چاپ سربی
چاپ سربي، نوعي چاپ كه از كنار هم نهادن حروف سربي و منعكس ساختن آن بر كاغذ به وجود ميآيد. در آغاز ورود فن چاپ به ايران، چاپ سربي را، به اعتبار واژة لاتيني آن تيپوگرافي [1]ميناميدند.
در اواسط قرن 11ق/17م، در عهد صفويان، گروهي از بازرگانان ايراني، كه از ارامنة اصفهان وساكن آمستردام بودند، ابتدا حروف زبان ارمني را تهيه و سپس چاپخانهاي را خريداري و وارد جلفاي اصفهان كردند. بعضي از دعاها و رسائل و اوراد مذهبي با اين دستگاه به چاپ رسيده است.
امّا نخستين مطبعة سربي در ايران كه اقدام به چاپ كتاب با حروف الفباي فارسي و عربي كرد به دستور عباس ميرزا نايبالسلطنه و به همّت ميرزا زينالعابدين تبريزي در تبريز داير شد. رسالة جهاديه تأليف ميرزا عيسي قائممقام اول به عنوان نخستين كتاب چاپ سربي، در 1233ق/1817م به استادي محمدعلي بن حاجي محمدحسين آشتياني از شاگردان ميرزا زينالعابدين در مطبعة تبريز به چاپ رسيده است.
رسالة ديگري به نام فتحنامه تأليف ميرزا ابوالقاسم قائممقام ثاني (فرزند قائممقام اول) در همان سال، در مطبعة سربي تبريز به چاپ رسيد.
در 1240ق/1824م ميرزا زينالعابدين به كمك منوچهرخان معتمدالدوله، اولين چاپخانة سربي دارالخلافة تهران را راهاندازي كرد. نخستين كتابي كه در مطبعة تهران به طبع رسيد حقاليقين محمدباقر مجلسي در 1240ق/1825م بود.
اصفهان، بعد از تبريز و طهران، سومين شهري بود كه در زمان حكومت منوچهرخان معتمدالدوله صاحب مطبعة سربي شد. بر طبق كتب موجود، اولين كتابي كه در اصفهان چاپ سربي شده رسالة حسنيه ترجمة ملاّ ابراهيم گرگين استرآبادي به 1246ق/1830م بوده است.
فعاليت چاپخانههاي تبريز، تهران و اصفهان كه با اولين كتاب چاپي در 1233ق/1817م در دارالسلطنة تبريز شروع شده بود، با طبع آخرين كتب چاپي 1269ق/1853م چون طوفانالبكا از محمد ابراهيم جوهري در دارالخلافة تهران به پايان رسيد. پس از آن، كتابهاي چاپ سربي جاي خود را به كتابهاي چاپ سنگي* سپرد. از مهمترين عواملِ توقف چاپ سربي را ميتوان علاقه و توجه مردم ايران به هنر خوشنويسي و خطاطي دانست.1
از عوامل ديگر ميتوان دشواري كار، بروز اغلاط فراوان چاپي، خراب شدن دستگاهها، و عدم امكان تعمير آنها را ذكر كرد و اينكه حروف سربي را ميبايست از فرنگ ميخريدند و احتياج به ارز خارجي داشت، ولي سنگ مرمر، كه در چاپ سنگي مصرف داشت، از ايران تهيه ميشد.
پس از برچيده شدن چاپخانههاي سربي و رواج چاپ سنگي، 22 سال طول كشيد تا بار ديگر چاپ سربي در ايران رواج يافت. در 1290ق/1873م، ناصرالدين شاه، در سفر خود به فرنگ، از استانبول يك دستگاه چاپ سربي با حروف عربي و لاتيني خريد و راهي تهران كرد.2 ولي «در طهران اهمام شده و در بوتة تعويق ماند»3 و «تا بازگشت ناصرالدين شاه از سفر اول اروپا، كسي در صدد احياي صنعت چاپ سربي برنيامد. چاپخانة سربي جديد عهد ناصري را هم كه براي چاپ روزنامة ايران آورده بودند به زودي شكست و از كار افتاد...».4 چاپخانة سربي ديگري در حدود 1296ق/1879م در تهران داير و پس از مدتي تعطيل شد و آخرين بار در حدود 1314ق/1896م چاپخانة سربي در تهران تأسيس گرديد و دنبالة آن تا امروز ادامه يافت.5 به طور كلي به نظر مورخان آن است كه دستگاهها عمدتاً خراب بوده، اما نمونههاي مورد اشاره نشان ميدهد كه قبل از تاريخ 1314ق دستگاههاي ماشين چاپ سربي دولتي و غيردولتي مشغول فعاليت و طبع كتب بودهاند.
مآخذ:
1. بابازاده، شهلا. تاريخ چاپ در ايران. تهران: طهوري، 1378، ص 10-21 و 26.
2. همان. ص 21.
3. «چاپخانه و روزنامه در ايران». كاوه. دورة دوم، ش 5 (28 آذر1290)، ص 14.
4. محيططباطبايي، محمد. «چاپ سربي و سنگي»، راهنماي كتاب. س 19، 1355، ص 210.
5. محبوبياردكاني، حسين. تاريخ مؤسسات تمدني جديد در ايران. تهران: انجمن دانشجويان دانشگاه تهران، 1354، ج 1، ص 217.
شهلا بابا زاده
[1]. Typography