پرش به محتوا

طراز

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۰:۱۱ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''طِراز'''، جامه يا پارچه‌اي آراسته به نوارها يا كناره‌هاي پر نقش و نگار زردوزي شده و مزين به علامات، نوشته‌ها يا كتيبه‌هاي پارچه‌اي یا کاغذی به رنگ‌هايي بجز رنگ زمينه پارچه كه جنبه رسمي داشت و شاهان و مامورین حکومتی و یا اشخاص صاحب جاه از آ...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

طِراز، جامه يا پارچه‌اي آراسته به نوارها يا كناره‌هاي پر نقش و نگار زردوزي شده و مزين به علامات، نوشته‌ها يا كتيبه‌هاي پارچه‌اي یا کاغذی به رنگ‌هايي بجز رنگ زمينه پارچه كه جنبه رسمي داشت و شاهان و مامورین حکومتی و یا اشخاص صاحب جاه از آن استفاده مي‌كردند.

ایران باستان٭: مدارک روشنی از طرازهای ایران باستان برجای نمانده است. با اين همه برخی نقش برجسته‌های ساسانی به ویژه در تاق بستان1 و نیز بررسی بقایايی از کتاب خدای‌نامه که در آن صورت و لباس شاهان ساسانی را نقاشی کرده بودند،2 تا حدی به كاربرد طراز در آن دوره اشاره دارند.

ابتدای اسلام تا مغول: مسلمانان طراز را از حکومت‌های ساسانی و رومیان اقتباس کرده بودند. ظاهراً نوشته‌های این طرازها در ابتدا به خط پهلوی جنوبی( ساسانی) بوده است،3 اما از زمان حکومت خلیفه اموی عبدالملک بن مروان (65-86ق/685-705م) و به دستور او، نوشته‌های طرازها از خط پهلوی به خط عربی تبدیل شد و به صورت لا اله الی الله در آمد.4 در قصرهای خلفای اموی و عباسی کارگاه‌هایی برای بافتن جامه‌های طراز (مُطرز) وجود داشت که آن را دارالطراز و رئیس آن را صاحب‌الطراز می‌ناميدند. مسلمانان به دلیل حرمت داشتن کشیدن تصویر، از تصاویر در این طرازها، استفاده نمی‌کردند.5 منصور خلیفه عباسی دستور داده بود تا دولتیان و دیوانیان که بسیاری از آنها ايراني بودند، بخشي از  آیة 137 سورة بقره «فسيكفيكهم الله و هو السميع العليم» را بر پشت لباس خود بنویسند.6  این نوشته‌ها اغلب به خط کوفی بود.7  طراز لباس درباریان سامانی مُطَرَّز به نام سلاطین وقت بود مانند «امیر منصور ابوالقاسم نوح بن منصور».8 لباس تجار نیز گاه طرازدوزی شده بود.9 روی بازوان آستین‌ها و جلوی سینه قبای حاجب و غلامان خاصه دربار، نام حاجب بزرگ مُطرَّز بود.10 بجز پیراهن بهاء‌الدوله شاه بویی، که اکنون در موزة کلمبیا نگهداري مي‌شود و سینه و بازوان آن مُطرَّز است، شماری از کفن‌های ابریشمی و دوپودی بدست آمده از دورة بوئيان نقش عقاب یک سر و دو سر دارند، و نوشته‌های آن‌ها به خط کوفی است.11 کلین فشافویه در حوالی تهران، فسا در فارس، جنابه، قرقوب، شوش و شوشتر در خوزستان در تولید طرازهای سلطانی شهرت داشتند.12 در دورة حکومت‌های ترک در ایران نیز، طرازی با نام سلطان وقت رايج بود.13  کارخانه‌های شاهی تحت نظارت یک مِشْرِف (بازرس و ناظر) «طراز فاخری» می‌بافتند.14 در اصفهان کوچه‌ای به نام کوطراز بود.15 نمونه‌هایی از این پارچه‌ها را که زمینه آبی تیره و نقوش گیاهی با حاشیه خط کوفی دارند، می‌شناسیم.16

مغول تا عصر حاضر: با اينكه در دورة مغول، زنان نیز دوشادوش مردان در مراحل مختلف تهیه و تولید منسوجات و هم چنین طرازدوزی شرکت داشته‌اند، وليكن آن طور كه مي‌نمايد در این دوره طراز رواج و اهمیت دیرین خود را تا حدی از دست داده بوده است.17 به هرحال، پارچة ابریشمی گلدار و زربفتی به نام طراز ابوسعید،که نوشته‌هایی به خط عربی داشت، از ايران برای تدفین رودُلف شاه آلمان فرستاده شد.18 شیراز در دوره تیموریان، زره‌های طرازدار زرکش صیقلی می‌ساخت.19 شاید آخرین نشانه‌های استفاده از طراز در ایران طلادوزخانة دورة صفوی باشد که روی پارچه را کارهای تزئینی مي‌كرد و ملک التجار وقت بر کار آن نظارت داشت.20

مآخذ :

1.  Ghirshman,R.Iran.Parthes et sassanides,Paris,Gallimard,1962,Pp.192-199,fig 235-238 ; Curtis,J.Ancient Persia,British museum,1989,Pp.65-67,fig 77-78.

2.               مسعودی این کتاب را که مورخ 113 ق بود، و برای هشام خلیفه اموی از پهلوی به عربی ترجمه شده بود، نزد یکی از ایرانیان استخر دیده بود. خلاصه‌ای از مندرجات این کتاب را می‌توان در، سنی ملوک حمزه اصفهانی، و مجمل التواریخ  دید. قزوینی، محمدبن عبدالوهاب. یادداشت‌ها. به کوشش ایرج افشار، انتشارات علمی، 1363، ج4، ص192-194 ، ج 7، ص 229

3.               زیدان، جرجی. تاریخ التمدن الاسلامی. طبع حسین مونس، مصر: دارالهلال،1902- 1906م، ج1، ص96-97؛ حسن ابراهیم، حسن،تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی. قاهره: الطبعة الثالثه،1953م، ج1،ص487.

Dozy,R.P.R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845, Pp.1-20.

4.               ماوردی، علی بن محمد. الاحکام السلطانیه. مصر: مطبعة السادة،1327م، ص178؛ جهشیاری، محمد بن عبدوس. الوزراء و الکتاب. قاهره: 1938م، ص38؛ زیدان، ج1، ص96-97.

Dozy.Pp.1-20.

5.               صابی، هلال بن محسن بن ابراهیم، تحفة الامراء فی تاریخ الوزراء. تحقیق عبدالستار احمد فراج، مصر: داراحیاء الکتب العربی، 1958م، ص15-27؛ سعیدالشیخلی، صباح ابراهیم. اصناف در عصر عباسی. ترجمه هادی عالم‌زاده، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1362،ص22. 

6.                اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد. مکتب تحقیق، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414-1415ق/1994م، الطبعة الاولی، ج10، ص407؛ متز، آدام. الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع. نقله الی العربیة محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنة التالیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج2، ص186-187.

7.                یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب. تاریخ. بیروت: دارصادر،1960م، ج3، ص147؛ زیدان، ج1، ص96-97.

8.                عتبی، ابونصرمحمد بن عبدالجبار. تاریخ یمینی،شرح منینی. مصر: مطبعه وهبیه، 1286ق، 2جلد، ترجمه ابوالشرف ناصح جرفادقانی، به اهتمام جعفر شعار، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1345،ص36.

Kabir,M; The Buwayhid dynasty of Baghdad,Clacutta,1964,Pp.52-53.

9.     ابن کثیر، القرشی‌الدمشقی. البدایة و النهایة فی التاریخ. الطبعة الاولی، قاهره: مطبعة السعادة، 1351- 1358ق/ 1939- 1945م، ج12، ص12؛ سعیدالشیخلی، ص68.

Dozy,Pp.339-343

10.  عتبی، ص36؛ ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن. لمنتظم فی تاریخ الملوک و الامم. دایرةالمعارف عثمانیه، حیدرآباد دکن: 1358- 1359ق، ج8، ص136؛ متز، ج1، ص167، ج2، ص296.

Kabir,Pp. 52-53.

11.  روح فر، زهره. نقش عقاب بر کفنهای آل‌بویه. مجله باستان‌شناسی و تاریخ، سال دوم، شماره دوم، بهار و تابستان 1367، ص23-27.

Pope,A.U.A survey of Persian art,ed,P.Ackerman,Tehran,1964-1967,vol

12,pl. 989a,b

12.  نظام الملک، خواجه ابوعلی حسن. سیرالملوک (سیاست‌نامه). چاپ مرتضی مدرسی، تهران: زوار،1357، ص233؛ ابن حوقل. صورة الارض. الطبعة الثانیه، لیدن: بریل، 1938-1939م، ص261؛ مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص442؛ ابن حوقل، ص239؛ حدود العالم من المشرق الی المغرب. مولف ناشناخته، مقدمه بارتولد، تعلیقات مینورسکی، ترجمه میرحسین شاه، تصحیح و حواشی مریم میراحمدی، غلامرضا ورهرام، تهران: دانشگاه الزهراء، 1372،ص375؛ مقدسی، ص416؛ ابن حوقل، ص231؛ مقدسی، ص402- 416؛ ابن حوقل، ص227-231؛ ابن حوقل، ص231؛ حدود العالم. ص385.

13.  بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به کوشش خلیل خطیب‌رهبر، تهران: سعدی، 1368، ج1، ص66.

14.  قمی، نجم‌الدین ابوالرجاء. تاریخ الوزراء. به کوشش محمدتقی دانش‌پژوه، تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1363، ص146؛ جوینی، علاء‌الدین عطاملک. تاریخ جهانگشای. تصحیح محمد قزوینی، به همت محمد رمضانی، تهران: 1366، ج2، ص۳.

15.  ناصرخسرو قبادیانی، ابومعین. سفرنامه. چاپ م. غنی‌زاده، برلین: 1922م، ص138.

16.   → 12.

17.  ابن بطوطه، شرف‌الدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمه محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص376.

18.          Sims, E. Clothing ix, Iranica, P.780.

19.  ونیزیان، (دالساندری، باربارو، و...)، سفرنامه‌هاي ونیزیان در ایران. ترجمه منوچهر اميري، تهران: 1349، ص90- 293.

20.  کمپفر، انگلبرت، سفرنامه. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص 106،150- 151.


محمدرضا چیت ساز