عالی قاپو
عالي قاپو كاخ و اقامتگاه تشريفاتي شاهان صفوي در ضلع غربي ميدان نقش جهان (امام) در اصفهان.
از اين كاخ با نام دولتخانة مباركه هم ياد شده و براي واژه عاليقاپو وجه تسميههايي ذكر شده است. از جمله كه به معني دَر بالا و بلند مرتبه است كه يكي از درهاي رواق حرم حضرت علي (ع) در نجف را شاهعباس به آنجا آورد و لقب كرد.1 ديگر آنكه در برابر قصر سلطنتي سلاطين عثماني كه باب عالي خوانده ميشد، اين كاخ را عالي قاپو ناميدند.2 چنانكه كاخ حكومتي شاه تهماسب در قزوين، دومين پايتخت صفويان، نيز عالي قاپو ناميده ميشد. عالي قاپو يكي از چهار بناي اصلي در چهار گوشة ميدان نقش جهان است كه رو به روي مسجد شيخ لطفالله و به احتمال در همان زمان، دورة شاه عباس يكم (996- 1038ق) در پنج طبقه با استفاده از چوب، آجر، ساروج و مصالح مستحكم با تالار و ايواني مشرف بر ميدان و بر بقاياي بنايي از دورة تيموريان بنا نهاده شد.3 در پيرامون اين كاخ توپهايي نصب شده بوده كه در دورة شاه عباس دوم، شاردن آنها را يكصدو ده عدد شمرده است. اين كاخ دويست تن را در خود جاي ميداد و سياحان اروپايي آن عصر از آن ميان شاردن و كمپفر توصيفهاي بسياري از آن ارائه كردهاند.4 اين كاخ 23 متر ارتفاع دارد و بر بام طبقة پنجم آن اتاقكي كوچك قرار گرفته است. پلكان مارپيچ در دو طرف راهرو ورودي ميدان تا طبقة پنجم ساخته شده است. ايوان با 18 ستون چوبي است كه با رنگهاي آبي و طلايي مزين شده بودند. كف ايوان حوضچهاي از آب است كه كف آن با نهايت دقت عايقكاري شده تا آب به سقف طبقه زيرين نفوذ نكند. اين كاخ محل اقامت شاهان و بيشتر با كاربرد اداري در نظر گرفته شده بوده كه اين نقش را در دورههاي بعد، به ويژه در عصر ظلالسلطان، حكمران صفويه در دوره ناصرالدين شاه، حفظ كرد.5 موسيقي خانه و تزئينات زيباي آن كه پيش از اين در آرامگاه شيخ صفيالدين اردبيلي طراحي و اجرا شده بود از زيباترين بخشهاي اين كاخ است كه با تزئينات رضا عباسي؛ هنرمند نقاش آن عصر مزين شده است. سقف ايوان نيز به گونهاي زيبا و با رنگهاي گوناگون تريين شده است و آن را بهارخواب نيز ناميدهاند. انعكاس نغمه نوازندگان در موسيقيخانه، ديد عالي تالار، ايوان و پنجرهها به ميدان نقش جهان، مساجد شاه (امام) وشيخ لطفالله، بازار قيصريه و بخشهاي گوناگون شهر، گچكاريها و تزئينات دروني بنا باعث شده است كه در شمار زيباترين و نامدارترين كاخهاي ايران قرار گيرد. اين بنا پس از فروپاشي حكومت صفويان توسط افغانها رو به ويراني و تخريب نهاد اما در دورههاي گوناگون حكمرانان در آن اقامت كردند و با انجام مرمتها از آن ميان در سال 1274 قمري به حفظ آن كوشيدند. با اين همه، برخي تغييرات سليقهاي را در نقاشي و تزئينهاي آن روا كردند.6 اين بنا در مجموعة نقش جهان جزو ميراثهاي ايراني در سازمان علمي و فرهنگي يونسكو به ثبت جهاني رسيده است و از مهمترين قطبهاي گردشگري و مطالعه در باره معماري ايران به شمار ميرود.
منابع و مأخذ:
1- دهمشگي، جليل؛ جانزاده، علي، جلوههاي هنر در اصفهان، اصفهان: جانزاده، 1366، ص 334.
2- انصاري جابري، حسن، تاريخ نصف جهان و همة جهان، بيجا، بيتا، ص 105.
3- هنرفر، لطفالله، گنجينة آثار تاريخي اصفهان، اصفهان: كتابفروشي ثقفي، 1344.
4- شاردن، سفرنامه شاردن (قسمت شهر اصفهان)، ترجمه حسين عريضي، تهران: نگاه 132، ص 62؛كمپفر، انگلبرت، سفرنامه كمپفر، ترجمه كيكاووس جهانداري، تهران: خوارزمي؛ 1360، ص 202.
5- سجادي نائيني، سيد مهدي، راهنماي جديد شهر اصفهان. اصفهان: سازمان ايرانگردي و جهانگردي استان. 1380، ص 41.
6- براي آگاهي بيشتر، ر. ك: پوپ، آرتور، معماري ايران، ترجمه غلامحسين صدري افشار. تهران: فرهنگان. 1375، ص 226؛ سيوري، راجر، ايران عصر صفوي. ترجمه كامبيز عزيزي، تهران: ص 162- 163.
مهدی ابوالحسنی