فنا
فنا، در لغت به معنی نابودی و نابود شدن است و در اصطلاح اهل تصوّف و عرفان در دو معنا به کار میرود: 1) دگرگونی حالتِ روحی سالک است که در پی ترک کردنِ خواستها و سرکوبی هوا و هوسها و نفیِ خودپرستیها حاصل میشود؛ 2) بیخودی و بیخبریِ سالک است از ماسویالله، و این امر در اثر محو شدنِ سالک در حق و غرق شدنِ وی در معشوق به بار میاید و در نهایت کار به جایی میکشد که حتی سالک از هستی خود بیخبر میماند و به تعبیر حافظ «خود در میان نمیبیند». فنا، که از ان به فناء فی الله نیز تعبیر میشود هدف نهاییِ سفر معنوی سالک و پایان سیرِ روحی اوست و همانند توحید دارای سه مرتبه است:
الف) فنای افعال در فعل حق: یعنی سالک باور دارد که کردارها، جمله افریده حق و از حق است. چرا که کردار، فرعِ ذات است و ذات، افریده خدا است. از این معنی به «مَحْو» یا توحید افعالی تعبیر میشود.
ب) فنای صفات در صفات حق: یعنی سالک حق خلق را در صفات حق فانی ببیند، چرا که صفات نیز فرعِ ذات است. از این معنی به «طَمْس» یا توحید صفاتی تعبیر میشود.
ج) فنای ذات در ذات حق: یعنی سالک ذات (وجود) خود را در وجود (ذات) حق فانی بیند، به هر چه مینگرد جز حق نبیند، یار را بیپرده از در و دیوار در تجلی بیند. از این معنی به «مَحْق» یا توحید ذاتی تعبیر میشود.
فناءُ الفناء: مرحله کمال فنا ان است که سالک به جایی رسد که حتی از حالِ فنای خویشتن نیز بیخبر مانده و یکسره در مشاهده ذات حق محو گردد. بنا به باور صوفیه، از این فناست که بقا و دوام به بار میاید، یعنی سالک با رسیدن به فناء فی الله، بقاء بالله مییابد و ذات فردی او در ذات الهی باقی میماند و از سیر الی الله ـ که با اتّحاد و اتّصال به حق پایان میگیرد ـ به سیر فی الله میرسد، یعنی به سیر بیپایان در ذات بیکران و لایتناهی الهی.
صوفیه از «فناء کلّی» به «سَوادُ الْوَْجْهِ فی الدّارَیْن» تعبیر میکنند و ان فناء کامل است در خدا بدان گونه که در ظاهر و باطن و در دنیا و اخرت از هستی سالک هیچ نمانَد.
نیز نگاه کنید به
ماخذ
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
اصغر دادبه