مقام
مقام، در لغت به معني جايگاه ايستادن، برخاستن و نيز به معناي برخاستن و نشستن به كار ميرود. در اصطلاح تصوف و عرفان، مقام، مرتبهاي از مراتب سلوك است كه سالك آن را در پرتو اسماءالهي طي ميكند1 تا به مرتبة نهايي برسد و به حقيقت دست يابد. مقامات به مثابة دورههاي تحصيلي (= ابتدايي، متوسطه، عالي...) است كه طالبان دانش طي ميكنند و در هر دوره به ميزاني از دانش دست مييابند. سالك راه حقيقت نيز مراتبي را كه موسوم به مقامات، منازل، مواقف، درجات و واديهاست2 طي ميكند و به تدريج به حقيقت دست مييابد. از حقيقت يا جلوههاي حقيقت كه به لطف و عنايت الهي بر سالك كشف ميشود به حال (جمع آن احوال) تعبير ميگردد [← حال].
مقام داراي دو ويژگي است: نخست آنكه بر خلاف حال كه موهبت الهي است، امري است اكتسابي و نتيجة كوشش و عمل سالك است؛ دوم، بر خلاف حال، پايدار است.3
شمار مقامات در نظر اهل تصوف و عرفان متفاوت است: هزار، صد، چهل، دوازده، ده و هفت. چنانكه خواجه عبدالله انصاري در رسالة صد ميدان، از صد ميدان يعني صد مقام سخن گفته و در منازل السايرين از ده مقام كه هر يك را به ده بخش تقسيم كرده و بدين ترتيب شمار مقامات را در دو مرحله به صد رسانده است. عطار هم در مصيبتنامه از چهل مقام سخن در ميان آورده است،4 اما شمار پذيرفته و جاافتادة مقامات، هفت است: نخست، توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توكل و رضا5، بر طبق طبقهبندي ابونصر سراج نيشابوري [← هر يك از مقامات] كه بايد آن را روششناسي مكتب زهد يا تصوف زاهدانه به شمار آورد؛6 دوم، طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحيد، توكل، و فقر و فنا7 بر طبق طبقهبندي فريدالدّين عطار نيشابوري كه از آنها به واديهاي هفتگانه تعبير ميشود [← هر يك از واديها] و بايد آن را روششناسي مكتب عشق يا عرفان عاشقانه محسوب داشت.8
مآخذ:
1. عزالدين كاشاني. مصباح الهدايه. چاپ همايي، ص125؛ كاشاني، اصطلاحات الصوفيه. ص78.
2. راغب. مفردات. ص169؛ ابنمنظور. لسان العرب. 9/360؛ شاه نعتالله ولي. رسائل. 2/303؛ عطار. منطقالطير. چاپ گوهرين، ص180.
3. عزالدين كاشاني. مصباح الهدايه. چاپ همايي، ص125.
4. عطار. مصيبتنامه. چاپ نوراني وصال، ص؟.
5. سراج نيشابوري. اللّمع.... . ص؟.
6. دادبه، اصغر. ارزش روشناختي اللمع.
7. عطارنيشابوري. منطقالطير.
8. دادبه، اصغر. ارزش روشناختي منطقالطير.
اصغر دادبه