پرش به محتوا

ترجمه

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۵۳ توسط Nazli (بحث | مشارکت‌ها)

ترجمه، تفسیر، تعبیر، و گزارش کردن[۱] و در اصطلاح زبان‌‌شناسی بیان کردن و برگرداندن کلامی از زبانی به زبان دیگر. در برخی منابع اشاره شده است این واژه در پهلوی به صورت ترگمان (مترجم) و در نوشته‌های آشوری به صورت ترگومانو دیده شده است[۲]. سابقة ترجمه در ایران به روزگار هخامنشیان می‌رسد (599- 321ق‌م) وسعت این امپراتوری و ارتباطات گستردة آن با سرزمین‌های بیگانه ترجه را امری الزام‌آور ساخته بود. کتیبه‌های هخامنشیان معمولاً به سه زبان پهلوی، اکدی، و عیلامی نوشته می‌‌شد[۳]. در زمان ساسانیان (226- 652م)، در مراکز علمی آن عصر مانند سلوکیه، تیسفون، و گندی‌شاپور آثار فراوانی از زبان‌های سانسکریت، یونانی، لاتینی، و سریانی به پهلوی ترجمه می‌شد. نخستین ترجمة ایران را متعلق به عصر خسرو اول انوشیروان ساسانی می‌دانند. از معروف‌ترین آثاری که در این دوره ترجمه شد باید به ترجمة پنچه تنتره یا کلیله و دمنه از سانسکریت به پهلوی اشاره کرد[۴]. در آغاز تمدن اسلامی ترجمه‌های متعددی از کتب فلسفی و علمی یونانی به پهلوی موجود بود. در دورة اسلامی، کار ترجمه در زبان فارسی با ترجمة قرآن مجید شد و، پس از آن، ترجمة کتاب‌های دینی و تفاسیر و همچنین آثار تاریخی ایران باستان از عربی به فارسی دنبال شد. از ترجمه‌های متقدم قرآن و تفاسیر باید به ترجمة قرآن قدس و ترجمة تفسیر طبری اشاره کرد[۵]. بعضی از مشهورترین مترجمان ایرانی در سه قرن اول هجری عبارت‌اند از: جورجیس بن بختیشوع، ربن‌الطبری (اوایل قرن سوم)، ابن‌مقفّع (د 142ق/ 759م)، و حنین بن اسحاق (د 298ق/ 911م) و پسرش[۶]. ترجمه از عربی به فارسی در دوره‌های بعد نیز ادامه یافت و، پس از تسلط حکومت‌های ترک بر ایران، ترجمه از زبان ترکی به فارسی نیز معمول گردید. گسترش روابط ایران با کشورهای اروپایی در عصر صفوی موجب رواج ترجمه از زبان‌های اروپایی شد. در همان زمان، در عهد حکومت اکبرشاه و جانشینانش در هند، بسیاری از شاهکارهای ادبیات هند به فارسی برگردانده شد[۷]. ولی نهضت ترجمه به مفهوم امروزی آن از اواسط دورة قاجار با ورود هیأت‌های نظامی و علمی خارجی، به خصوص فرانسوی، به ایران آغاز شد؛ تا آن‌جا که عباس میرزا چاپخانه‌ای در تبریز ساخت و به ترجمة آثار برگزیدة عربی همت گماشت. با تأسیس دارالفنون در دورة ناصرالدین شاه نهضت ترجمه به بالاترین درجة رشد و تکامل خود تا آن زمان رسید. دارالطباعه و دارالترجمة همایونی به طبع و نشر ترجمة داستان‌های سرگرم‌کنندة اروپایی می‌پرداخت که مترجمان دارالفنون ضمن برگرداندن آن‌ها به فارسی، اشعار و کلمات قصار را نیز در ضمن، ترجمه می‌آوردند[۸]. از مترجمان برجستة این عصر می‌توان به اعتمادالسلطنه، محمدطاهر میرزا، میرزا حبیب اصفهانی، و فتحعلی‌ آخوندزاده اشاره کرد[۹]. با استقرار حکومت مشروطه و دگرگونی در نظام آموزشی کشور و افزایش سواد عمومی، و همزمان با ترویج روزنامه‌خوانی، مترجمان همه‌پسند و پاورقی‌نویسان عرصة گسترده‌ای یافتند  و ترجمة متون عاشقانه و پلیسی رونق فراوان یافت. با آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی و همزمان با تشکیل احزاب مختلف سیاسی و گرایش مردم به مسائل سیاسی ـ اجتماعی، مترجمان به ترجمة متون سیاسی روی آوردند که بخش عمدة این ترجمه‌ها از زبان‌های روسی، فرانسوی، و انگلیسی صورت می‌گرفت. در دهه‌های 1330 و 1340، به دنبال آشنایی مترجمان با سبک‌های گوناگون، آثار ارزشمند و ماندگاری ارائه شد. شماری از ترجمه‌های ادبی ماندگاری که در 1330- 1340ش انجام شده، بدین قرار است: در اعماق اجتماع، نوشتة ماکسیم‌گورکی(M. Gorki) و ترجمة عبدالحسین نوشین (تهران، 1320ش)؛ دوران کودکی، نوشتة ماکسیم گورکی و ترجمة کریم کشاورز (تهران، 1330ش)؛ دست‌های آلوده، نوشتة ژان پول سارتر(Ĵ. P. sartre) و ترجمة جلال آل‌احمد (تهران، 1331ش)؛ باباگوریو، نوشتة بالزاک(Balzac) و ترجمة م.ا. به آذین (تهران، 1334ش)؛ مائده‌های زمینی، نوشتة آندره ژید(A. Gide) و ترجمة حسن هنرمندی (تهران، 1333ش)؛ دن کیشوت، و ... از دهة 1340ش به بعد مترجمان را می‌توان بر پایة متونی که برمی‌گرداندند، دسته‌بندی کرد، مانند ابوالقاسم پاینده، متون تاریخی؛ ابراهیم پورداود متون ایران باستان (به ویژه اوستایی)؛ عبدالمحمد آیتی، متون دینی، تاریخی؛ مشایخ فریدنی، متون ادبی، تاریخی؛ احمد آرام ـ متون علمی، فلسفی؛ کریم کشاورز، متون تاریخی، ادبی؛ محمود هومن، متون فلسفی؛ علی‌اکبر داناسرشت، متون علمی؛ سیدحسین نصر، متون فلسفی؛ محمدرضا جلالی نائینی

ـ متون دینی، فلسفی و عرفانی و منوچهر بزرگمهر ـ متون فلسفی. مترجمان ادبیات غرب نیز به گزینش و ترجمة آثاری می‌پرداختند که نویسندگان آن‌ها سبکی همانند یا دست کم نزدیک به هم داشتند، مانند نجف دریابندری که در واقع می‌توان او را معرف ارنست همینگوی، (E. L. Doctorov)ویلیام فاکنر (V. Fakner)و دکتروف(E. Hemingway) به فارسی زبانان دانست یا ابراهیم یونسی که بیشتر نوشته‌های چارلز دیکنز را به فارسی برگردانده است. در دهة 1350ش، افزایش چشمگیری در شمار و کیفیت کار مترجمان روی داد. تشکیل مدرسة عالی ترجمه نیز این روند رو به رشد را تقویت کرد و بسیاری از جوانان علاقه‌مند و مستعد را پرورش داد و روانة جامعة مترجمان کرد. این روند تا به امروز نیز همچنان ادامه دارد. در میان مترجمان شایسته و ارزنده‌ای که در این سال‌ها یادگارهای ارزشمندی به میراث مکتوب کشورمان افزوده‌‌اند، به چهره‌های زیر می‌توان اشاره کرد[۵]:

مترجم ترجمه
محمد قاضی دن‌کیشوت، آزادی یا مرگ
صفدر تقی‌زاده مجموعة داستان مرگ در جنگل با همکاری محمدعلی صفریان
حسن هنرمندی مائده‌های زمینی
مهدی سحابی در جستجوی زمان از دست رفته
سروش حبیبی نرگس و زرین دهن (آلمانی)، و هنر امروز (انگلیسی)، اربابها (فرانسوی)
صالح حسینی خشم و هیاهو، به سوی فانوس دریایی
عبدالله کوثری آئورا، گفتگو در کاتدرال، مرگ در خانوادة سانچز
احمد میرعلایی ویرانه‌های مدور، سنگ آفتاب
کیکاووس جهانداری گرگ بیابان، قطار به موقع رسید
فریدون بدره‌ای ساخت رمان، ریخت‌شناسی قصه‌های پریان
زهرا خانلری آقای رئیس جمهور، تعطیلات آخر هفته در گواتمالا
منوچهر امیری سفرنامة گالیور، سفرنامة ونیزیان به ایران
سیمین دانشور داغ ننگ، بنال وطن، مجموعة داستان ماه عسل آفتابي
ابوالحسن نجفی ادبیات چیست؟، خانوادة تیبو، ضد خاطرات با همکاری رضا سیدحسینی
رضا سیدحسینی امید، فاتحان
سروژ استپانیان مجموعة آثار چخوف
جهانگیر افکاری نوازندة نابینا
عبدالله توکل سرخ و سیاه، صومعة پارم
کریم امامی گتسبی بزرگ، برق نقره‌ای
اسماعیل سعادت سرود نیبلونگن، عصر بدگمانی
م.ا. به‌آذین دن آرام، زمین نوآباد، ژان کریستف، باباگوریو
بهمن محصص مرحوم ماتیا پاسگال

نیز نگاه کنید به مآخذ  

پگاه خدیش

  1. دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه. ذیل «ترجمه».
  2. کزّازی، جلال‌الدین. ترجمانی و ترزبانی، کندوکاوی در هنر ترجمه. تهران: جامی، 1374، ص11- 12.
  3. Miremadi, Ali. Theories of Translation and Interpretetion. Tehran: Samt, 1371, p. 42.
  4. همایی، جلال‌الدین. تاریخ ادبیات ایران. تهران: فروغی، 1340، ص 146-147.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ قاسم‌نژاد، علی. «ترجمه». دانشنامة ادب فارسی(2): فرهنگنامة ادبی فارسی. ذیل «ترجمه».
  6. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات ایران. تهران: فردوسی، 1366، 1/104، 108-112.
  7. اته، هرمان. تاریخ ادبیات فارسی. ترجمة صادق رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1356، ص 274.
  8. لنگرودی، شمس. تاریخ تحلیلی شعر نو. تهران: نشر مرکز، 1370، ص 1/30.
  9. آرین‌پور، یحیی. از صبا تا نیما. تهران: زوّار، 1372، ص 1/260-272.