امام علی النقی هادی(ع)
هادي (ع)، امام عليالنقي (212ـ254 ق)، امام دهم از ائمـﺔ اثنيعشر. مادرش امولد و از مردم مغرب و معروف به «سمانه مغربيه» بوده است. امام در حين وفات پدر بزرگوارش شش سال و پنج ماه داشتند و در مدينه بودند.
امام هادي از جانب خدا و رسول و پدر بزرگوار خود، به امامت «منصوص» بوده است و علاوه بر اين، هيچكس پس از وفات حضرت جواد مدعي امامت نگرديد و آن حضرت تنها شخصي بود كه به اجماع اصحاب و بزرگان شيعه شايستگي تصدي اين مقام را داشت.
آن حضرت در مدينه اقامت داشتند و در دورﺓ خلافت معتصم و واثق مورد تعقيب و ايذاء واقع نشد، تا اينكه متوكل در سال 232 ق به خلافت رسيد و بر اثر سعايت دشمنان، او را در 233 ق نخست به بغداد و سپس به سامرا احضار كرد.1 امّا همين امر كه آن حضرت در بيست سالگي در مدينه چنان مورد توجه خاص و عام بوده است كه والي مدينه متوكل را از آن حضرت بيم داده است، دليل جلالت قدر و رفتار بزرگمنشانـﺔ آن حضرت است كه در آن سن جواني اينچنين مرجع عامه بوده است تا آنجا كه دستگاه خلافت از او ترسيده و او را به پايتخت احضار كرده است. امّا نامـﺔ مؤدبانه و محترمانـﺔ متوكل ميرساند كه بر او نتوانستهاند خردهيي بگيرند.2
پس از وفات امام هادي، معتز خليفه برادر خود احمد بن متوكل را فرستاد تا بر جنازﺓ امام نماز بخواند و چون مردم بسيار گرد آمدند و گريه و شيون آنان بسيار شد، نعش او را به خانهاش بازگرداندند و در همانجا در سامرا او را دفن كردند.3 از آن حضرت كرامات و خوارق عادات بسيار نقل كردهاند و از جملـﺔ آنها تجسّم تصوير شيري بود كه شعبدهبازي را در مجلس متوكل بلعيد.4
مآخذ:
1. مسعودي. مروجالذهب. ج 2، ص 379؛ طباطبايي، سيد محمدحسين. شيعه در اسلام. ص 145.
2. كليني. اصول كافي. ج 1، ص 497-502؛ شيخ مفيد. ارشاد. ص 307.
3. يعقوبي. تاريخ يعقوبي. ترجمـﺔ دكتر محمدابراهيم آيتي، ج 2، ص 535-536.
4. جامي. شواهدالنبوﺓ. ص 400.
سید حسن امین