لوطی مطرب های گروهی
لوطي مطربهاي گروهي: از لوطيهاي دورهگرد شهري و دستة سرنا- دهلنوازان روستايي يمشاير.
لوطيهاي شهري را، برخلاف لوطيهاي روستايي و عشايري معمولاً به جشنها عوت نميكردهاند. اين مطربهاي دورهگرد شهري در دستههاي كوچك دو يا سه نفري كه برخي از آنها عنتر و بخر و خرسِ تربيت كرده به همراه داشتن و ميرقصاندند، در كوچه و خيابان به راه ميافتادند و با پس و جواز مردم محل خانهاي را كه در آنجا عروسي و زايمان يا ختنهسوران بوده، يا برپاست شناسايي ميكردهاند. بعد به در خانههايي ميرفتند و با تمبك زدن گفتنِ «حق مبارك كنه انشاءالله» با اجازة صاحب خانه وارد خاه ميشدند و در حياط لحظاتي به اجراي موسيقي و رقص و نمايش حيوانها ميپرداختند. بخشي از پرتوار موسيقي اين لوطيان دورهگرد شامل خواندن اشعار معمولاً بيمعنا بود كه امروزه برخي مطربها به آنها «چرنديات» ميگويند، «آي گلپونه، نعنا پونهي آقاي روميخواي توتوپخونه، خانومي ميخواي خيابونه، قلهك و زركنده راه شمرونه.»1 نمونهاي از اين چرنديات بود. اهل موسيقي، در سلسله مراتب مطربي، همواره پائينترين درجه را به لوطيها، چه شهري و چه روستايي عشايري، ميدادند. حتي مطربهاي روستايي به آنها به ديدة تحقير نگريستند و خود را از آنها متمايز ميكردند2 (موسيقي مطبي).
1- جعفر شهري، تهران قديم، جلد دوم. تهران: معين. 1376، ص 88 .
2- اوژان اوبن، ايران امروز 1907- 1906. ترجمه علي اصغر سعيدي. تهران: زوار، ص 250.
محمدرضا درویشی