آسیای بادی
آسياي بادي، يا آسْباد، آسيايي كه با نيروي باد گردد و آن را بادْآس و آسيا چرخ نيز نامند.
چرخباد آسيا به طور قائم بر بام آسخانه، درون حصاري بيسقف با ديوارهاي بلند خشتي و گِلي كار گذاشته شده است. يكي از ديوارهها شكافي طولي دارد كه باد از آن ميگذرد و به چرخباد ميخورد و آن را ميگرداند. محور چرخباد تيري چوبي حدود 6 متر است كه سر پائين آن با زائدهاي آهني به گلوي سنگِ گَردانِ آسيا وصل است. مردم خواف و روستاهاي پيرامون آن چرخباد را «پَر» و حصار را «پَرخانه» و شكاف راه گذر باد را «دَرْگا باد» يا «دَرْباد» مينامند.
در برخي روستاهاي خراسان، مانند شاه تقي، آسبادهايي ساختهاند كه محور چرخبادهاي پروانهاي آنها افقي است و با چرخ دندهاي فلزي به محوري قائم، كه در سنگِ گَردان آسيا متصل است، ميپيوندد.1
انديشة بهرهگيري از نيروي باد در گرداندن سنگ آسيا، نخستين بار در ميان مردم مشرق زمين پديد آمد. برخي، ايرانيان را مخترع و سازندة آسباد دانستهاند. بنابر گزارشهاي تاريخي از سدههاي نخستين اسلامي، پيشينة آسياي بادي در ايران به پيش از دورة اسلامي ميرسد.2 ظاهراً سيستانيها نخستين ايرانياني بودند كه از نيروي باد در گرداندن چرخهاي آسيا استفاده ميكردهاند. نويسندة تاريخ سيستان مينويسد: زماني كه مردم بيشتر نقاط ايران با آسياهاي دستي، آبي و ستوري غلات و حبوب را خرد و آرد ميكردند، مردم سيستان از آسباد براي آس كردن و بالا كشيدن آب از چاه استفاده ميكردند.3
ظاهراً در آغاز چرخباد آسياهاي سيستاني در زير سنگهاي آسيا كار گذاشته شدند و بعداً در بالاي آنها. بنابر نوشتة دمشقي (د 727 ق / 1327 م) مردم سيستان بر روي تپّه يا برجي از برجهاي دژ، اتاقكي بر روي اتاقكي ديگر بنا مينهادند، و در اتاقك بالا سنگهاي آسيا و در اتاقك زيرين چرخ پرة آسيا را ميگذاردند. وقتي كه باد چرخ را ميگرداند، سنگ آسيا نيز به گردش در ميآمد. (← طرح آسباد، برگرفته از نخبةالدهر).4 برخي از نويسندگان نيز مردم خراسان را در صنعت آسبادسازي و استفاده از آن همراه و شريك سيستانيها دانستهاند.5 زكرياي قزويني در وصف هرات و شگفتيهاي اين شهر مهم خراسان در سدة 7 ق / 13 م) از آسبادهاي آن ياد ميكند.6 هنوز هم در برخي روستاهاي بخش شرقي ايران و هرات آسبادها به كارند. بنابر گزارشي در 1342ش، از 75 دستگاه آسياي بادي در روستاي نِه سيستان، 50 دستگاه كار ميكردهاند.7 در1347ش، از 35 آسباد در نِشْتِفان خواف، 30 دستگاه هنوز فعّال بودند.8
صنعت آسبادسازي احتمالاً از ايران به سرزمينهاي ديگر جهان رفت. نخست برخي كشورهاي اسلامي، مانند تركية عثماني و مصر، و سپس برخي كشورهاي اروپايي، كه با مردم سرزمينهاي اسلامي ارتباط داشتند، فن و شيوة ساختن و به كار بردن آسباد را از ايران و مسلمانان فراگرفتند.9 اين نوع آسياها را تا اواخر سدة 8 ق / اوايل 15 م در اين سرزمينها «آسيا تُركي» ميناميدند.10
مآخذ:
- پژوهشهاي ميداني مؤلف.
- مسعودي، ابوالحسن علي بن حسين. مروج الذهب. ترجمة ابوالقاسم پاينده، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1356، 1/677.
- تاريخ سيستان. به كوشش ملكالشعراي بهار، تهران: زوار، 1339، ص 12.
- دمشقي، محمد بن ابيطالب. نخبةالدهر. ترجمة حميد طبيبيان، تهران: فرهنگستان ادب و هنر ايران، 1357، ص 308-311.
- حبيبي، عبدالحي. تاريخ افغانستان بعد از اسلام. كابل: انجمن تاريخ افغانستان، 1345، ص 470.
- قزويني، زكريا بن محمد. آثارالبلاد. بيروت: 1380ق، ص 481. نيزنك: لسترنج، گاي. سرزمينهاي خلافت شرقي. ترجمة محمود عرفان، تهران: مركز انتشارات علمي و فرهنگي، 1364، ص 435.
- Wulf, Hans E. The Traditional Crafts of Persia. U.S.A: The Massachusetts Institute of Technology, 1966, P. 286.
- پژوهشهاي ميداني مؤلف.
- يادداشت مؤلف.
- روسو، پيير. تاريخ صنايع و اختراعات. ترجمة حسن صفاري. تهران: اميركبير، 1358، ص 139. تلخيص: بلوكباشي، علي. «آسياي بادي»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. 1367، 1/374-376.
علی بلوکباشی