پرش به محتوا

یقین

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۰۰:۲۷ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''يقين،''' علمي است كه با آن هيچ شك نباشد و در اصطلاح تصوّف و عرفان واپسين حال از احوال دهگانة سالكان راه حق [← حال]  و آخرين مرحلة دانشي است كه نه با حجت و برهان؛ بلكه با محبت و ايمان به دست مي‌آيد و دارندة اين دانش به حقيقتي ناب مي‌رسد و با چشم د...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

يقين، علمي است كه با آن هيچ شك نباشد و در اصطلاح تصوّف و عرفان واپسين حال از احوال دهگانة سالكان راه حق [← حال]  و آخرين مرحلة دانشي است كه نه با حجت و برهان؛ بلكه با محبت و ايمان به دست مي‌آيد و دارندة اين دانش به حقيقتي ناب مي‌رسد و با چشم دل صافي ناديدني را مي‌بيند.1 يقين داراي درجه و سه مرتبه است:

1) علم‌اليقين، و آن دانشي است كه در پرتو دليل و عقل و استدلال حاصل مي‌شود، چنان‌كه اگر في‌المثل كسي در باب مستي مي مطلبي بشنود و خود در باب آن بينديشد و به حقيقت مستي علم حاصل كند، علم او را علم‌اليقين مي‌نامند.    

2) عين‌اليقين، و آن دانشي است كه با گونه‌اي مشاهده و كشف و شهود حاصل مي‌شود، چنان‌كه اگر كسي مي را ببيند و شاهد باده‌گساري مستان گردد، دانش او را به مي و مستي، عين‌اليقين مي‌گويند.

3) حق‌اليقين، و آن دانشي است كه تجربة شخصي و ادراك مستقيم به بار آيد چنان‌كه اگر كسي خود باده نوشد و حقيقت مي و مستي را تجربه كند، از دانش او به مي و مستي به حق‌اليقين تعبير مي‌شود. مثال ديگر: اگر كسي بشنود كه كسي عاشق شده، و بدين ترتيب نسبت به عشق آگاهي يابد علم او به عشق، علم‌اليقين است و چون حكايت عشق و عاشقي، عاشقي را خود ببيند و از عشق آگاهي به دست آورد نسبت به عشق به عين‌اليقين رسيده و چون خود عاشق شود و با همة وجود حكايت عشق را دريابد نسبت به عشق به حق‌اليقين دست يافته است.2


مآخذ:

1.    جرجاني. تعريفات.

2.    سراج نيشابوري. اللمع في التصوف. به كوشش نيكلسن، ليدن: 1914م، ص70- 73؛ ابوالمظفر. صوفي‌نامه. به كوشش دكتر غلامحسين يوسفي، تهران: 1368، ص 198- 199؛ لاهيجي. مفاتيح الاعجاز. چاپ زوار، تهران: 1371، ص201.

اصغر دادبه