امام جعفر بن محمد صادق(ع)
جعفر بن محمد (ع)، امام صادق، امام ششم از ائمة اثنيعشر و مؤسس فقه شيعة اماميه. به گفتة شيخ مفيد در ارشاد: تولد آن حضرت در مدينه در سال 83 و وفات ايشان در شوال سال 148 هجري و مدفن ايشان در بقيع ميباشد. مادر آن حضرت امفروه دختر قاسم بن محمد بن ابيبكر بود.
امام صادق بعد از پدر بزرگوارش مدت 34 سال بر مسند امامت مسلمانان متكي بود.
فقه شيعة اماميه كه به فقه جعفري مشهور است، منسوب به امام صادق است. زيرا آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است، از هيچيك از (ائمه) اهل بيت نقل نگرديده است. اصحاب حديث اسامي راويان ثقه را كه از او روايت كردهاند، به 4000 شخص بالغ دانستهاند. نيمة اول قرن دوم هجري، عصر شكوفايي حديث و ظهور مسايل و مباحث كلامي مهم در بصره و كوفه بوده است.
امام صادق در اين دوره در محيط مدينه كه محل ظهور تابعين و محدثان و راويان و فقهاي بزرگ بود، تنها از يك طريق كه اعلا و اوثق و اتقن طرق بود، نقل ميكرد و آن همان از طريق پدرش امام محمدباقر و او از پدرش علي بن الحسين و او از پدرش حسين بن علي و او از پدرش علي بن ابيطالب و او هم از حضرت رسول بود.
امام صادق كه در ميان ائمه از عمر نسبتاً طولاني برخوردار بوده است، در عصر خود مرجع ديني شيعيان و معتقدان به اهلالبيت بوده است. خود آن حضرت در آشفتهبازار حديث و مدعيان علم و دين و فقه، ابواب علم را بر روي دوستان و معتقدان خود گشود و فقه اهل بيت را بر جهانيان شناساند. «فقه جعفري» چون برمبناي علم مستقيم و مستند به منبع وحي است، مخالف «قياس» است.
دوران امامت حضرت صادق يكي از ادوار پرآشوب تاريخ اسلام است. اين دوره كه از سال 114 هجري تا سال 148 (سال وفات آن حضرت) طول كشيده است، شاهد ظهور و قتل زيد بن علي بن الحسين (122 ق)، انتقال خلافت از بنياميه به بني عباس (122 ق)، كشتهشدن ابومسلم خراساني (137 ق)، كشتهشدن عبدالله بن حسن بن حسن در زندان منصور و كشتهشدن فرزندان او محمد بن عبدالله ملقّب به نفس زكيه و ابراهيم بن عبدالله معروف به قتيل باخمري (145 ق) و بناي شهر بغداد (سال 145 و 146 ق) است. آن حضرت در اين حوادث مهم سياسي مورد توجه و نظر عدﺓ زيادي از مسلمانان بود و حتا بسياري از مردم او را براي خلافت مناسبتر و شايستهتر از سفاح و منصور ميدانستند، امّا او بينش سياسي و دورنگري عميقي از خود نشان داد و چون ميدانست كه جريان حوادث در مسيري ديگر و برخلاف مقاصد واقعي اسلام است، خود را از فتنهها و آشوبهاي زمانه دور نگاه داشت و با اين وسيله مشعل فروزان امامت و علم را از خاموشي در امان داشت.
شش تن از ياران امام صادق كه به اصحاب سته معروفند و همة حديثشناسان و رجالشناسان شيعه، آنها را توثيق كرده و به جلالت قدرشان اذعان دارند كه عبارتند از: 1ـ جميل بن دراج؛ 2ـ عبدالله مسكان؛ 3ـ عبدالله بكير؛ 4ـ حماد بن عيسي؛ 5 ـ حماد بن عثمان؛ 6 ـ ابان بن عثمان كه همان ابان بن تغلب است.
اين نيز گفتنيست كه در منافع حديث و متون روايي شيعه از امام صادق غالباً فقط به كنية «ابوعبدالله» ياد ميكنند.
غالب آثار امام به عادت معهود عصر، كتابت مستقيم خود ايشان نيست و غالباً املاي امام يا بازنوشت بعدي مجالس ايشان است. بعضي از آثار نيز منسوب است و قطعيالصدور نيست. 1ـ از آثار مكتوب امام صادق، رساله به عبدالله نجاشي (غير از نجاشي رجالي) است. نجاشي صاحب رجال بر آن است كه تنها تصنيفي كه امام بهدست خود نوشتهاند، همين اثر است. 2ـ رسالهيي كه شيخ صدوق در خصال و به واسطة اعمش از حضرت روايت كرده است، شامل مباحثي در فقه و كلام. 3ـ كتاب معروف به توحيد مفضل، در مباحث خداشناسي و رد دهريه كه املاء امام و كتابت مفضل بن عمر جعفيست. 4ـ كتاب الاهليلجه كه آن نيز روايت مفضل بن عمر است و همانند توحيد مفضل در خداشناسي و اثبات صانع است و تماماً در بحارالانوار مندرج است. مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة كه منسوب به امام صادق است و بعضي از محققان شيعه از جمله مجلسي، و صاحب وسائل و صاحب رياض العلماء صدور آن را از ناحية حضرت رد كردهاند.
6 ـ رسالهيي از امام خطاب به اصحاب كه كليني در اول روضة كافي به سندش از اسماعيل بن جابر از ابيعبدالله ]= امام صادق[ نقل كرده است. 7ـ رسالهيي در باب غنايم و وجوب خمس كه در تحفالعقول مندرج است. 8 ـ بعضي رسائل كه جابر بن حيان كوفي از امام نقل كرده است. 9ـ كلمات قصار كه بعدها به آن نثرالدرر نام دادهاند و كلاً در تحفالعقول مندرج است. 10ـ چندين فقره از وصاياي حضرت خطاب به فرزندش امام موسي كاظم، سفيان ثوري، عبدالله بن جندب، ابي جعفر نعمان احول، عنوان بصري كه در حلية الاولياء، تحف العقول ثبت گرديده است.
مآخذ:
1. طبري. تاريخ. ج 3، ص 2509؛ ابن خلّكان. وفيات الاعيان. ج 1، ص 291؛ ابونعيم اصفهاني. حلية الاولياء. ج 3، ص 192؛ اسد حيدر. الامام الصادق و المذاهب الاربعه. نجف: 1383 ق؛ ابن عنبه. عمدﺓ الطالب. ص 195.
تلخيص از: دايرةالمعارف تشيّع
سید حسن امین