته گريبان‌گير بشريت بوده جملگي ناشي از عدم تفاهم ميان ملت‌ها بوده است و بشر در آستانه ورود به هزاره سوم تاريخ خود با درس‌آموزي از وقايع گذشته مي‌تواند از طريق گفتگو و مفاهمه مانع بروز جنگ و تكرار دوباره مصائب تلخ در روابط كشورها گردد. گفتگوي تمدن‌ها با فرض رقابت بين تمدن‌ها قاعده بازي را بر اساس حاصل جمع غير صفر يا نتيجه ارزيابي مي‌كند و برخلاف ديدگاه هانتينگتون، مفاهمه و  گفتگوي تمدن‌ها را جايگزين رويارويي و جنگ تمدن‌ها مي‌نمايد. (ازغندي، 40)

هدف اصلي گفتگوي تمدن‌ها آن است كه شرايط لازم براي آگاهي يافتن را فراهم كند و روشن سازد كه مشكل‌هاي جهاني امروزه را كه مهمترين آنها محصول سلطه درازمدت و انحصاري غرب است را جز از راه گفتگو با تمدن‌هاي غير غربي به منظور پي افكندن طرح روابط تازه ميان بشر و طبيعت، ميان افراد بشر با يكديگر، ميان بشر و امر لاهوتي و زيستن در دامان اين روابط نمي‌توان حل كرد. (اژدري، 80)

نظريه گفتگوي تمدن‌ها ديدگاهي است واقع‌گرا و ارزش‌گرا. واقع‌گراست چون بخشي از واقعيت‌هاي جهان پس از جنگ سرد را تبيين مي‌كند و ارزش‌گراست چون كه جوامع و تمدن‌ها را از خشونت و دشمني به تحمل و همكاري فرا مي‌خواند. گفتگوي تمدن‌ها مبتني بر برابري (گفتگو از موضع برابر) بوده و تنوع فرهنگ‌ها را زمينه‌ساز همكاري دانسته و توجه به زمينه‌هاي مشترك براي شروع همكاري دارد به علاوه به دنبال ايجاد پل‌هاي اعتماد بين طرفين، شفافيت براي همكاري و سازندگي، به كارگيري، عقل، اخلاق و... است. اين ايده كاملاً برخلاف جنگ تمدن‌هاست كه مبتني بر تبعيض و نابرابري بوده و تنوع را زمينه ايجاد تضاد مي‌داند و تأكيد بر خطوط تمايز براي شروع درگيري دارد و به احداث ديوار بي‌اعتمادي ميان ملت‌ها مي‌پردازد لذا تنها گفتگوي تمدن‌ها مي‌تواند برطرف‌كننده سوءدريافت‌ها و سوءنظرات باشد (چيستي گفتگوي تمدن‌ها، 108- 107)

منابع:

1- معين، محمّد، فرهنگ فارسي، تهران، انتشارات اميركبير، چاپ 4، 1360

2- رالينتون، سير تمدن، ترجمه پرويز مرزبان، تهران، چاپخانه تابان با همكاري مؤسسه انتشارات فرانكلين، 1337

3- ازغندي، عليرضا، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، تهران، قومس، 1381

4- اژدري، محسن، انديشه غربي و گفتگوي تمدن‌ها (مجموع مقالات)، تهران، نشر و پژوهش فرزان، 1379

5- مجموع مقالات همايش بين‌المللي حقوق بشر و گفتگوي تمدن‌ها، تهران، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، 1380

6- چيستي گفتگوي تمدن‌ها (مجموعه مقالات)، تهران، سازمان مدارك فرهنگ انقلاب اسلامي، 1377

7- اميري، مجتبي، نظريه برخورد تمدن‌ها، هانتينگتون و منتقدانش، تهران، دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي، 1384