اکبر سرشار
سرشار، اكبر 1326ق/ 1908م- 1354 ش، تقليدچي، نويسنده، بازيگر، كارگردان نمايشهاي روحوضي (نمايشهاي شاديآور سنّتي) در 1304ش در سن 17 سالگي بازي در نمايشهاي سنّتي را رد دستة احمد مؤيد* يكي از بزرگان اين هنر در ايران، در محل تماشاخانة ناصريه آغاز كرد. پس از بسته شدن تماشاخانة ناصريه، مدتها در دستة احمد مؤيد و سپس دستة عباس مؤسس در نقش سلطاني بازي ميكرد و تقليد در ميآورد بعدها يك دستة نمايشي مستقل را در محلي نرسيده به سرچشمه و در بالاي تكيهي رضاقليخان تأسيس كرد. بنابر روايتي در 1314ش تماشاخانة آفتاب را در گلوبندك و در 1320 و با همراهي و شركت جليلوند، يكي از دستاندركاران نمايشهاي سنّتي2 و با همكاري غلامحسين ملت، پيرمرادي، ورشوچي، عسجدي و شمسي غفاري (همسر اولش)، دستة تئاتر مينا را در چهارراه گمرك تأسيس كرد.2 نمايشهاي هارونالرشيد، يوسف زليخا كه با راهنماييهاي او روي صحنه ميآمد. هر شب تماشاگران بيشماري را به اين تماشاخانه ميكشاند.3 پس از تعطيلي تئاتر مينا در سرپل امير بهادر و در حوالي معزالسلطان تماشاخانة كسري را و در 1323ش تماشاخانة سعدي را در توقفگاهي واقع در خيابان گمرك روبروي پمپبنزين اميريه با همكاري بازماندگان احمد مؤيد راه انداخت.4 چون كارش نگرفت پي آمد آن تئاتر باستان را در چهار راه ولي عصر (پهلوي سابق) و روبروي دبيرستان دخترانة هدف تأسيس كرد. سرانجام نيز تئاتر ديگري به نام تئاتر زيبا را پاتوق خود قرار داد.5
سرشار با شاهنامه فردوسي و مثنوي مولوي آشنايي داشت و براي تدوين نمايشهايش از فرهنگ و ادب عوام بهرة فراوان ميبد او صايي گيرا و خوش داشت در اين سالها، او در كنار هنرمنداني چون ذبيحالله ماهري، مهدي مسري* (مصري)، سيدحسين يوسفي، سعدي افشار و چند تن ديگر در نقشهاي جوانپوش، مردان حق و معرفت (درويش) به ايفاي نقش ميپرداخت.
در سالهاي پايان زندگي، زماني چند براي امرار معاش در خيابان سيروس، بتگاه شادماني* راه انداخت و در مجالس عروسي با دستههاي خود در خانهها براي اجراي نمايش شركت ميكرد. سرانجام به سبب تنگدستي بتگاه شادمانياش را تعطيل كرد و صندوق كابلياش را با همه ابزارها و ادواتش فروخت و در سال آخر عمر را دور از مردم و هنرمندان در تنهايي و فقر به سر ميبرد و در 12 فروردين 1354 در گذشت.6
منابع و مآخذ:
1- تماشا: سال پنجم، شماره 206، 23 فروردين 1354، ص 74.
2- شهرياري، خسرو: افسانه شب زندهداران، تهران، انتشارات كاوشگر، چاپ اول 1377، ص 49؛ نيز بيضايي، بهرام: نمايش در ايران، تهران: روشنگران، 1383، 179.
3- تماشا: شماره 206، همان ص.
4- تماشا: همانجا، بيضايي، همان، 179- 180.
5- تماشا، همانجا.
6- تماشا: همانجا.
7- برگرفته از بروشور يكي از نمايشهاي سنّتي در سينما، تئاتر كسري.
8- تماشا، همانجا.
محمود عزیزی و کاظم شهبازی