اطمینان
اطمينان، طمأنينه: در لغت به معني آرامش و آسودگي خاطر است و در اصطلاح صوفيه، اطمينان، حالت اعتماد دل سالك به حق تعالي است كه بهترين وكيل است و مؤمنان او را برترين تكيه گاه و بهترين وكيل ميشمارند: «...قالوُا حَسْبُنا الله وَ نِعْمَ الْوَكيلُ (آلعمران/ 3/173)»، و اعتماد بدين حقيقت كه اگر سزاوار فضل و كرم و عنايت خداوندي گردد، آنچه حكمت الهي اقتضا ميكند بدو خواهد رسيد و آنچه بدو ميرسد، بيگمان خير و صلاح او را در بردارد، چرا كه حق تعالي خير مطلق است و از خير جز خير نيايد. [ ← نظام احسن] از اطمينان آرامش به بار ميآيد، چرا كه چون سالك خدا را بهترين وكيل ميداند و در پهنة هستي جز خير و نيكي نميبيند، به هيچ روي هراسان و مشوّش نميگردد و به سكون و آرامش دست مييابد.
اطمينان نتيجة ذكر است [← ذكر] و اهل تصوّف آن را به سه قسم تقسيم كردهاند:
الف) اطمينان عوام: اعتماد به اجابت دعا، دفع بلا و رسيدنِ روزي است، يعني عوام چون به ذكر پردازند، اطمينان حاصل ميكنند كه دعايشان به اجابت ميرسد، بلا از آنها دور ميگردد و روزي آنها بريده نميشود.
ب) اطمينان خواص: اعتقاد به حق: شكيبايي در بلا، رضاي به قضا و در نتيجه آرامش باطني است. يعني خواص، به حق اعتماد ميكنند، به فرمان و خواست و ارادة او خشنودند و همان كه خواست خداي است، همان ميخواهند و بدينسان «جانشان شادمان» است و دلشان آرام.
ج) اطمينان اخصّ خواص: اخصّ خواص، با آنكه جاني شادمان دارند، در آتش تمنّا ميسوزند و در وادي حيرت سرگرداناند و نغمة «رَبِّ زِدْني فيكَ تَحَيُّراً = خدايا بر حيرتم در باب خود (خدا) بيفزاي» ميسرايند.
مآخذ:
1. نيشابوري، سراج. اللمع في التصوف. به كوشش نيكلسن، ليدن: 1914م، ص66- 68.
اصغر دادبه