اسطرلاب
اسطرلاب، نام دستهاي از ابزارهاي اندازهگيري نجومي كه شايد كهنترين ابزار علمي جهان نيز بوده است. گونههاي مختلف اسطرلاب در سنجش مختصات اجرام سماوي، تعيين وقت، اندازه گيريهاي مهندسي و بسياري موارد ديگر، كه به گفتۀ ابوريحان بيروني٭ «از بسياري نتوان شمردن» به كار ميرفته است.1و2 نخستين انواع اسطرلاب را احتمالا يونانيان در سدۀ 3 قبل از ميلاد ساختهاند.3 حمزۀ اصفهاني اين واژه را معرب واژۀ فارسي ستاره ياب ميدانست اما بيروني اسطرلاب را معرب واژه يوناني Astrolabon و مستقل از واژۀ ستاره ياب دانسته است.4و5
مسلمانان پس از آشنايي با اسطرلابهاي يوناني در سدۀ 2ق / ؟م (كه گويا تنها 2 نوع يكي كروي و ديگري مسطح بوده)، طي نزديك به هزار سال، نوآوريهاي بسياري در فن اسطرلاب سازي به كار بردند و انواع جديدي از آن را پديد آوردند.6 بيشتر نامداران اسطرلاب سازي در جهان اسلام، همچون فزاري، نگارندۀ نخستين آثار دورۀ اسلامي دربارۀ اسطرلاب،7 ابوجعفر ابن حبش8و9 (فرزند حبش حاسب٭)، فضل بن حاتم نيريزي٭، ابومحمد حامد بن خضر خجندي٭ ـ كه به گفتۀ بيروني در ساخت ابزارهاي نجومي و بويژه اسطرلاب يگانۀ روزگار خود بود10و11 ـ و نيز ابوسعيد سجزي كه از وي ياد خواهد شد ـ ايراني بودند. به شمارش ويلي هارتنر، از ميان 165 اسطرلاب كهني كه از دورۀ اسلامي به دست ما رسيده 65 نمونه ساختۀ ايرانيان است و در مجموع اسطرلابهاي ساخت صنعتگران ايراني، از نظر دقت، ظرافت و زيبايي از اسطرلابهاي ساختۀ ملل ديگر بسيار برتر است. از اين ميان كهنترين اسطرلاب موجود، ساختۀ دو برادر اصفهاني به نامهاي احمد و محمد بن ابراهيم است كه در 374ق/984م در نهايت دقت و مهارت ساخته شده و امروزه در موزۀ اشمولين آكسفرد نگهداري ميشود.12و13
ابوسعيد سجزي٭ نوعي اسطرلاب اختراع كرده بود كه طرز كار آن با همۀ اسطرلابهاي ديگر متفاوت بود. به گفتۀ بيروني، ابوسعيد در ساخت اين اسطرلاب عقيدۀ برخي دانشمندان دربارۀ حركت وضعي (حركت روزانه به دور محور زمين) را عملاً به كار بسته بود(در آن روزگار زمين را ساكن ميپنداشتند). ابوريحان از سجزي به سبب اختراع اين اسطرلاب با ستايش بسيار ياد كرده اما ابوعلي مراكشي هم از سجزي و هم از ابوريحان بدين سبب به سختي انتقاد كرده است.14و15و16 در سدۀ 6ق / ؟م نيز شرف الدين طوسي اسطرلابي با ساختمان بسيار ساده و كاربرد آسان ساخت كه اسطرلاب خطي يا عصاي طوسي نام گرفت. اين اسطرلاب البته به دليل دقت اندكش در اندازهگيريهاي دقيق چندان كاربرد نداشت.17و18و19 ابوريحان بيروني نيز چند رسالۀ بسيار مهم دربارۀ اسطرلاب و نيز آثاري دربارۀ فن تسطيح يا تصوير كردن كره بر روي صفحه (كه مباني رياضي مورد نياز ساخت اسطرلاب در آن مطرح ميشود) نوشت كه از اين ميان كتاب استيعاب وجوه الممكنه في صنعة الاسطرلاب و نيز تسطيح الصور و تبطيح الكور را ميتوان از مهمترين آثار تأليف شده در بارۀ اسطرلاب و فن تسطيح در جهان اسلام دانست. بخش اسطرلاب روايت فارسي التفهيم بيروني نيز كهنترين اثر فارسي موجود دربارۀ اسطرلاب به شمار ميرود.20و21
پس از رواج كاربرد زاويهياب (تئودوليت[1]) و دوربين نجومي(تلسكوپ[2])، اسطرلاب خيلي زود كاربرد و اهميت پيشين خود را از دست داد. اما امروزه علاقهمندان به ابزارهاي نجومي انجمن بين المللي اسطرلاب را بنياد نهادهاند و بسياري از مجموعهداران به نگهداري اسطرلابهايي كه بعضاً ارزش هنري بسيار دارند علاقهمندند.22
مآخذ:
1. بيروني، ابوريحان محمد بن احمد. التفهيم. روايت فارسي، به كوشش جلال الدين همايي، تهران: 1318، ص 285.
2. بيروني. في علم الاسطرلاب. دست نويس شمارۀ 31 كتابخانۀ آستان قدس رضوي، ص 2-7.
3. مولوي، سيد محمد علي. «اسطرلاب»، دائرة المعارف بزرگ اسلامي. ج 8، ص 297-298.
4. بيروني. التفهيم. همانجا.
5. بيروني. افراد المقال في امر الظلال. حيدر آباد دكن: 1948م، ص 69.
6. مولوي. «اسطرلاب»، دائرة المعارف بزرگ اسلامي. ج 8، ص 298-299.
7. مولوي. «ابراهيم بن حبيب»، دائرة المعارف بزرگ اسلامي. ج 2، ص 427.
8. ابن نديم. الفهرست. به كوشش تجدد، تهران: 1351، ص 334.
9. قفطي. تاريخ الحكماء. گزيدۀ زوزني، به كوشش ليپرت، لايپزيگ: 1903م، ص 396.
10. بيروني. تحديد نهايات الاماكن. به كوشش بولگاكوف، قاهره: 1962م، ص 107.
11. كرامتي، يونس. كارنامۀ ايرانيان. تهران: 1380، ص 85.
12. Hartner, W. "The Principle and Use of Astrolabe", A Survey of Persian Art. ed. A. U. Pop, Tehran: 1967, Vol. VI, pp 2532, 2535.
13. مولوي، «اسطرلاب»، دائرة المعارف بزرگ اسلامي. ج 8، ص 304.
14. كرامتي. «ملاحظاتي در باب آراء نجومي ابوسعيد سجزي و شرف الدين مسعودي»، نامۀ فرهنگستان. سال سوم، ش اول، بهار 76، ص 124-130.
15. كرامتي. «بيروني»، دائرة المعارف بزرگ اسلامي. ج 13، ص 392-393.
16. كرامتي، يونس. ابوريحان بيروني، آزاد مرد و انديشمند. تهران: 1385، ص 131-133.
17. كرامتي، يونس. «ايران»، دائرة المعارف بزرگ اسلامي. ج 10، ص 664 و 668.
18. قرباني، ابوالقاسم. زندگينامۀ رياضيدانان اسلامي. تهران: 1365، ص 278.
19. مولوي. «اسطرلاب»، دائرة المعارف بزرگ اسلامي. ج 8، ص 299.
20. كرامتي، يونس. ابوريحان بيروني، آزاد مرد و انديشمند. تهران: 1385، ص 127-134، 153-160.
21. كرامتي. «بيروني»، دائرة المعارف بزرگ اسلامي. ج 13، ص 397-398.
22. مولوي. «اسطرلاب»، دائرة المعارف بزرگ اسلامي. ص 299.
یونس کرامتی
[1].
[2].