استان فارس
فارس، نام استاني در جنوب ايران و در فاصلة كمي از خليجی به همين نام (خليج فارس*) و به مركزيت شهر شيراز*.
اين استان از شمال با استان اصفهان، از شمال غرب و غرب با استانهاي كهگيلويه و بويراحمد و بوشهر، از جنوب و جنوب شرق با استان هرمزگان، از شرق با استان كرمان و از شمال شرق با استان يزد همسايه است.1
استان فارس با مختصات جغرافيايي 03َ˚27 تا 31َ˚40 عرض شمالي و 36َ˚50 تا َ35˚55 طول شرقي و وسعت 121825كم، 5/7 درصد از مساحت كشور ايران را در برگرفته است.2
اين استان براساس آخرين تغييرات در تقسيمات كشوري، داراي 24 شهرستان، 73 بخش، 195 دهستان و 73 شهر است.
شهرستانهاي استان عبارتند از:
ارسنجان، استهبان، اقليد، آباده، بوانات، جهرم، خرم بيد (به مركزيت صفا شهر)، داراب، زرين دشت (به مركزيت حاجيآباد)، سپيدان (به مركزيت اركان)، شيراز، فراشبند، فسا، فيروزآباد، قيروكارزین، كازرون، لارستان (به مركزيت لار)، لامِرد، مرودشت، ممسني (به مركزيت نورآباد)، مهر، نيريز، پاسارگاد (به مركزيت سعادت شهر) و خُنج.3
ناهمواريهاي استان فارس دنبالة رشته كوههاي زاگرس است كه همچون ديوارهاي عظيم غرب كشور را فرا گرفته و امتداد آن تا جنوب كشيده شده است. ناهمواريهاي استان فارس را ميتوان به دو قسمت كوه و دشت تقسيم كرد.
كوههاي استان فارس خود به سه قسمت قابل تقسيم است. كوههاي شمالي كه مرتفعترين نقاط استان و منشا بيشتر رودهاي استان هستند، كوههاي مركزي كه به واسطه وجود دشتهاي وسيع، مهم ترين مناطق روستايي و شهري را در خود جاي داده است و بالاخره كوههاي جنوبي كه جهت آنها غربي ـ شرقي و كم ارتفاع تر از بقيه كوههاي فارس هستند. كوه سفيد به ارتفاع 3943م در شمال استان در شهرستان اقليد، خرمن كوه به ارتفاع 3185م و دَلوُ به ارتفاع 3097م در مركز و كوههاي مرواريد به بلندي 3025م در شهرستانهاي داراب و كوه فَرّاشْبَند به بلندي 2780م در جنوب و در شهرستان فيروزآباد از مهمترين ارتفاعات استان هستند.4
دشتهاي استان فارس، حوضههاي رسوبي هستند كه در فاصله بين كوههاي استان واقع شدهاند. دشتهاي مناطق مركزي استان داراي وسعت زياد و محل كشت انواع محصولات كشاورزي است. ارتفاعات برفگير استان، منشا و سرچشمه بسياري از رودها و چشمههاي استان است كه در آبياري مزارع و تأمين آب و مناطق شهري داراي اهميت بسيار هستند.
استان فارس در دو حوضة آبريز ايران مركزي و حوضة آبريز خليج فارس و درياي عمان واقع شده است. زيرحوضة مهارلو ـ بختگان (در حوضة ايران مركزي) و زيرحوضة مُند (در حوضة خليج فارس و درياي عمان)، بيشتر مساحت استان را در بر گرفتهاند. در زير حوضة مهارلو ـ بختگان، رودهاي شادكام، سيوند، كُر، دزكُرْد و چند جريان آبي ديگر به درياچههاي داخلي استان منتهي مي گردند. شاپور، دالَكي، رودمند، قرهآغاج و خشك رود از جريانهاي آبي مهم در زيرحوضة مُند هستند كه به خليج فارس سرازير ميشوند.5
يكي از پديدههاي مهم در گسترة جغرافيايي استان فارس، وجود درياچههاي متعدد داخلي است كه درسطح كشور بي نظيرند.
رودهاي متعدد، زمينهاي پست در فواصل كوهها و ارتفاعات و نيز وجود گُسَل، شيب طبقاتي زمين و تبخير كم از جمله شرايط لازم براي تشكيل اين درياچهها بودهاند. درياچههاي فصلي بختگان با 600 كم2 و طَشْك با 350 كم2، درياچههاي دائمي مهارلو با 125 كم2 و پريشان (فامور) با 11 كم2 وسعت، درياچههاي كوچك و فصلي كافتَر و هَرْم و تالاب ارژن نيز از جمله مناطق انباشت آب در فصول پر آب اين استان هستند. 6 (← درياچهها).
استان فارس تماماً بر روي مناطق زلزله خيز با درجهبندي خطر متوسطه، خطر بالا و خطر خيلي بالا واقع شده است.7 تنها در يك قرن اخير بيش از يكهزار زمين لرزۀ بزرگ تر از 5/3 ريشتر در اين استان رخ داده است. زلزلههاي 1229 ق و 1269ق، شهر شيراز را در سال هاي آغازين قرن 19م به كلي ويران ساخت. زلزلههاي لار، قير و كارزين نيز از جمله زلزلههاي ويرانگر پنجاه سال اخير بوده است كه همراه با زلزلههاي ديگر استان تلفات جاني و مالي بسياري را برجاي گذاشته است.8
سرزميني كه اكنون استان فارس ناميده ميشود، از ديرباز به همين نام و در محدودهاي گسترده تر از امروز شناخته ميشد. در حدودالعالم 22 بار از پارس ياد شده9 و در شرح آن آمده است: «ناحيتيست كي مشرق وي ناحيت كرمانست جنوب وي درياي اعظم است و مغرب رود طابست كي ميان پارس و خوزستان بگذرد و بعضي از حدود سپاهانست و شمال وي بيابان پارس است و از كرگس (= كركس) كوه و اندر وي شهرهاي بسيارست...».10
در احسن التقاسيم نيز دربارة سرزمين فارس آمده است كه: «خاك اين سرزمين كان است، كوهستانش جنگل، ...»12 و ديگر اين كه: «فارس سرزمين گرانمايه، پر خير و مركز بازرگاني است...».13
در گذشتههاي دور ايالت فارس موطن پادشاهان هخامنشي و مركز دولتي بوده است كه به تدريج فرمانروايي خود را بر سر تا سر ايران گسترش داد و با اقتدار، مظهر شكوه و عظمت تمدن و فرهنگ ايران شد. يونانيان نيز نام پرسيس [1]يعني پارس را به تمام ايران اطلاق ميكردند14 و واژههاي پريشا[2]، پرس[3]، پرزيين[4] و ديگر نامهاي شبيه آن در زبانهاي مختلف اروپايي، برگرفته از همان نام پارس است كه امروز نيز كم و بيش رواج دارد.
در دورة قاجار، استان فارس با عنوان «حكمراني فارس» (شامل فارس و بنادر و جزاير و كهگيلويه و بختياري و خوزستان)، يا با عنوان «ايالت فارس و لارستان» و يا با نام «فارس و بنادر» خوانده ميشد15 تا اين كه در 1316ش نواحي يزد، فارس، كرمان و هرمزگان، در تقسيمات كشوري، «استان جنوب» نام گرفتند و اندكي بعد در تقسيمات ديگر، استان فارس همراه با بوشهر و قسمتي از خوزستان، «استان هفتم» ناميده شد، اما مجدداً در 1339ش، نام استانهاي شماره گذاري شده از جمله استان هفتم، نامهاي تاريخي خود را باز يافتند.16
با انتزاع قسمتهايي از استان فارس و تأسيس استانهاي جديد بوشهر، هرمزگان، كهگيلويه و بويراحمد و يزد، در نهايت استان فارس در محدوده كوچك شده كنوني آن باقي ماند.17
استان فارس در سرشماري 1375، تعداد 3817123 تن جمعيت داشت كه طبق برآوردها اين تعداد به 4385869 تن در 1384 رسيده است.18
استان فارس با بيش از 288 چشم انداز و اثر تاريخي يكي از ديدني ترين استانهاي ايران است. اين سرزمين مهد تمدن و فرهنگ ايران چه پيش از و چه پس از اسلام بوده است، تخت جمشيد، پاسارگاد، نقش رستم، شهر استخر، تخت ابونصر، بيشابور، غارشاپور، كاخ و آتشكده اردشير، قلعه ضحاك، مجموعة زنديه و اماكن متبركه از جمله مرقد حضرت احمد بن موسي(ع)، معروف به شاهچراغ و جاذبههاي طبيعي ديگر، استان فارس را به يكي از مراكز سياحتي و زيارتي گردشگران داخلي و خارجي تبديل كرده است. همچنين استان فارس به سبب تنوع آب و هوا و ديگر موقعيت هاي مناسب جغرافيايي، يكي از مناطق مهم عشايرنشين كشور است. ايل قشقايي با 60 درصد، ايل خمسه با 22 درصد و ايل ممسني با 8 درصد و طوايف مستقل با 10 درصد جمعيت عشايري استان در سال 1377، از ايلات و طوايف مهم استان فارس به شمار مي آيند، كه در مناطق مختلف غالبا با اقتصاد دامداري زندگي مي گذرانند. 19اين مجموعه اجتماعي و فرهنگي نيز از ديرباز براي فعاليت هاي مردم شناختي و جامعه شناختي پژوهشگران و گردشگران داخلي و خارجي داراي جاذبه بوده است. 20
مآخذ:
1. سازمان نقشه برداري كشور. اطلس نقشه و اطلاعات مكاني (استان فارس). چ1، تهران: سازمان نقشه برداري كشور (سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور)، 1384، ص1.
2. سازمان جغرافيايي نيرهاي مسلح. اطلس راهنماي استانهاي ايران. چ2، تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح (وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح)، 1384، ص 35.
3. دفتر تقسيمات كشوري. نقشه و جدول تقسيمات كشوري. تهران: وزارت كشور، 1384.
4. الف: سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي. جغرافياي استان فارس. چ5، تهران: شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، 1383، ص3.ب: جعفري، مهندس عباس. گيتاشناسي ايران، ج1: كوه ها و كوه نامه ايران.چ2. تهران: موسسه گيتاشناسي، 1379، ص318.
5. سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح. فرهنگ جغرافيايي رودهاي كشور. (حوضة آبريز ايران مركزي). چ1، تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح (وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح)، 1383، ص 57، 58، 255، 260، 261 (نقشههاي شماره 1، 6 و 7)؛ سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح. فرهنگ جغرافيايي رودهاي كشور. (حوضة آبريز خليج فارس و درياي عمان). چ1، تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح (وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح)، 1384، ص 187، 188، 285، 299 (نقشههاي شماره 1 و 7)
6. سازمان نقشهبرداري كشور. اطلس زمينشناسي (اطلس ملي ايران). چ1، تهران: سازمان نقشهبرداري كشور (سازمان مديريت و برنامهريزي كشور)، 1382، ص12؛ جغرافياي استان فارس. همان. ص 19، 22 و 23.
7. اطلس زمينشناسي. همان. ص 45.
8. جغرافياي استان فارس. همان. ص 37 و 38.
9. حدودالعالم من المشرق الي المغرب. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوري، 1362، ص 209. (فهرست نام هاي جغرافيايي، ذيل عنوان: پارس.صص11، 12،15،138،139،195)
10. همان. ص 130
11. همان. ص 136 – 130.
12. مقدسي، ابوعبدالله محمد بن احمد. احسن التقاسيم في معرفۀ الاقاليم. ترجمه دكتر علينقي منزوي، چ2. تهران: كومش، 1385، ص 629.
13. همان. ص 630.
14. لسترنج، گاي. جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي. ترجمة محمود عرفان. چ 6، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1383، ص267.
15. اميراحمديان، بهرام. تقسيمات كشوري. چ1. تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1383، ص80، 81، 82.
16. همان. ص 85، 90 و 98.
17. همان. ص 101 – 99.
18. مركز آمار ايران. بازسازي و برآورد جمعيت شهرستانهاي كشور. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامهريزي كشور)، 1382، ص 135 و 138.
19. جغرافياي استان فارس. همان. ص 62-50و 15-12.
20. مجموعه مقاله. ايلات و عشاير. چ1. تهران:آگاه، 1362.ص 265-246،395-392،418و419.
غلامحسین تکمیل همایون
[1]. Persis
[2]. Persia
[3]. Perse
[4]. Persian