پرش به محتوا

تعهد 2

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۶ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۴۷ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''تعهد،''' بر عهده گرفتن، یا قبول و ضمانت انجام دادن کاری برای کسی. تعهد در لغت، از ریشه «عَهَدَ» و به معنای عهد بستن، ضمانت و کفالت است،<sup>1</sup> که با واژه‌های تکلیف، التزام، عهد، تقبُّل و... در فقه برابری می‌کند.<sup>2</sup> تعهد در حقوق، رابطه‌ای قا...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

تعهد، بر عهده گرفتن، یا قبول و ضمانت انجام دادن کاری برای کسی.

تعهد در لغت، از ریشه «عَهَدَ» و به معنای عهد بستن، ضمانت و کفالت است،1 که با واژه‌های تکلیف، التزام، عهد، تقبُّل و... در فقه برابری می‌کند.2 تعهد در حقوق، رابطه‌ای قانونی است میان دو شخص که به موجب آن، ذمّه یکی به سود دیگری مشغول شود؛ یعنی، به موجب این رابطه، یکی حق انجام فعل یا ترک فعلی را بر عهده دیگری دارد.3 عناصر تعهد عبارتند از: 1) اراده انسان؛ 2) محدود کردن اراده متعهد؛ 3) موضوع تعهد؛ اقسام موضوع تعهد عبارتند از: انتقال مال، صورت دادن فعل معیّن، ترک فعل معیّن، استفاده از حقوق موجود، تغییر کیفیت حقوقی؛ 4) متعلَّق موضوع تعهد؛ 5) معین و معلوم بودن متعلَّق موضوع تعهد؛ 6) موضوع تعهد نباید قانوناً ممنوع باشد؛ 7) موضوع تعهد باید در عرف عقلا مفید باشد؛ 8) تعهد باید دارای ضمانت اجرا باشد؛ 9) ایجاد رابطه تعهد میان متعهد و متعهدله؛ سوی منفی رابطه، دین، و سوی مثبت آن، طلب نامیده می‌شود؛ 10) وجود متعهد و متعهدله؛ 11) تغایر متعهد و متعهدله.4


مآخذ:

1.     تهذیب‌اللغه. 7/489؛ فرهنگ لاروس. 604.

2.     جعفری لنگرودی، محمدجعفر. مسبوط در ترمینولوژی حقوق. تهران: گنج دانش، 2/1303.

3.     انصاری، مسعود؛ طاهری، محمدعلی. دانشنامه حقوق خصوصی. تهران: محراب فکر، 711.

4.     مسبوط در ترمینولوژی حقوق. همانجا.


اسدالله معظمی گودرزی