کتاب
كتاب، رسانهاي گروهي از مجموعه مطالب نوشته و ضبط شدة قابل انتقال كه بازيابي مطالب آن از نظر زمان و مكان محدوديت ندارد.1 اين رسانه در دورهاي از تاريخ به صورت نوشتاري بر روي سنگ و گل و سفال و پوست و چرم و يا پاپيروس و زماني ديگر به شكل لوح و طومار و زماني هم به شكل كتاب پوستي و بعد كاغذي و چاپي بوده است. در حال حاضر هم به شكل الكترونيكي در آمده است. كتاب در مفهوم گستردهتر، همواره در زندگي بشر تأثير داشته و مهمترين ابزار در رساندن يافتههاي جمعي به گروههاي ديگر بوده است. كتاب انديشههاي علمي شرقيان را به ساكنان مغرب زمين، تجربههاي غربيان را براي خاورشناسان، و معارف بشري را از نسلي به نسل ديگر منتقل ميكند.2
تاريخ كتاب قدمتي بيش از پنج هزار سال دارد.3 انسان طي قرون متمادي براي ضبط و ثبت دانش و اطلاعات از رسانههاي متعدد استفاده ميكرده است كه از سنگ نبشته آغاز و به كتابهاي خطي و چاپي و رسانههاي الكترونيكي منتهي ميشود. در ابتدا انسان ميتوانست از هر كتاب فقط چند نسخه تكثير و تهيه كند ولي بعدها اين رقم از طريق استنساخ* به چند صد رسيد و در اوايل اختراع چاپ* به هزاران نسخه افزايش يافت.
ايرانيان باستان نوشتههاي خود را بر روي سنگ حك ميكردند و يا بر روي الواح گلي يا زرين و يا بر روي پوستهاي دباغي شدة گاو مينوشتند. اين سنت، يادگار دوران مهرپرستي ايرانيان بود و در آئين زرتشت نيز ادامه يافت، چنانكه اوستا نيز بر پوست گاو نوشته شده بود.4
اما چون پوست گاو در مكانهاي مرطوب، متعفن و گندزا ميشد بنابراين، ايرانيان از پوست درخت خدنگ كه نرم و مقاوم بود، استفاده ميكردند كه آن را توز ميناميدند.
در ايران باستان، واژة كتاب در معناي وسيع كلمه، بر كتاب مقدس اطلاق ميشد و صاحبان آئين، «صاحبان كتاب» بودهاند. خط و سواد نيز كه لازمة كتابت بود، امري مقدس به شمار ميرفت؛ از اينرو در انحصار روحانيون زرتشتي قرار داشته است.5
با ظهور اسلام و تشويق مسلمانان به فراگيري قرآن، حديث و دانشهاي سودمند، بسياري از مسلمانان از جمله ايرانيان به كسب علم و دانش و تأليف و تصنيف و استنساخ كتب خطي پرداختند.6
پس از ورود اسلام به ايران استنساخ و تهية كتب خطي رشد وشكوفايي فراواني يافت. در اين دوران كه حدود سيزده قرن به طول انجاميد، عمدهترين كتابهايي كه استنساخ شد عبارت بودند از قرآن، كتب حديث، ادعيهها و نهجالبلاغه كه در ابتدا براي انگيزههاي ديني و اعتقادي و سپس براي كسب درآمد مورد استنساخ قرار ميگرفت.
عمدهترين مكانهايي كه استنساخ كتابها در آن صورت ميگرفت عبارت بودند از مدارس ديني و حوزههاي علميه كه به دليل نيازهاي درسي و گاهي بر اساس تقاضاي اهل علم به استنساخ ميپرداختند.
از 130ق / 747م خط عربي رسماً جانشين خط پهلوي شد و بسياري از كتابها به زبان عربي نوشته شدند. از كهنترين نسخ خطي كه خطاطان ايراني استنساخ كردند ميتوان به كتاب صفات الشيعه تأليف شيخ صدوق (ابن بابويه) در 360ق /970م اشاره كرد. در اين دوران خطاطي و هنر خوشنويسي* در كتابها نيز به اوج ترقي و تعالي رسيد و كاتبان به قرينهسازي و تنظيم جداول و اندازة سطور توجه كردند و استنساخ كتابها سيماي هنري يافت.7
پس از ورود چاپ به ايران، در 1038ق / 1627م* تحول فرهنگي عمدهاي در كشور به وجود آمد. نخستين كتاب چاپي در ايران كتابي است به زبان ارمني كه 180 سال پس از اختراع چاپ گوتنبرگ در 1440م در جلفاي اصفهان و به كوشش كشيشان ارمني چاپ شد.8 رسالة جهاديه، كتاب فتحنامه، و رسالة آبلهكوبي نخستين كتابهاي فارسي هستند كه با حروف سربي چاپ و منتشر شدهاند.9
در دورة محمد شاه قاجار نيز نخستين كتابهاي مصور به زبان فارسي چاپ و منتشر گرديد. همواره با رشد و تكامل صنعت چاپ در ايران كتابهاي چاپي بسياري منتشر شد.10
در دهة 1360ش رايانه در ايران به سرعت رواج يافت و سبب تغيير چهرة چاپ كتابها گرديد. از نيمة دوم قرن بيستم به بعد، ايرانيان استفاده از رسانهاي كه بتواند در حجم كم و سرعت زياد اطلاعات را ذخيره و در دسترس قرار دهند مد نظر قرار دادند.
علاوه بر افزايش حجم انتشارات، به دليل محدوديتهايي كه در استفاده از كتاب وجود داشت، سرعت استفاده از رسانههاي الكترونيكي افزايش يافت و كتابهاي الكترونيكي رواج يافتند. كتابهايي كه حاوي اطلاعات الكترونيكي پويا و ميانكنشي هستند و به صورت مجازي نقش كتاب معمولي و سنتي را ايفا ميكنند. صفحات اين نوع كتاب به جاي اينكه روي كاغذ منتشر شود به صورت نمايش رايانهاي يا ديگر تجهيزات الكترونيكي در دسترس قرار ميگيرد.11
مآخذ:
1. ابرامي، هوشنگ. شناختي از دانششناسي. تهران: انجمن كتابداران ايران، 1358، ص28.
2. استيچويچ، الكساندر. كتاب در پوية تاريخ. ترجمة حميدرضا آژير و حميدرضا شيخي، مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهشهاي اسلامي، 1373، ص14-15.
3. دال، سوند. تاريخ كتاب: از كهنترين دوران تا عصر حاضر. ترجمة محمدعلي خاكساري، مشهد: بنياد پژوهشهاي اسلامي، 1372، ص33.
4. مصاحب، غلامحسين. دايرةالمعارف فارسي. تهران: فرانكلين، 1345، ج 1، ص 302.
5. راوندي، مرتضي. تاريخ اجتماعي ايران. ج1: تاريخ اجتماعي ايران و كهنترين ملل باستاني از آغاز تا اسلام. تهران: اميركبير، 1354، ج1، ص2044.
6. مصاحب. همان. ج 2، ص 2143-2144-2174.
7. مزيناني، علي. كتابخانه و كتابداري. تهران: سمت، 1379، ص 54-55.
8. آذرنگ، عبدالحسين. آشنايي با چاپ و نشر. تهران: سمت، 1375، ص 102-104.
9. مزيناني. همان. ص 58.
10. آذرنگ. همان. ص 102-104.
11. باركر، فيليپ. «كتابهاي الكترونيك و كتابخانههاي آينده»، پيام كتابخانه. ترجمة علي مزيناني، س چهارم، ش 3 و 4 پاييز و زمستان 1373، ص 87-100.
میترا صمیعی