آق قویونلو یا بایندریان
آق قويونلو يا بايندريان، اتحادية قبايل تركمان حكمرانان آناتولي شرقي و غرب ايران در سدة 9ق / 15م به رهبري سران طايفة بايندر.
پژوهشهاي جديد، وابستگي توتمي نام و نشان قبايل تركمان را به گوسپند سفيد (آق قويونلو: دارندة گوسفند سفيد)، نفي كرده و تعبير رشيدالدين فضلالله از بايندر، به معني «زمين هميشه پر نعمت»1 را پذيرفته است. عشيرههاي پراكندة آق قويونلو منتسب به اوغوزهاي دشت قبچاق به سان تركمانان غز از زمان سلجوقيان* به دياربكر آمده و با يورش مغولان به آناتولي كوچ كردند.2 با ضعف ايلخانان* در حملة تيمور* براي شكست بايزيد عثماني، قراعثمان (عثمان بيگ) (839ق / 1435م) بنيادگذار سلسلة آق قويونلو به او پيوست و پس از آن با پيروزي بر قرا محمد قراقويونلو مقام اميري آناتولي و حاكميت آمِد[1] به وي و عشيرة او سپرده شد.3 از آن پس با قراقويونلو*ها به ويژه اسكندر بن قرايوسف درگيري داشت. پس از قراعثمان پسرش علي بيگ جانشين او شد و پسران او جهانگير و اوزون حسن به حاكميت آمِد و رويارويي با سلاطين مصر درآمدند.4 حمزه بيگ پسر ديگر قرا عثمان چندي به جاي برادر نشست. با فوت او (848ق / 1444م) جهانگير با انتخاب ماردين[2] به پايتختي به قدرت رسيد.5 بر آمدن اوزون حسن پس از فوت جهانگير، نه تنها به نبردهاي خانداني و ملوكالطوايفي پايان داد بلكه وي توانست پس از پيروزيهاي محلي، ديار بكر، بغداد، تبريز و عراق عجم را تا مرز خراسان فتح كند و بيش از ديگر تركمانان به قدرت و شهرت برسد. او كه تبريز را به پايتختي برگزيد در 34 سالگي با كورا كاترينا [3]دختر كالو يوهانس [4](شاه مسيحي ترابوزان) كه به دسپينا [5](دسپينا خاتون = شاهدخت) شهرت داشت ازدواج كرد. از اين ازدواج دخترش ماراتا[6] (حليمه بگي آغا) به همسري شيخ حيدر درآمد و حاصل اين ازدواج تولد شاه اسماعيل* صفوي بود.6
با فوت اوزون حسن در شوال 882ق (ژانويه 1478م) امپراتوري وسيعي از اين فاتح و پادشاه بزرگ كه اصلاحات و آثار فرهنگي و مدني بسياري مبتني بر طرح «قانوننامه» به انجام رساند، باقي ماند.7 پس از وي پسرانش سلطان خليل و يعقوب بيگ كه قيام شيخ حيدر صفوي در دورة وي بود، بايسنقر پسر يعقوب بيگ رستم بيگ پسر مقصود بيگ و نوة اوزون حسن، احمد بيگ نوة ديگر اوزون حسن، فرزند اوغورلو محمد به حكومت رسيدند. احمد بيگ به عدل و دانش دوستي، استحكام باورهاي ديني و اصلاح كشور و رفاه رعيت اهتمام ميورزيد8 و در اين راه مراد او شيخ نقطهچي اوغلي بي تأثير نبود، پس از وي، الوند بيگ پسر يوسف بيگ و سلطان مراد پسر يعقوب از شاه اسماعيل صفوي شكست خوردند و با فرار سلطان مراد به قلمرو عثماني «دولت طبقة آق قويونلو سپري گشت»9 و حكومت 80 سالة 12 سلطان اين سلسله به دنبال تشكيل دولت ملي صفوي* پايان يافت.
نظام اداري آق قويونلوها مبتني بر تصميمگيري شوراي اميران منطقه و رؤساي طوايف تركمان و نظر سلاطين بود. «قانوننامة» اوزون حسن كه مهمترين دستور اداري، مالي و اجتماعي را در بر داشت تا عهد شاه تهماسب صفوي معتبر باقي ماند و نظام اقطاع و سيورغال در اين دوره، به سان دورة تيموريان* به اجرا در آمد. از دورة اوزون حسن، روابط ديپلماتيك با اروپاييان، با در نظر گرفتن رقابت با عثمانيان به ويژه براي در هم كوبيدن قدرت سلطان محمد فاتح، گسترش يافت.10 آمد و شد سفيران وضع جديدي در روابط ايجاد كرد و در همين راستا، مصر و گرجستان مورد حملة اوزون حسن قرار گرفت.11
آق قويونلوها به ويژه اوزون حسن به فرهنگ ايران و ايراني بودن خود تفاخر داشتند و در دورة آنان شاعران، هنرمندان، موسيقيدانان و انديشهگران فلسفي بسياري نشو و نما يافتند.12 از آن ميان: نورالدين جامي، اهلي شيرازي، فضلالله روزبهان خنجي، جلالالدين دواني و...
مآخذ:
- همداني، رشيدالدين فضلالله. جامعالتواريخ. به كوشش بهمن كريمي، تهران: ، 1338، ص 41.
- Minorsky, V "the Qara-Qoyunlu and the Qutb – shahs". BSOAS, 1955, XVII, P. 51.
- Woods, J, E, The Aqquyūnlū clan, Confedration, Empire, Minnipolis, Bibliotheca Islamica, 1976, P. 67.
- طهراني، ابوبكر. كتاب ديار بكريه. به كوشش نجاتي لوغال و فاروق سومر، تركيه: آنكارا، 1962، ج 1، ص 120.
- غياثي، عبدالله بن فتحالله. تاريخ. به كوشش طارق نافع الجراني، بغداد: مطبعة الاسعد، 1975م، ص 373.
- هينتس، والتر. تشكيل دولت ملي در ايران. ترجمة كيكاوس جهانداري، تهران: نشرية كميسيون معارف، 1346، ص 34-40.
- Minorsky, "The Aq-Qoyunlu and Land Reforms", BSOAS, 1955, P. 449-450.
- رضازاده لنگرودي، رضا. «آق قويونلو». دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، ، ج ، ص 507-508.
- قزويني، يحيي بن عبداللطيف، لبالتواريخ. تهران: بنياد، 1363، ص 379.
- Minorsky, "La Perse au XVsiecle" Orientalia Rumana, 1958, P. 174-185.
- روملو، حسن بيگ. احسنالتواريخ. به كوشش عبدالحسين نوايي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1349، ص 488.
- Fadlullah b. Ruzbihan Khunji's, Tarikh – Alam – Arayi Amini. translation by Minorsky. London, 1957, P. 86.
[1]. Amed
[2]. Mārdin
[3]. Kyra Katerina
[4]. Calo Johannes
[5]. Despina
[6]. Mārata
ناصر تکمیلهمایون