اعدام
اِعْدام، در لغت، به معني نيستگردانيدن است و در اصطلاح فلسفه و كلام، نابودشدن جهان، يعني ماسوي الله، بهصورت نيستشدن محض يا پراكندهشدن اجزاي موجودات است. فلاسفه نيستشدن جهان را ناممكن ميدانند و بر آناند كه عقول مجرده، نفوس ناطقه، اجسام فلكي و مادﺓ عنصري نابود نخواهد شد. امّا متكلّمان نيستشدن تمام اجزاي عالم را ذاتاً جايز ميشمرند و آن را امكانپذير ميدانند، منتهي بعضي مثل اكثر معتزله به نظرية «افناء» يعني نابودي كامل جهان معتقدند و بعضي مثل اكثر اماميه به نظرية «تخريب» يعني پراكنده شدن اجزاي موجودات جهان معتقدند.1 در اصطلاح حقوق جزايي، اعدام عبارت از سلب حيات شخص در پي صدور حكم قضايي براي مجازات بزهكاران معين است.2 برابر مباني حقوق بشر جهاني، همه كس «حق زندگي» [1]دارد؛3 و لذا سلب اين حق به هر صورت ولو به شكل «اعدام قانوني» برابر قوانين داخلي، يك مجازات غيرانسانيست، امّا در نظام حقوقي اسلام، مجازات اعدام براي بزههاي خاص تعيين شده است.4
مآخذ:
1. دايرةالمعارف تشيّع. زير نظر احمد صدر حاج سيدجوادي، مدخل «اعدام».
2. دايرةالمعارف فارسي. زيرنظر غلامحسين مصاحب، مدخل «اعدام».
3. مادﺓ سوم اعلاميـﺔ جهاني حقوق بشر، ر. ك. عبادي، شيرين. تاريخچه و اسناد حقوق بشر در ايران. تهران: انتشارات روشنگران، 1373، ص 145.
4. قانون مجازات اسلامي.
سید حسن امین
[1]. Right to Life