محمدرضا شاه پهلوی
پهلوي، محمدرضا شاه (1298-1359ش). دومين و آخرين پادشاه سلسلة پهلوي.
در محلة سنگلج تهران به دنيا آمد. پدرش رضا خان ميرپنج (← پهلوي، رضا شاه) و مادرش تاجالملوك فرزند يكي از فرماندهان ديوزيون قزاق (← بريگاد قزاق) بود كه بعد از انقلاب بلشويكي روسيه از آذربايجان به ايران مهاجرت كرده بودند.1
محمدرضا پس از تاجگذاري پدرش به عنوان اولين پادشاه سلسلة پهلوي در 1305ش، به عنوان وليعهد ايران معرفي شد. او تحصيلات ابتدايي را در دبستاني كه در محوطة كاخ تأسيس شده بود به پايان رساند. سپس براي ادامة تحصيلات عازم سوييس شد. بعد از بازگشت به ايران در 1316ش طي يك دورة يك ساله تحت آموزش فنون نظامي قرار گرفت.2
در 1317ش به منظور نزديك شدن دو كشور ايران و مصر با شاهزاده فوزيه، خواهر ملك فاروق، پادشاه مصر، ازدواج كرد،3 اما دخالت درباريان در زندگي خصوصي محمدرضا سرانجام به جدايي او از همسر مصرياش انجاميد.4
پس از اشغال ايران به وسيلة متفقين در شهريور 1320ش رضا شاه به نفع وليعهد از سلطنت كنارهگيري5 و محمدرضا براي تثبيت موقعيت خود به عنوان شاه ايران سعي در جلب اعتماد متفقين كرد، در مقابل شوروي و انگلستان با امضاي معاهدة همكاري با ايران به طور ضمني حمايت خود را از خاندان سلطنتي اعلام كردند. محمدرضا شاه سپس براي جلب نظر عمومي همة زندانيان سياسي را بخشيد. زمينهاي وقفي را به مؤسسات مذهبي بازگرداند. دانشكدة الهيات دانشگاه تهران را تأسيس كرد. ژاندارمري را به وزارت كشور واگذار كرد و در نهايت حق دخالت و مشاركت در روند تشكيل كابينه را به مجلس داد و به نمايندگان مصونيت پارلماني بخشيد. او به منظور حفظ قدرت و سلطنت همچنان ارتش و نيروي نظامي را تحت اختيار خود نگه داشت و براي سازماندهي آموزش و تجهيز دوبارة نيروهاي مسلح با ايالات متحدة آمريكا قرارداد بست.6
از جمله حوادث مهم دوران سلطنت محمدرضا شاه ادامة اشغال آذربايجان توسط ارتش شوروي و غائلة فرقة دموكرات* آذربايجان بود كه سرانجام با تدبير قوام*، نخستوزير وقت، و برخي رجال سياسي پايان يافت.7
ترور ناموفق شاه در جشن دانشگاه تهران (15 بهمن 1325ش) عاملي شد تا او با اعمال تسلط بر قوة مقننه، و تار و مار كردن احزاب سياسي و سركوب مخالفان، قدرت خود را بيش از پيش افزايش دهد.8
پس از قضية ملي شدن صنعت نفت* (1329-1332ش) و حوادث 30 تير 1331ش كه سبب رويارويي محمد مصدق* (نخستوزير) و شاه شد، وي ايران را به مقصد عراق ترك كرد.
در 28 مرداد 1332ش نظاميان وفادار شاه با حمايت دولت آمريكا طي يك كودتاي نظامي دولت مصدق را سرنگون كردند. شاه پس از بازگشت به ايران رهبران كودتا را در مناصب كليدي گمارد و فضلالله زاهدي* نخستوزير شد، با استفاده از حمايت مالي آمريكا، دولت را از ورشكستگي نجات داد و با همكاري سازمان اطلاعاتي اسرائيل، سيا (CIA) و اف. بي. آي (FBI)، پليس مخفي جديدي در 1336ش با عنوان سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك*) تأسيس كرد و با سركوب رهبران جبهة ملي* و حزب توده* عملاً آزاديهاي سياسي را محو كرد.9 در 28 آذر 1338ش شاه با فرح ديبا ازدواج كرد.10
پس از آن كه ليبرالها در آمريكا قدرت را به دست گرفتند، پرداخت كمكهاي مالي را مشروط به ورود ليبرالهاي ايران به كابينه و انجام اصلاحات كردند. شاه تحت فشارهاي خارجي ناگزير از تغيير و اصلاح در اوضاع داخلي شد و با انتخاب علي اميني* به نخستوزيري، فرمان اجراي قانون اصلاحات ارضي* را صادر كرد.11
با اين كه برنامة اصلاحات ارضي از اقدامات دولت اميني بود، شاه آن را ابتكار خود معرفي و با بهرهبرداري از آن، طرح لوايح ششگانه معروف به انقلاب سفيد* (بهمن 1341ش) را مطرح كرد. اين طرح علاوه بر تقسيم اراضي، ملي كردن جنگلها، فروش كارخانههاي دولتي به سرمايهگذاران خصوصي، فروش سهام كارخانهها به كارگران، اعطاي حق رأي به زنان و ايجاد سپاه دانش را در بر ميگرفت. شاه براي مشروعيت بخشيدن به طرح خود آن را به همهپرسي گذاشت كه مورد تأييد گستردة مردم قرار گرفت، اما در مقابل ادعاي دولت مبني بر اين كه نتيجة همهپرسي نوعي رأي اعتماد به سياستهاي شاه است، مخالفتهايي بر ضد اين همهپرسي صورت گرفت.12 دركنار مردم روحانيان نيز سياستهاي شاه را مورد انتقاد قرار دادند. اوج اين اعتراضات در خرداد 1342ش بود كه به قيام پانزده خرداد* انجاميد. آيتالله خميني* طي سخناني در مدرسة فيضيه سياستهاي دولت را محكوم كرد و خواستار از بين رفتن سلطنت و برقراري جمهوري اسلامي شد. دولت نيز در مقابل با حمله به مدرسة فيضيه و سركوب شمار زيادي از مخالفان، آيتالله خميني را دستگير و سپس به تركيه و بعد به عراق تبعيد كرد.13 از پيامدهاي اين قيام تشكيل هستههاي اولية گروهها و سازمانهاي مبتني بر مشي مسلحانه بود.
پس از اينكه بريتانيا از نقش سنتي خود به عنوان ژاندارم خليج فارس كنارهگيري كرد، ايران داوطلب ايفاي اين نقش در منطقه شد. شاه كه در انديشة تبديل ارتش ايران به پيشرفتهترين ارتشهاي جهان بود تا ضامن حفظ و بقاي سلطنت و برتري كشورش باشد فرصت موجود را مغتنم شمرد و به خريد اسلحه و تقويت بنية نظامي ايران مبادرت كرد. اين امر سبب گرايش بيشتر ايران به ايالات متحدة امريكا شد.14
تصميم شاه مبني بر ايجاد ارتش قدرتمند سبب شد كه درآمد هنگفت حاصل از نفت كه از 1353ش به بعد نصيب كشور شده بود جذب اين طرح شود. اين مسئله اقتصاد ايران را بيش از پيش با بحران مواجه نمود.15 شاه در 1353ش اقدام به تأسيس حزب رستاخيز* كرد كه جايگزين احزاب فرمايشي قبلي گرديد. هدف او از اين اقدام تبديل ديكتاتوري نظامي از مد افتاده به يك دولت فراگير تك حزبي بود كه با واكنش تند روحانيان مواجه شد.16 در اواسط دهة 50 شاه با دو بحران اقتصادي و بحران ناشي از اعمال فشارهاي خارجي بر وي كه هدف از آنها وادار ساختن نظام به تعديل كنترلهاي پليسي و رعايت حقوق بشر به ويژه حقوق مخالفان سياسي در ايران بود رو به رو شد. واكنش شاه نسبت به بحران پيش آمده ايجاد فضاي باز سياسي و كاهش خفقان بود. گسترش فضاي باز سياسي محركي نيرومند در جهت افزايش اعتراضات به سياستهاي دولت شد.17 روند اعتراضات با انتشار مقالة توهينآميز نسبت به آيتالله خميني در 1356ش سرعت بيشتري يافت.18 اقدامات ضد و نقيض شاه در سركوب مخالفان و دادن امتياز به آنها از قبيل برگزاري انتخابات صد در صد آزاد، اعلام آمادگي براي گفتوگو با رهبران مذهبي، ايجاد وضعيت مطلوب اقتصادي، لغو سانسور مطبوعات و انحلال حزب رستاخيز، در رفع بحران ايجاد شده تأثيري نگذاشت.19 با خروج شاه از كشور در 26 دي 1357ش و بازگشت آيتالله خميني به ايران و اعلام حكومت جمهوري اسلامي در بهمن 1357ش عمر سلطنت پهلوي به پايان رسيد. محمدرضا شاه در مرداد 1359ش هنگام تبعيد در مصر درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد.20
مآخذ:
1- فردوست، حسين. ظهور و سقوط سلسلة پهلوي. تهران: اطلاعات، 1368، ج 1، ص 58.
2- زونيس، ماروين. شكست شاهانه. ترجمة اسماعيل زند و بتول سعيدي، تهران: نور، 1377، ص 50.
3- فردوست. همان. ص 60.
4- همان. ص 4؛ طلوعي، محمود. پدر و پسر، ناگفتهها از زندگي و روزگار پهلويها. تهران: علم، 1372، ص 496-500، 579-593.
5- آبراهاميان، يرواند. ايران بين دو انقلاب. ترجمة احمد گلمحمدي و محمدابراهيم فتاحي، تهران: ني، 1377، ص 203.
6- همان. ص 217-219.
7- سلسلة پهلوي و نيروهاي مذهبي به روايت تاريخ كمبريج. ترجمة عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 63؛ آبراهاميان. همان. ص 277-296؛
Hambly, G.R., "The Pahlavi Autocracy: Muhammad Rizā Shah, 1941-1979", The Cambridge History of Iran. Vol VII, ed. P. Avery, Cambridge: Cambridge University Press, 1991, P. 245.
8- همان. ص 307 و 308.
9- همان. ص 515.
10- دايرةالمعارف فارسي. مدخل «محمدرضا شاه پهلوي».
11- همان. ص 518-519.
12- سلسلة پهلوي ... . همان، ص 128، 129؛ Hambly. P. 279.
13- هويدا، فريدون. سقوط شاه. ترجمة ح. الف، مهران، تهران: اطلاعات، 1365، ص 8.
14- سلسلة پهلوي ... . همان، ص 141؛ Hambly. P.285
15- همان. ص 145-146؛ Hambly. P. 287-288..
16- آبراهاميان. همان. ص 542-548.
17- همان. ص 613-623.
18- هويدا. همان. ص 19.
19- آبراهاميان. همان. ص 623-647.
20- سلسلة پهلوي ... . همان، ص 155؛ Hambly. P. 293.
الهه جواهری