سکر
سکر، در برابر صحو در لغت به معنی مستی و مست شدن است. در اصطلاح تصوف و عرفان، سُکر، از جمله احوال قلبی است وان بیخودی و سرمستیی است که از ذکر و تعظیم خدا[۱] و در پی غلبه محبت حق تعالی بر دل سالک به بار میآید[۲]. سکر، اصطلاحی است در حوزه معرفت شناسی و بدین معنا که به نظر اهل عشق لازمه کشف حقیقت، غیر از تصفیه و تزکیه دل، خروج از حالت استشعاری و رسیدن به حالت سرمستی و بیخودی نیز هست. به همین سبب کَلابادی یا کلاباذی (د 380ق / ؟م) تصریح میکند که سالک در حالت سکر، ماهیت اشیا را میفهمد[۳] و به حقیقت اشیا پی میبرد و مولوی در یک غزل حالت بیخودی را در برابر حالت باخودی (= صحو) قرار میدهد و نتیجه میگیرد که تا وقتی سالک، بیخود نشود به وصال معشوق نایل نمیگردد[۴] و به کشف حقیقت دست نمییابد.
طبقهبندی: سکر دارای اقسام و درجاتی است که از جملهانها طبق نظر ابوالقاسم قشیری (سده 5 هجری قمری) دو گونه است: 1) سکر ناقص یا سکر متساکر است وان سرمستی ناتمام است؛ 2) سکر کامل و تمام، یعنی بیخودی و سرمستی کامل است وان سرمستیی است که نتیجهان توجه تمام به الله و بیتوجهی کامل به ماسویالله است[۵]. [← صحو]
مآخذ:
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
اصغر دادبه
- ↑ سراج نیشابوری. اللمع... . چاپ نیکلسن، ص343.
- ↑ کلابادی. التعرّف. چاپ ، ص413- 417؛ هجویری. کشف المحجوب. چاپ عابدی، ص279- 283.
- ↑ کلابادی. التعرف. همانجا.
- ↑ مولوی. غزلیات شمس
- ↑ قشیری. الرساله. چاپ بیروت، 2001م، ص112- 114؛ نیزنک: هجویری. کشف المحجوب. چاپ عابدی، ص279- 283؛ ابنعربی. الفتوحات. چاپ بولاق، 2/554- 546.