حیرت
حيرت، در لغت به معناي سرگشتگي و در قرآن وصف كسي است كه از ايمان به شرك باز ميگردد. اين وصف با مثالي بيان شده است: «همانند كسي كه بر اثر وسوسههاي شيطان (يا غولهاي بيابان كه به باور اعراب، مسافران را ميربودند) مقصد را گم كرده و سرگردان مانده است».1 نزد صوفيه حيرت چيزي است ناگهاني كه هنگام تأمل و تفكر در دل وارد ميشود و عارف را از تفكر باز ميدارد.2 در مباحث عقلي و در نظر حكما نيز، حيرت در مباحث عقلي حالتي است كه موجب ميشود تا فكر به يقين نرسد. حيرت در اين مفهوم به معناي شك نزديك است. هنگامي كه ذهن نتواند با استفاده از براهين و دلايل عقلي به كشف مفهومي از مفاهيم نايل گردد از سير و دستيابي به آن باز ميماند. حكما اين توقف ذهن را حيرت ناميدهاند.3 حيرت در مباحث عقلي و فلسفي مذموم است ولي حيرت عرفاني از مقامات كشف و شهود عارفان است. در اخلاق شك و حيرت از رذايل قوة عاقله محسوب ميشود. اين رذيلت ناشي از عجز نفس از تحقيق حق و ابطال باطل در مسايل پوشيده و پيچيده است. اين حالت غالباً هنگامي پديد ميآيد كه دلايل با يكديگر تعارض دارند. چنين حيرتي، نفس را تباه ميكند زيرا شك منافي با حقيقت است و ايمان بدون يقين تحقق نمييابد. ميتوان به طور خلاصه حيرت را به دو قسم تقسيم كرد: 1) حيرت منفي، كه همانا حيرت فلسفي است و مانع رسيدن به يقين است؛ 2) حيرت مثبت، كه حيرت عرفاني است و از مشاهدة جمال معشوق به بار ميآيد و خبر از وصال و وصول ميدهد.
مآخذ:
1. قرآن، انعام/71.
2. گوهرين. شرح اصطلاحات عرفاني. 4-3/324.
3. طوسي، خواجه نصيرالدين. اخلاق ناصري. 172.
امیرحسین ساکت