تالشی
تالشی/ taleši/ از گروه شمال غربی زبانهای ایرانی1 و از زیر شاخههای خانواده زبانهای هند و اروپایی. درباره معنای واژگانی «تالش» اختلاف نظر وجود دارد. گروهی آن را واژهای محلی و برگرفته از «تِوِل» (/tevel/) به معنای گِل و لای میدانند و گروهی دیگر آن را صورت تغییر یافته واژهای عبری، به معنای خطرناك و اسرارآمیز، میپندارند.2 قوم تالش كه برخی برای آنها نسب تركی3 و برخی آریایی4 قائل شدهاند در ایران به طور عمده در استان گیلان و نیز در شرق استان آذربایجان، و در خارج از ایران، در بخشهای جنوبی جمهوری آذربایجان ساكناند.6و5
منابع مختلف، آمار متفاوتی از شمار تالشیها به دست دادهاند. براساس آمار 1368هجری شمسی (1989م)، جمعیت تالشیهای خارج از ایران بیش از 370 هزار نفر است و تالشی زبانهای ایران بیش از 300 هزار نفرند.7
تالشی را زنجیرهای گویشی[1] مركب از سه گونه اصلی دانستهاند: جنوبی، مركزی و شمالی.8 تالشی شمالی در اطراف آستارا و تالشی مركزی در اطراف اسالم و هشتپر رایج است و به تالشی جنوبی در اطراف شاندرمن، ماسال، ماسوله و نیز در مناطق كوهستانی اطراف آنها تكلم میشود.9 در منابع قدیمیتر، تالشی مركب از دو گونه اصلی شمالی و جنوبی دانسته شده است.10 گفته میشود كه تالشی جنوبی از نظر رده و درك متقابل به بعضی از گونههای تاتی نزدیكتر است تا به تالشی مركزی یا شمالی.11
در برخی منابع، تالشی واسطهای بین تاتی و گیلكی دانسته شده است.12 در طبقهبندی دیگری تالشی در كنار گیلكی، مازندرانی و تاتی یكی از لهجههای حاشیه دریای خزر دانسته شده،13 هر چند عدهای قرار دادن آنها را در دستهای واحد معمول نمیدانند.14
تفاوت گونههای تالشی ایران با یكدیگر ناچیز و درك متقابل بین تالشیهای مناطق مختلف ایران امكانپذیر، اما گاه دشوار است.15 تفاوت تالشی جمهوری آذربایجان نیز با گونههای رایج در ایران بسیار اندك است.16 همخوانهای تالشی مشابه فارسی معیار و واكههای آن از فارسی گستردهتر است و حدود هشت واكه را در بر میگیرد.17 در برخی از گونههای تالشی واكه /y/ (واكه بسته پیشین گرد) نیز وجود دارد.18 تعداد واكهها در برخی از گونهها (مثلاً ماسولهای) از این هم بیشتر است و به 9 عدد میرسد.19
اسم در تالشی در دو حالت فاعلی و غیرفاعلی ظاهر میشود. در حالت فاعلی شناسهای ندارد و در حالت غیرفاعلی معمولاً به شناسه –i ختم میشود.20 به عنوان نمونه:21و22 «چهره» dim – i؛ «سیب»sif – i .
اسم در حالت مضافالیهی، در جایگاه مفعول صریح، به همراه حرف اضافه پسین (حرف اضافهای كه بعد از اسم میآید)، و نیز زمانی كه اسم عامل (فاعل منطقی جمله) است، در حالت غیرفاعلی ظاهر میشود.23
تالشی دارای دو شمار مفرد و جمع است و شمار جمع در گونههای مختلف، پسوندهای متفاوتی دارد، به عنوان نمونه، صورت جمع واژه «درخت» در چند گونه تالشی چنین است:24 لنكُرانی: do – on؛ تولارودی:do:r – e ؛ ماسالی:dar – en ؛ زیدهای: dar – an.
برخی از گونهها، نشانه جمع در دو حالت فاعلی و غیرفاعلی نیز متفاوت است.25 در ساخت اضافی، مضافالیه قبل از مضاف میآید و معمولاً به –i26 و در برخی گونهها (مثلاً اسالمی) به –æ ختم میشود،27 مثل:28و29 لنكرانی: žen – i dæs «دستِ زن»؛ وزنهای و تولارودی:mæzællimi kæ «خانه معلم»؛ اسالمی: sif – æ dare «درخت سیب».
در ساخت وصفی نیز موصوف قبل از صفت میآید و پسوند – æ میگیرد، به عنوان نمونه:30 ماسالی: Xas– æ kinæ «دختر زیبا»؛ لنكرانی:yol – æ do «درخت بزرگ».
در تالشی نظام گستردهای از حروف اضافه پسین وجود دارد كه غالباً به همراه حروف اضافه پیشین به كار میروند.31و32 تالشی زبانی تحلیلی[2] است و ویژگی منحصر به فرد آن ساخت تحلیلی زمان حال از زمان مصدر فعل است. در تالشی، افعال متعدی در برخی از اشكالِ زمان گذشته ساخت ارگاتیو[3] دارند33 (یعنی در آنها فاعل افعال لازم با مفعول مستقیم افعال متعدی صورت یكسانی دارد و فاعل افعال متعدی به لحاظ صورت متفاوت است). در دهه 1930 میلادی (1319ش) تلاشهایی در جهت ایجاد خط برای تالشی به عمل آمد اما با شكست روبه رو شد و تالشی امروزه صورت مكتوب ندارد.34
تالشیها همگی دو زبانه (یا با در نظر گرفتن، فارسی سه زبانه) هستند و علاوه بر تالشی به تركی نیز تكلم میكنند.35 همین امر در كنار برتری تركی در منطقه، تالشی را در معرض خطر نابودی قرار داده است.
مآخذ:
1. ارانسكی، یوسیف. م. زبانهای ایرانی. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص139.
2. عبدلی، علی. تاتها و تالشان. تهران: 1369، مؤلف (با همكاری ققنوس)، ص8.
3. خودزكو، الكساندر. سرزمین گیلان. 1354، ترجمه سیروس سهامی، ص78.
4. نیكیتن، ب. ایرانی كه من شناختهام. 1329، ترجمه علی محمد فرهوشی، نقل از علیپورصفر قصابینژاد، «قوم تالش» دانشنامه جهان اسلام. ج6، ص293.
5. Campbell, George. 2000. "Talysh", Compendium of the world’s Languages. London & New York: Rout ledge, P. 1601.
6. لكوك، پیر. «گویشهای حاشیه دریای خزر و گویشهای شمال غرب ایران»، راهنمای زبانهای ایرانی: زبانهای ایرانی نو. ویراسته رودیگر اشمیت، ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: 83-1382، ققنوس، ص489.
7. رضایتی کیشه خاله، محرم. 1382، «چند نکته دستوری در گویش تالشی»، گویششناسی (ضمیمه نامه فرهنگستان) ج1، ش1، ص42.
8. Stilo, Donald. "[Gilān] Languages". Iranica, p. 660.
9. ویندفور، گرنوتل. و اِن آربور. 83- 1382. «ایرانی نوی غربی»، راهنمای زبانهای ایرانی: زبانهای ایرانی نو. ویراسته رودیگر اشمیت، ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، ص486.
10. یارشاطر، احسان. 1336. زبانها و لهجههای ایرانی. ضمیمه مجله دانشکده ادبیات. ص27.
11. Stilo, Donald. "[Gilān] Languages". Iranica, p. 660.
12. شکری، گیتی. «گویش تالشی»، دانشنامه جهان اسلام. ج6، ص296.
13. یارشاطر، احسان. 1336. زبانها و لهجههای ایرانی. ضمیمه مجله دانشکده ادبیات. ص27.
14. مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف مصاحب. ص2538.
15. شکری، گیتی. «گویش تالشی»، دانشنامه جهان اسلام. ص296.
16. Barthold, w. 1987. "Talish", First Encyclopedia of Islam: 1913-1936. Edited by: M. Th. Houtsma, A. J. wensinck, H. A. R Gibb and The Others. Leiden: E. J. Brill, vol. VIII. P.642.
17. لکوک، پیر. 83-1382. «گویشهای حاشیه دریای خزر و گویشهای شمال غرب ایران»، راهنمای زبانهای ایرانی: زبانهای ایرانی نو. ویراسته رودیگر اشمیت، ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، ص493.
18. بازن، مارسل. 1367، طالش منطقهای قومی در شمال ایران. ترجمه مظفر امین فرشچیان، 2ج، مشهد: آستان قدس رضوی، ص417.
19. شکری، گیتی. «گویش تالشی»، دانشنامه جهان اسلام. ج6، ص297.
20. لکوک، پیر. 83-1382. «گویشهای حاشیه دریای خزر و گویشهای شمال غرب ایران»، راهنمای زبانهای ایرانی: زبانهای ایرانی نو. ویراسته رودیگر اشمیت، ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، ص493.
21. رضایتی کیشهخاله. محرم. 1382. «چند نکته دستوری در گویش تالشی»، گویششناسی (ضمیمه نامه فرهنگستان)، ج1، ش1، ص44.
22. لكوک، پیر. گویشهای حاشیه دریای خزر و گویشهای شمال غرب ایران»، راهنمای زبانهای ایرانی زبانهای ایرانی نو. ویراسته رودیگر اشمیت، ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس ص495.
23. همان، ص493- 494.
24. همان. ص493.
25. رضایی کیشهخاله. محرم. 1382. «چند نکته دستوری در گویش تالشی»، گویششناسی (ضمیمه نامه فرهنگستان)، ج1، ش1، ص44.
26. لکوک، پیر. گویشهای حاشیه دریای خزر و...»، راهنمای زبانهای ایرانی:...، ص493.
27. شکری، گیتی. «گویش تالشی»، دانشنامه جهان اسلام. ج6، ص296.
28. همانجا.
29. لکوک، پیر. گویشهای حاشیه دریای خزر و...»، راهنمای زبانهای ایرانی:...، 83ـ1382، ص493.
30. همان، ص494.
31. Campbell, George. 2000. "Talysh", Compendium of the world’s Languages. London & New York: Rout ledge, P. 1602.
32. Prokhorov, A. M. (ed). 1980. "Talyshi". Great Soviet Encyclopedia. New York: Macmillan, INC., vol. 25, p. 345.
33. Ibid.
34. Campbell, George. 2000. "Talysh", Compendium of the world’s Languages. London & New York: Rout ledge, P. 1601.
35. Ibid.
[1]. Dialect chain
[2]. analytic
[3]. ergative
فریار اخلاقی