جزیه
جزيه، ماليات سرانه كه مسلمانان بنا بر حكم قرآن در آية جزيه (سورة توبه، 29) هر ساله از اهل كتاب در سرزمينهاي مغلوب اسلامي ميگرفتند.
جزيه، خراج زمين است1 و آنچه از ذمّي و اهل كتاب گيرند.2 جزيه، از ريشة آرامي و برگرفته از واژة «گَزْيت» يا «سرگزيت» در زبان سرياني است3 و با ماليات سرانهاي كه بر ملل مغلوب و گاه اتباع كشور بسته ميشود، برابري ميكند.4 جزيه، در فقه، مالي را گويند كه پيروان مذاهب ديگر مانند يهود، نصاري و زرتشت به حكومت اسلام پرداخت ميكنند، در ازاي سكونت ايشان در قلمرو حكومت اسلام، براي مدت معيّن، به گونهي كه جان و مال و ناموس ايشان در حمايت حكومت اسلام باشد؛5 نيز، عقدي است ميان حكومت اسلام و يك يا عدهاي از پيروان مذاهب ديگر (يهوديان، مسيحيان و زرتشتيان) كه براساس آن، در ازاي سكونت در قلمرو اسلام به حكومت اسلام، جزيه ميپرداختند.6 جزيه، در ميان ملل متمدن قديم، از جمله يونانيان و روميان وجود داشته است و از مستحد ثات اسلام نيست؛ يونانيان از مردم سواحل آسياي صغير در مقابل تهاجم فنيقيها و روميان از مردم مغلوب شده، جزيه دريافت ميكردند.7 جزيه در سال نهم هجري، مقرر شده و در زمان حكومت خلفا از ساكنان سرزمينهاي فتح شده دريافت ميگرديد.8
مآخذ:
1. نفيسي، علياكبر. فرهنگ نفيسي (ناظمالاطباء)؛ شيخ احمدرضا. متن اللغة؛ منتهي الارب؛ اقرب الموارد.
2. متن اللغة؛ اقرب الموارد.
3. اوشيدري، جهانگير. دانشنامة فرديسنا. تهران: نشر مركز، 233؛ امام شوشتري، محمدعلي. فرهنگ واژههاي فارسي در زبان عربي. تهران: بهمن 1347، 157.
4. جعفريلنگرودي، محمدجعفر. مسبوط در ترمينولوژي حقوق. تهران: گنج دانش، 1383، 1548.
5. جعفريلنگرودي، محمدجعفر. ترمينولوژي حقوق. تهران: گنج دانش، 1381، 195- 196.
6. همانجا.
7. جرجيزيدان، تاريخ تمدن. ج1، 169- 171.
8. سورة 9/29.
اسدالله معظمی گودرزی