لوطی مطرب های گروهی
از لوطیهای دورهگرد شهری و دسته سرنا- دهلنوازان روستایی عشایر.
لوطیهای شهری را، برخلاف لوطیهای روستایی و عشایری معمولاً به جشنها عوت نمیکردهاند. این مطربهای دورهگرد شهری در دستههای کوچک دو یا سه نفری که برخی از آنها عنتر و بخر و خرسِ تربیت کرده به همراه داشتن و میرقصاندند، در کوچه و خیابان به راه میافتادند و با پس و جواز مردم محل خانهای را که در آنجا عروسی و زایمان یا ختنهسوران بوده، یا برپاست شناسایی میکردهاند. بعد به در خانههایی میرفتند و با تمبک زدن گفتنِ «حق مبارک کنه انشاءالله» با اجازه صاحب خانه وارد خاه میشدند و در حیاط لحظاتی به اجرای موسیقی و رقص و نمایش حیوانها میپرداختند. بخشی از پرتوار موسیقی این لوطیان دورهگرد شامل خواندن اشعار معمولاً بیمعنا بود که امروزه برخی مطربها به آنها «چرندیات» میگویند، «آی گلپونه، نعنا پونهی آقای رومیخوای توتوپخونه، خانومی میخوای خیابونه، قلهک و زرکنده راه شمرونه.»[۱] نمونهای از این چرندیات بود. اهل موسیقی، در سلسله مراتب مطربی، همواره پائینترین درجه را به لوطیها، چه شهری و چه روستایی عشایری، میدادند. حتی مطربهای روستایی به آنها به دیده تحقیر نگریستند و خود را از آنها متمایز میکردند[۲] (موسیقی مطبی).
نیز نگاه کنید به
مآخذ