کون و فساد
كون و فساد، در لغت به معني شدن، پديد آمدن و تباه شدن و در اصطلاح فلسفه، كون، به معني خروج دفعي و ناگهاني شيء از عدم به سوي وجود و فساد، به معني خروج دفعي شيء از وجود به سوي عدم است.1 همچنين از كون به حصول صورت براي ماده و از فساد به زوال صورت از ماده تفسير شده است. بر اين بنياد معناي اين سخن كه پديدههاي جسماني، همواره در معرض كون و فساد هستند، آن است كه پيوسته، صورتي از آنها زايل ميشود و صورتي براي آنها پديد ميآيد.2 [← حركت].
مآخذ:
1. آمدي، سيفالدين. كتابالمبين. ص355.
2. سهروردي، يحيي بن حبش. حكمةالاشراق. 2/199؛ احمد، نگري. دستورالعلماء. 3/27.
اصغر دادبه
كون و فساد، در علم طبيعي، به معني شدن (چيزي) و از ميان رفتن (چيزي) در عالم طبيعت. كون و فساد مخصوص عالم زميني است كه عالم عناصر (چهارگانه) به شمار ميرود، در برابر عالم افلاك كه طبيعتي ديگر دارد. كون و فساد، يك نوع از ايجاد چيزها را توجيه ميكند، يعني حركت دفعي را؛ مثلاً آب كه به هوا تبديل ميگردد. نوع ديگر، حركت تدريجي است مانند سيب كه به تدريج رنگش به سرخي ميگرايد و كال است، ميرسد. پس در تعريف كون و فساد گفتهاند: حادث شدن چيزي به صورت دفعي و ناگهاني و يا حاصل شدن صورت در ماده پس از آنكه آن صورت نبود؛ و از ميان رفتن صورت از ماده پس از آنكه براي آن حاصل شد.1 در اين تعريف چنانكه ملاحظه ميشود عدم، به معني نبودن صورتي كه بعداً در ماده حاصل ميگردد، در كنار ماده (هيولي) و صورت يكي از مبادي تكوين يا شدن چيزي به شمار آمده است. مثلاً چوبي كه فعلاً صورت چوبي دارد، فاقد صورت تخت ميباشد و چون نجار آن را به تخت تبديل كرد، هيولي و صورت و عدم، هر سه مبداء تخت شدنِ تخت شمرده خواهند شد.2
نظرية كون و فساد براي تبيين تغييرات و به وجود آمدن و از ميان رفتن اشياء جهان كه به مشاهدة آشكار ميشدند، مطرح شده است. ارسطو دربارة آن بحث كرد و پس از او به عالم اسلامي راه يافت. از آنجا كه در نظر پيشينيان، فقط عالم زميني مكان عناصر ميباشد و تكوين نيز از عناصر صورت ميپذيرد، كون و فساد جز دربارة همين جهان زميني صادق نيست و در موجودات فلكي كه جسم آنها از جنس ديگريست، كون و فساد راه ندارد. ملاصدرا با آوردن نظرية حركت جوهري، تبيين ديگري از علت و چگونگي تغييرات اشياء جهان ارائه داد كه بر طبق آن ذات و جوهر هر چيزي لحظه به لحظه در ميان عدم و وجود در حال حركت است.3
مآخذ:
1. جرجاني. التعريفات. بيروت: 1990م، 173، 197.
2. فروغي، محمدعلي. فن سماع طبيعي. از كتاب شفا، تهران: 1360، 26.
3. صدرالدين شيرازي. اسفار. قم: مكتبة المصطفوي، 2 (2)/ 272.
منوچهر پزشک