مقرنس
معني لغوي: مقرنس شمشير در هيأت نردبان ساخته، كنز الغة العربي: بنايي كه آن را نقاشي كردن، بنايي كه طاق و اطراف آن پايه پايه و داراي اضلاع است و به فارسي به آن آهوپاي ميگويند.
مأخوذ از تازي، بناي بلند مرور و ايوان آراسته و تزئين شده با صورتها و نقوش بر آن پايه.1
كلمة مقرنس با قر و قرناس و قرنيس و قرنيز خويشاوند است. اين معني با شكل و عنصر تزئين مورد نظر ما كه از تعداد كم و بيش سطوح برآمده و فرو رفته صورت ميگيرد موافق است. براي معني كاربردي آن آمده است «استلاكتيو» موتيف تزئيني كه فرم آن استلاكتيوها را به ياد ميآورد. نام فرانسه استلاكيت كه آن را در شرق مقرنس و در غرب مكريس مينامند.2
ريشههاي تاريخي: به دليل عدم دسترسي به اسناد و مدارك كافي متأسفانه همچون بسياري از هنرهاي مرسوم شرق اطلاع و تاريخ دقيقي براي مقرنس به عنوان عنصري تزئيني در معماري مشخص نيست.
سير تاريخي مقرنس: مقرنس از ديرباز حتي قبل از زمان هخامنشيان در معماري گاه فعال و گاه نيمه فعال وجود داشته است. كاربرد مقرنس در پيش از اسلام، شامل دو دورة عمده يعني 224 تا 25 قبل از ميلاد و از 224 تا زمان ظهور اسلام دانستهاند. در دوران هخامنشي هنر مقرنس تحولي چشمگير و بارز يافت و ادامة آن با طرحهاي ارزندهتري در دوران اشكاني ظاهرگشت. همچنين زادگاه مقرنس را صاحبان و آشنايان از طريق ايران ميدانند و آنچه در ساير بلاد ديده ميشود، خود مخلوطي است از فرهنگ و معماري آن ديار با ريشههاي مقرنس ايراني.3
با بررسي آثار اولية بهجا مانده ميشود دريافت كه مقرنس از آغاز براي تبديل پلان مربع به دايره استفاده ميشده است. مقرنس در ابتدا نقشي كاربردي داشته نه تزئيني.4
از دوران هخامنشي به بعد مقرنس تحول چشمگيري پيدا كرد. نمونة آن آتشگاه پاسارگاد ميباشد. در دوران اشكاني قرنيز و مقرنس با هم بكار ميرفته است. در كاخ آشور در عراق يا كاخ هترا از مقرنسهاي بريده بريده استفاده شده است. دوران ساساني نيز دوران رواج و پيچيدگي بيشتر عناصر مقرنس در معماري قبل از اسلام دانست.5 مقرنس را در چهار قرن صدر اسلام به طور پراكنده ميتوان ديد. سير تحولات مقرنس در بعد از اسلام به هفت دوره تقسيم شده: 1- چهار سدة اول هجري 2- سدههاي پنج و شش كه مصادف با دورة سلجوقي است 3- دورة مغول 4- دورة تيموري 5- دورة صفوي، كه در اين دوره مقرنس حالت كاملاً تزئيني به خود گرفت 6- دورة بعد از صفويه تا آخر قاجاريه 7- عصر حاضر.
گوناگوني شكلي و انواع مقرنس:
انواع مقرنس براساس اجراي آن از انواع مصالح ساختماني از جمله كاشي با يكديگر تفاوتهايي دارد كه بهطور كلي به 4 رشتة متفاوت تقسيم ميشود: 1- مقرنسهاي معلق 2- مقرنسهاي جلو آمده 3- مقرنسهاي لانه زنبوري 4- مقرنسهاي روي هم قرار گرفته. مقرنسهاي معلق، شكل رسوب آهكي آويزان در غارها است. مقرنسهاي لانه زنبوري شبيه به لانة زنبور است. مقرنسهاي روي هم قرار گرفته به مقرنسهايي ميگويند كه از ماية مصالح اصلي بنا و يا قطعات ديگر ساخته ميشود. مقرنسهاي جلو آمده مقرنسهايي است كه مواد آن از خود بنا نباشد و در نهايت سادگي و در انتهاي سطوح خارجي صورت ميگيرد.6
اجزاء مقرنس: عناصر سازنده و اجزاء مقرنس كه در اصطلاح سنتي به آن آلت ميگويند عبارتند از: شاپرك، طاس، تخته، شمسه، عرقچين، شمسه تخته قطارتي، چهارلنگه منتظم و... .
كاربرديترين آنها تركيب طاسه نيم شش (شش ضلعي) با دو شاپرك است.7
نمونههاي مهم اجراي مقرنس:
مقرنس در پيش از اسلام در بناهايي همچون آتشگاه پاسارگاد، كعبة زردشت و طاق كسري ديده ميشود.8
در چهار سدة اول هجري آثاري چون مقبرة شاه اسماعيل ساماني، گنبد قابوس و مسجد جامع نائين ميباشد. سدههاي پنج و شش آثاري نظير برج لاجيم، برج طغرل، گنبد كبود و مسجد جامع اصفهان و ... وجود دارد. در دورة مغول مقبرة سلطان محمد الجايتو، مسجد جامع اشترجان و مسجد جامع پامنار.
دورة تيموري: مقبرة اميرتيمور در سمرقند و مسجد جامع گوهرشاد.
دورة صفوي: نمونههاي بسيار زيباي اين دوره، مدخل اصلي مسجد شاه اصفهان و محراب مسجد شيخ لطفالله ميباشد. دورة بعد از صفويه تا آخر قاجاريه، مقرنسهاي كاخ خورشيد، مسجد وكيل و مسجد سپهسالار در عصر حاضر نيز دو مدخل اصلي و ايوانهاي مسجد امام حسين(ع).9
نتيجهگيري:
مقرنس نوعي كاربندي است، متشكل از طاسههايي كه در رديفهايي انتظام مييابند و هر رديف خود عامل رديف ديگري است. كه از بالاي آن بيرون ميزند. نتيجه، تركيبي پلكاني است كه گاه به آن طاقبندي كند ميگويند.
طاسهها را از چوب، سنگ، آجر و يا گچ ميسازند.
نتيجهگيري كلي:
مقرنس عنصري معماري است كه از يك سو از اصالت هنري مستقل ايراني برخوردار است و از سوي ديگر به شكل بيسابقهاي به خارج از ايران ريشه دوانده. حتي پارهاي از مورخان غربي بر اين گمانند كه هيچ پديدة معماري تا بدين حد در معماري سرزمين هاي اسلامي ديگر تأثير نداشته است.
ندا بانشی