پرش به محتوا

اشاعره

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۲۱:۱۴ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''اشاعره'''، نامي كه بر پيروان مكتب كلامي ابوالحسن اشعري اطلاق مي‌شود. اشاعره در معناي عام به سنّت‌گرايان يا اهل سنّت و جماعت گفته مي‌شود، يعني آنان كه در برابر خردگرايان معتزلي، بر نقل (= قرآن و سنت) تأكيد مي‌ورزند و نقل را بر عقل ترجيح مي‌ده...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

اشاعره، نامي كه بر پيروان مكتب كلامي ابوالحسن اشعري اطلاق مي‌شود. اشاعره در معناي عام به سنّت‌گرايان يا اهل سنّت و جماعت گفته مي‌شود، يعني آنان كه در برابر خردگرايان معتزلي، بر نقل (= قرآن و سنت) تأكيد مي‌ورزند و نقل را بر عقل ترجيح مي‌دهند.1 اشاعره كه در مقابل معتزله قرار دارند، ضمن پرهيز از جريان‌هاي افراطي عقل‌گرايانه و اجتناب از تفريط عقل‌ستيزانه، «اقتصاد در اعتقاد» را به‌عنوان راهي ميانه و معتدل در اعتقاد اسلامي مطرح كردند.2 ابوالحسن اشعري در برابر دو جريان افراطي قرار داشت و مي‌كوشيد تا ضمن پرهيز از افراط و اجتناب از تفريط راهي ميانه برگزيند، جريان‌هاي افراطي رويي در عقل‌گرايي داشت و رويي در عقل‌ستيزي يا نقل‌گرايي. معتزله بر عقل به عنوان يگانه‌ ابزار شناخت حقيقت تأكيد مي‌كردند و با نفي هر آن‌چه در نظر آنان خردپذير نمي‌نمود و نيز با تكيه بر آيات نفي‌كنندة تشبيه و با تأويل آيات دال بر تشبيه، نه فقط تشبيه و تجسيم را مردود دانستند، كه رؤيت را نيز نفي كردند، منكر صفات زايد بر ذات شدند و از خلق كلام خدا سخن گفتند. در برابر معتزله، اصحاب حديث با تكيه بر نقل، شيوه‌اي عقل‌ستيزانه در پيش گرفتند، به تفسير ظاهري آيات پرداختند، و از تأويل عقلاني قرآن سخت پرهيز كردند. اشعري و پيروان او كوشيدند تا در برابر اين افراط‌ها و تفريط‌ها راهي ميانه بيابند و «اقتصاد در اعتقاد» را متحقق سازند. ابن خلدون در مقدمه گزارشي از آن افراط‌ها و تفريط‌ها و از اين ميانه‌روي به دست داده است.3 اشعري و سپس اشاعره بر بنياد شيوة ميانه روانه انديشيدند و نظريه‌هاي خود را بر همين اساس پرداختند. آنان گذشته از آن كه پيوسته در انديشه‌هاي كلامي‌شان ميانه‌روي را پيش چشم داشتند، جاي از آن سخن مي‌گفتند؛ چنان كه غزالي الاقتصاد في الاعتقاد را عنوان كتابي مستقل ساخت. جلوه‌هاي اين ميانه‌روي را در تمام نظريه‌هاي اشعري و اشاعره، به ويژه در نظرية كلام نفسي و لفظي، در نظرية رؤيت، و در نظرية رابطة ذات و صفات بايد بازجست.

روش عقلي ـ نقلي: گرچه جنبش اشعري با پرهيز از عقل‌گرايي و تأويل آغاز شد، اما از آن‌جا كه ميان عقل‌گرايي افراطي و عقل‌ستيزي، گونه‌اي عقل‌گرايي معتدل هست، اشعري نه تنها عملاً كه نظراً نيز به مفهومي عقل‌گراست و اين عقل‌گرايي كه ميراث معتزليان و فيلسوفان به شمار مي‌آيد، در آثار پيروان اشعري بيشتر مي‌شود. گذشته از اين، اشاعره در برابر فيلسوفان و معتزليان خردگرا و به اصطلاح بدعت‌هاي آنان، از باورهاي اصيل اسلامي، يعني از داده‌هاي وحي (= نقل) به دفاع برخاستند و روشي عقلي ـ نقلي برگزيدند و با تكيه بر استدلال‌هاي منطقي عمل كردند. پس از اشعري پيروانش عقل‌گرايي را شدت بخشيدند. روشن‌ترين و مستندترين نمونه‌اي كه مي‌توان براي عقل‌گرايي اشعري كرد، رسالة استحسان الخوض علم الكلام اوست. اشعري در اين رساله به كساني كه تفكر و تعقل را در الهيات حرام مي‌دانستند، سخت تاخته و استدلال‌هاي گوناگوني براي باطل ساختن عقايدي از اين دست مطرح كرده است.

عقل‌گرايي و تأويل: مايه‌هاي عقل‌گرايي در آثار اشعري از يك سو و تأثير ميراث عقل‌گرايي در جامعة اسلامي از سوي ديگر، زمينه را براي بازگشت پيروان اشعري به عقل‌گرايي و به تأويل ـ كه نتيجة عقل‌گرايي است ـ فراهم ساخت و بزرگان مكتب اشعري، يعني باقلاني، جويني، غزالي و سرانجام فخرالدين رازي عقل‌گرايي را تجديد كردند و همانند معتزله در كار تأويل كوشيدند. در سدة 6ق / 12م ابن رشد در كتاب فصل المقال آن‌جا كه از مدعيان فهم شريعت سخن مي‌گويد و مشهورترين آنان را 4 گروه ـ اشعريه، معتزله، باطنيه و حشويه ـ مي‌شمارد، آشكار از گرايش آنان به تأويل سخن به ميان مي‌آورد و تصريح مي‌كند كه اين گروه‌ها به تأويل الفاظ شرع مي‌پردازند و الفاظ شرع را بر طبق باورهاي خود تأويل مي‌كنند.4

    مآخذ:

1.     ابن‌حزم، علي. الفصل. به كوشش محمد ابراهيم نصر، جده: مكتبات عكاظ، بي‌تا، تمام صفحات.

2.      شهرستاني. الملل و النحل. به كوشش محمد فتح‌الله بدران، قاهره: 1375ق، 1/94.

3.      ابن‌خلدون. مقدمه. ترجمة محمدپروين گنابادي، تهران: 1353، ج2، ص942- 947.

4.      ابن‌رشد. «فصل المقال» در فلسفه ابن رشد. بيروت: دارالآفاق، الجديده، بي‌تا، ص46.


علی دادبه

تلخیص سید حسن امین