پیر
پير، از اصطلاحات عرفاني. پير گاه به معناي قطب و مرشد است، گاه رند و خراباتي و گاه نيز عقل را گويند.1 پير كنعان، پير مغان، پير دير و پير ميخانه، همه به يك معناست و آن امام، مقتدي و قطب است. كسي كه مراحل سير و سلوك را طي كرده و به عالم كشف و يقين رسيده باشد. چنين كسي به مرتبة شيخي و مقتدائي رسيده است و بر ديگر سالكان، ولايت دارد. و آنان را در جريان سير و سلوك و طي مقامات راهنمايي ميكند. مراد و مرشد نيز تقريباً به همين معنا است. مراد، كسي است كه او را از خود اراده نباشد و به نهايت مقامات رسيده باشد.2 مقام او فوق مقام مريد است و بر او ولايت دارد. مقام مرادي، داراي سه مرتبه است: 1) مرتبة نخست، مرتبة كسي است ميل به گناه دارد ولي خداوند او را از ارتكاب گناه محفوظ ميدارد؛ 2) مرتبة كسي است كه خداوند او را توفيق پرهيز كردن از گناه و توبه* و انابه ميدهد و بدين سان او را به خود نزديك ميگرداند؛ 3) مرتبة برگزيدگي (= اجتباء*) است و آن چنان است كه خداوند بنده را برگزيند و خاص خود گرداند بدان سان كه بي سعي و كوشش نعمتها براي وي حاصل آيد. اين برگزيدگي خاص پيامبران و صديقان است چنانكه موسي(ع) بدين مقام رسيد.3
مآخذ:
1. تهانوي، محمد بن علي. كشاف اصطلاحات فنون. هند: 1896م، 1554.
2. كاشاني، عزالدين. مصباحالهدايه و مفتاح الكفايه. به كوشش جلالالدين همايي، تهران: 1367، ص85.
3. كاشاني، عبدالرزاق. شرح بر منازل السائرين انصاري. تهران: انتشارات حامد، 1354، ص136.
امیرحسین ساکت اف