پرش به محتوا

اقتباس

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۰۰:۴۸ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''اقتباس،''' گرفتن، اخذ كردن، آموختن،<sup>1</sup> و فرا گرفتن علم و هنر و ادب از ديگري،<sup>2</sup> كه امروزه در برابر آن كلمة انطباق يا بازنويسي نيز به كار مي‌رود. اصطلاح اقتباس تا قبل از قرن ششم وجود نداشت.<sup>3</sup> اگر چه در ''الفهرست'' به كتاب ''المقتبس'' از...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

اقتباس، گرفتن، اخذ كردن، آموختن،1 و فرا گرفتن علم و هنر و ادب از ديگري،2 كه امروزه در برابر آن كلمة انطباق يا بازنويسي نيز به كار مي‌رود. اصطلاح اقتباس تا قبل از قرن ششم وجود نداشت.3 اگر چه در الفهرست به كتاب المقتبس از مدائني (د225ق / 840م) و كتاب ديگري از مرزباني اشاره شده است، معلوم نيست كه مراد از كلمة اقتباس در اين دو تصنيف همان معناي اصطلاحي بوده باشد.4 برخي دانشمندان اقتباس را محدود به استفاده از عبارات قرآني دانسته‌اند، در حالي كه ديگران، در معنايي گسترده‌تر، آن را در مورد اصطلاحات فقه و دانش‌هاي ديگر نيز به كار برده‌اند.5 گاه اقتباس با صنعت ارسال مثل جمع مي‌شود، مانند: از لبت زنده گشت جان هما/ و من الماء كلُّ شيِء حي (هماي شيرازي). گاه به ضرورت وزن، در كلام اقتباس شده تغييري داده مي‌‌شود يا معنايي غير از معناي اصلي از آن اراده مي‌گردد.6 هر گاه اقتباس را مترادف بازنويسي بدانيم و غرض، بازسازي هيئت اثري ادبي در قالبي نو باشد، معادل كلمة انگليسي adaptation يا adoption تلقي شده است؛ مانند رمان كه براي فيلم يا تئاتر بازنويسي شود، يا نمايشنامه كه به صورت رمان درآيد. بسياري از قصّه‌هاي «هزار و يك شب» براي سينما، راديو، تئاتر، و ادبيات كودكان بازنويسي شده است.7 در قلمرو ادبيات، اقتباس محتوايي يا مضموني معمول‌تر از اقتباس تاريخي است، بسياري از داستان‌هاي ايران پس از اسلام، اقتباس يا ترجمه از منابع فارسي پيش از اسلام است، مانند شاهنامه و ويس و رامين. برخي كتاب‌ها و داستان‌ها از كشوري به كشور ديگر سفر مي‌كنند و جنبة بين‌المللي مي‌يابند، مانند حكايات كليله و دمنه كه از هند به ايران و سپس به نقاط ديگر عالم سفر كرده و آثار اقتباسي شگفت‌انگيزي به وجود آورده است.8 يكي از كاركردهاي مهم اقتباس احياي مجدّد آثار كهنة ادبي است كه به عللي توانايي ايجاد ارتباط با مخاطب را از دست داده‌اند. اقتباس، با ايجاد هماهنگي ميان اثر ادبي كهن و تحولات اجتماعي نوين، نقش مهمي ايفا مي‌كند.


مآخذ:

1.    معين، محمد. فرهنگ فارسي. ذيل «اقتباس».

2.    همايي، جلال‌الدين. فنون بلاغت و صناعات ادبي. تهران: توس، 1383، 383.

3.    Macdonald, D.B; Bonebakker, S.A. "IKTIBĀS". EI2.

4.    شاكر، احمد محمد. «اقتباس». دايرةالمعارف الاسلامية.

5.    عباسپور، هومن. «اقتباس». دانشنامة ادب فارسي، ج1: آسياي مركزي. به كوشش حسن انوشه، تهران: دانشنامه، 1375، ص 129.

6.    همايي. همان. 391- 392.

7.    قاسم‌نژاد، علي. «اقتباس ادبي». دانشنامة ادب فارسي ج2: فرهنگنامة ادب فارسي. به كوشش حسن انوشه، تهران: دانشنامه، 1376، ص 115- 116.

8.    فرشيدورد، خسرو. دربارة ادبيات و نقد ادبي. تهران: اميركبير، 1363: 2/683- 684.


عباس جاهدجاه