آسیای آبی
ظاهر
آسياي آبي، يا آسياب، آسيايي كه با نيروي آب گردد و در برخي شهرها و روستاهاي ايران آن را به لفظ عربي طاحون و طاحونه نيز نامند.
ركن اصلي آسياب يك چرخ چوبي است كه به صورت افقي يا عمودي در گذر آب قرار دارد و مستقيماً يا با واسطه به سنگ زبرين آسيا وصل است. چرخاب افقي در زير سنگهاي آسيا و چرخاب قائم یا عمودي در كنار سنگهاي آسيا كار گذاشته ميشوند. چرخاب افقي با ميلهاي كه از ميان سنگ زيرين ميگذرد به گلوي سنگِ گَردانِ آسيا وصل است. چرخاب عمودي با يك چرخ دندة چوبي به محور عمودي زير سنگها ميپيوندد و با واسطه به سنگِ گَردان متصل ميشود.1
از قديم سه نوع آسياي آبگرد و تنورهاي، ناوي و چرخي در ايران كار ميكردهاند:
- آسياي تنورهاي كه چرخاب آن با فشار نيروي آبِ انباشته شده در چال يا تنورة آسياب ميچرخد.2 آسيابهاي تنورهاي بيشتر در جاهاي كم آب ساخته ميشدهاند، مانند آسياب بيده و آسياب دوسنگه در دهات يزد كه با آب قنات،3 و آسيابهاي فين كاشان كه با آب چشمه كار ميكردند.4
- آسياب ناوي كه چرخاب آن با فشار نيروي آب جاري در يك ناو يا ناودان که با شیب تند کار گذاشتهاند، ميچرخد. آسياب ناوي معمولاً در مناطق كوهستاني ايران به كار گرفته ميشوند.
- آسياب چرخي، كه چرخاب آن به طور قائم كار گذاشته شده و با فشار نيروي آب جاري از آبراهي با شيب بسيار تند در مسير رودخانه يا نهر ميچرخد. آسياي چرخي در ايران كاربرد بسيار داشت. مقدسي (سدة 4ق/ 11م) در اهواز و در محلي به نام كارشنان چنين آسيابهايي را ديده بوده است.5 آسيابهاي قديم دزفول در رودخانة دز و آسيابهاي نهر شاهجرد اهواز نمونههايي از آسياي چرخي بودهاند. كاربرد آسياي آبي در ايران به دوره و زماني باز ميگردد كه اقوام ايراني در كنار چشمهها و رودخانهها سكونت گزيده و به زراعت مشغول بودهاند. بنابر يك افسانة ايراني نخستين بار هماي چهرآزاد، دختر بهمن، پادشاه كياني، حدود سه هزار سال پيش رسم «آبْ آسيا» را در ايران، كه پيش از آن دست آسيا رسم بود، رواج داد.6 قديمترين اشارة تاريخي به آب آسيا در ايران، اشارة استرابون، جغرافيدان يوناني، به آسيابي است كه داروسازان دورة اشكاني در سال 65 پ م ساخته بودند. اين آسياب كوچك ميلهاي قائم و تعدادي تيغه يا پرّة ملاقه شكل داشته است.7 آسياي آبي در دورة ساساني در شهرها و روستاهايي كه آب كافي داشتند، رايج بوده است. امروزه نيز آثار ويرانة آسيابهايي از اين دوره بازمانده است، مانند دو آسيابخانة سنگي معروف به «اَسييُ گُوْري» [1](آسياي گبري)، در پيرامون شهر خرمآباد لرستان و آسيا سنگي وِرازْرَ [2](گُراز راه) در اَلِشْتَر لرستان،8 آسيابهاي اطراف سد گَرگَر، يا بند ترازو در شوشتر، آسيابهاي سَرْبَند رودخانة دز در دزفول، و خرابههاي سه آسياب سنگي در پاي پل سياه اهواز.9 جغرافيدانان و تاريخنگاران اسلامي نيز به تداول آسيابهاي آبي در سدههاي آغازين اسلامي اشاره كردهاند. نويسندة تاريخ قم (سدة 4 ق) به 51 آسياب با نام آنها در مسير رود و نهرهاي قم اشاره ميكند.10 بنابر نوشتة حمدالله مستوفي (سدة 8ق/ 14م) ، نيشابوريان 40 آسياب در مسير آب رودخانة شهر ساخته بودند.11 مقدسي در وصف شگفتيهاي ديدني فارس از بندِ امير، (احتمالاً از 365ق/ 975م)، رودخانة كُر و 10 آسياب پاي آن ياد ميكند.12
مآخذ:
- و 2. يادداشتهاي مؤلف.
- پاپلييزدي، محمدحسين. «آسيابهايي كه با آب قنات كار ميكنند»، مجلة دانشكدة ادبيات و علوم انساني. س 18، ش 1، مشهد: 1364، ص 12 و 15.
- ضرابي، عبدالرحيم. تاريخ كاشان. به كوشش ايرج افشار، تهران: اميركبير، 1341، ص 73.
- مقدسي، محمدبن احمد. احسن التقاسيم. ترجمة علينقي منزوي، تهران: شركت مؤلفان و مترجمان ايران، 1361، 2/615.
- گرديزي، ابوسعيد عبدالحي بن ضحاك. زينالاخبار. به كوشش عبدالحي حبيبي، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1347، ص 15.
- Wulf, Hans E. The Traditional Crafts of Persia. U.S.A: The Massachusetts Institute of Technology, 1966, P. 280.
- ايزدپناه، حميد. آثار باستاني و تاريخي لرستان. تهران: انجمن آثار ملي، 1355، 1/ 104 و 108، 3/ 283-284.
- پژوهشهاي ميداني مؤلف.
- قمي، حسن بن محمد. تاريخ قم. ترجمة حسن بن علي بن حسن عبدالملك قمي، به كوشش جلالالدين تهراني، تهران: مطبعة مجلس، 1313، ص 53-56.
- مستوفي، حمدالله. نزهة القلوب. به كوشش گاي لسترنج، ليدن: 1915 م، ص 148.
- مقدسي. همان. 2/661. تلخيص: بلوكباشي، علي. «آسيا»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. 1367، 1/373-374.
[1]. Asīyo gowrī
[2]. Veraz ra
علی بلوکباشی