جوهر فرد
جوهر فرد، يا جزء لايتجزا، اصطلاح فلسفي و كلامي، كوچكترين جزء تشكيل دهندة جسم. اين مبحث از دوران يونان باستان مطرح بوده و در عالم اسلامي موضوع اختلافي ميان متكلمان و فيلسوفان به شمار ميآيد. وجود جزء لايتجزا به جسم و اتصال آن باز ميگردد. در نظر برخي از متفكران، جسم به اجزاء ريزي تقسيم ميشود تا به كوچكترين جزء خود برسد كه ديگر قابل تجزيه نيست. دموكريتس اين نظريه را ابراز كرد (نظرية اتمها) و ارسطو، سدة 4 پ. م، از او انتقاد نمود.1 اين بحث در عالم اسلامي با دقت بيشتري دنبال شد و هم در ميان متكلمان و هم در ميان فيلسوفان، نظرات گوناگوني را برانگيخت. روي هم رفته، متكلمان با وجود برخي اختلافات، به وجود جزء لايتجزا معتقد شدند2 و فيلسوفان نيز با وجود اختلاف جزئي در ميان مشائيان و اشراقيان، به ابطال آن رأي دادهاند. فيلسوفان كه به پيروي از ارسطو، جسم را مركب از هيولي (ماده) و صورت ميدانند، برآنند كه جسم تا بينهايت قابل انقسام است و جزء لايتجزا را باطل ميدانند.3 متكلمان مسلمان، بنا بر مباني خود، تصور بينهايت را با وجود خدا و صفات او درست ندانسته و به اين جهت با مفهوم لايتناهي مخالفت كردهاند و به همين سبب در مبحث جسم به جزء لايتجزا قائل شدهاند و در پاسخ اين اشكال كه: چگونه هم جسم بزرگ و هم جسم كوچك تا بينهايت تجزيه ميشوند، گفتهاند: تجزيه شدن و تقسيم پذيرفتن دو گونه است: بالفعل و بالقوه و در بسياري از موارد مراد از تقسيم شدن تا بينهايت، تقسيم شدن بالقوه است.4
مآخذ:
1. ارسطو، طبيعيات. ترجمة مهدي فرشاد، تهران: 1363، ص 61.
2. قطبالدين شيرازي.شرح حكمه الاشراق. چاپ عكسي، 238-239و بعد (المقاله الثالثه، في مباحث يتعلق بالهيولي و صوره)؛ نصيرالدين طوسي. شرح اشارات. در: ابنسينا، الاشارات و التنبيهات، 1378ق، 2/8-9.
3. ابنسينا. الشفا. «الهيات»، به كوشش ابراهيم مدكور، تهران: 1363، ص 63-65.
4. صدرالدين شيرازي. اسفار. قم: مكتبه المصطفوي، 2/(2)/.
منوچهر پزشک