تاجیک
تاجيك، قومي مسلمان و فارسي زبان از نژاد آريايي و از قديمترين ساكنان آسياي مركزي و افغانستان و ناحية سين كيانگ چين، و عمدهترين جمعيت جمهوري تاجيكستان در سدة چهاردهم.
اين قوم در شمال هندوستان، ازبكستان، قرقيزستان، قزاقستان و ايران نيز پراكندهاند. تاجيكها در شرقيترين منطقة ايران و عمدتاً در استانهاي خراسان و سيستان و بلوچستان به سر ميبرند.1
دربارة اصل و نسب تاجيكها نظرها و آراء مختلفي وجود دارد. آنها را فرزند عرب زاده و بزرگ شده در عجم؛ مغول، طايفة غير عرب، طايفة غير ترك، قومي از ترك، غلام آزاد كشاورز و مردمي ايراني فارسي زبان دانستهاند.2
لفظ تاجيك به صورتهاي تازيك، تاژيك، تژِك و تازك نيز آمده است.3 برخي اصطلاح «سارت» (از ريشة سَرْتْ هَوَهَه سانسكريت به معناي بازرگان) به معناهاي فارسي زبانانِ شهرنشين و روستانشين (= تاجيك)، تاجيكهاي خوارزم، فارسي زبانان، اهالي فرغانه و خوارزم و... را مترادف تاجيك ميدانند.4
برخي، كلمة تاجيك را مأخوذ از قبيلة «تاج» و «طي» ميدانند. برخي نيز قوم «جاط» (جَت / جط) را منشأ نام تاجيك دانستهاند.5
قوم تاجيك در سه مرحله و در سه منطقه تشكيل شده است: در دورة ساسانيان (حـ 226 ـ حـ 652 ميلادي) در شمال شرقي خراسان؛ در سدة اول و دوم هجري در ماوراءالنهر؛ در دورة سامانيان (حـ 261-389 / ؟ م) در قلمرو دولت بخارا.
قوم تاجيك شامل گروههايي از سُغديها، باختريها، مَرغيانيها و پارتها، خوارزميها، فَرغانيها، سكاها و تورهاست.6 برخي منابع قبيلة مشهور «تور» را كه در آسياي مركزي به سر ميبرند ـ به عنوان نياكان اصلي تاجيكها دانستهاند.7
اقوام تشكيلدهندة تاجيكها مانند سغديها، باختريها و... همگي آريايي بودند و به زبانهاي باستاني ايراني گفتگو ميكردند و مناسبات بازرگاني و اقتصادي و سياسي و ديگر مشتركات فرهنگيشان در تشكيل اقوام تاجيكي نقش به سزايي داشت.8 قوم تاجيك در سدة چهارم و پنجم ميلادي شكل گرفت. از مراكز فرهنگي تاجيكنشين كه در تشكلشان نقش مهمي داشتند ميتوان به بخارا، سمرقند، بلخ، مرو، نيشابور، خجند و... اشاره كرد.9
تاجيكها در قسمتهايي از آسياي مركزي دولتهايي را تشكيل دادند كه ميتوان به دولت غوريان از 543 تا 612ق / ؟ م در ولايت غور افغانستان، گرْتْها از قرن 7 تا 8 / ؟ م در هرات، سربداران در قرن 8 / ؟ م در سمرقند و حكومتهاي بخشهاي شرقيِ بخارا اشاره كرد.10
تاجيكها اكثراً سني حنفي هستند. عدهاي از آنها در پامير شيعة اسماعيلياند.11
تاجيكها در كشاورزي و احياي زمينهاي مرده به اراضي كشاورزي و پرورش گياهان و محصولات زراعي بسيار توانمند هستند.12
پشتيباني سامانيان از زبان و ادب فارسي دري موجب استقلال فرهنگي و سياسي قوم تاجيك شد به طوري كه تا هزار سال بعد فارسي زبانِ رسميِ دولتي قوم تاجيك شد.13 امروزه تاجيكها به زبان تاجيكي يا فارسي تاجيكي كه از زبانهاي ايراني نو است و از اعضاي خانوادة هند و اروپاييست، تكلم ميكنند. از قرن دهم كه در ايران حكومت شيعي صفويه و در ماوراءالنهر حكومت سنّي شيباني تشكيل شد و به دلايل مذهبي و ملي رابطة سياسي ايران با جهان خارج محدود شد رابطة ايران و تاجيكها نيز كمتر شد.
از اين زمان، زبان و ادب فارسي در ايران و ماوراءالنهر به دو مسير جداگانه افتاد و با انقلاب اكتبر 1917م / 1336ش در روسيه ايرانيان و تاجيكان به كلي از يكديگر بياطلاع ماندند. زبان فارسي در ايران در طول اين دوران مفارقت شكوفاتر شد و آثار منظوم و منثور ارزشمندي پديد آمد، واژههاي جديد ساخته شد و به صورت علمي تا حدودي روزآمد شد. اما در تاجيكستان به ويژه در قرن اخير به زبان تاجيكي توجه چنداني نشد. برخي آداب تاجيكها مانند: نوروز، «خانه بُراري» (خانه تكاني)، «چارشنبه آخران» (چهارشنبه سوري) و «سُمَنك» (سمنوپزان) شهرت فراوان دارد.14
تلخيص از مقالة تاجيك دانشنامة جهان اسلام، ج6، ص70- 75
نوشتة رحيم مسلمانيان قبادياني
مآخذ:
1- كيهان، مسعود. جغرافي مفصل ايران. تهران: 1310-1311، ج 2، ص 46، 211، همام، «تاجيكها»، تاجيكان در مسير تاريخ. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 94.
2- برهان، محمدحسين بن خلف. برهان قاطع. به كوشش محمد معين، تهران: 1342، ذيل «تاجيك»؛ سامي، شمسالدين بن خالد. قاموس الاعلام. چاپ مهران، استانبول: 1360-1316/1889-1898، ذيل ماده؛ داعي الاسلام، محمدعلي. فرهنگ نظام. حيدرآباد دكن: 1305-1318، ذيل ماده؛ آقهباش قاجار، عبدالقادرخان. «در تحقيق لفظ تاجيك»، تاجيكان در مسير تاريخ. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 271.
3- بندهش، [گردآوري] فرنبغ دادگي، ترجمة مهرداد بهار، تهران: 1369، ص 31؛ داعيالاسلام، محمدعلي. همان. ذيل تازيك؛ بيهقي، محمد بن حسين. تاريخ بيهقي. به كوشش خليل خطيب رهبر، تهران: 1368، ج 2، ص 520؛ كاشغري، محمود بن حسين. ديوان لغات الترك. به كوشش محمد دبير سياقي، تهران: 1375، ذيل «تژك».
4- بارتولد، واسيلي، ولاديميروويچ. «تاجيكان»، تاجيكان در مسير تاريخ. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 64؛ ميراحمدي، مريم. «قوم تاجيك و فرهنگ تاجيكي در آسياي مركزي»، تاجيكان در مسير تاريخ. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 244؛
Masov, R., Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī, Dushanbe, 1996, p. 126.
5- داعيالاسلام، محمدعلي. همانجا؛ سوندرمان، ورنر. «يك گواهي كهن دربارة نام تاجيكان» ترجمة فريدون مجلسي، هستي. دورة دوم، ش 4 (زمستان 1379)، ص 51؛ سجاديه، محمدعلي. «باز هم تات و تاجيك»، تاجيكان در مسير تاريخ. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1377، ص 177.
6- غفوروف، باباجان. تاجيكان. دوشنبه: 1377، ج1، ص 571-572؛
Nimatov, N., Tadžikskiy fenomen, Istoriyai Teoriya, Dushanbe, 1997, p. 84.
7- يعقوبشاه، يوسفشاه. «تاريخ شكلگيري تمدن تاجيكان»، به كوشش اردمهر و ميرزا شكورزاده، ايران شناخت. ش 6 (پاييز 1376)، ص 217.
8- غفوروف. همان. ج 1، ص 30، 31، 572؛
Bābākhānov, M., Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan, Dushanbe, 1999, p. 27-28.
9- Barthold, V. V., Istoriya Kulturnoy Žizni, Turkestan, 1927, p. 17-21.
10- Baba Khanov, M, ibid, P. 71, 83-92.
11- همام. همان. ص 94-95.
12- Masov, R., ibid, P. 130-131, 145-146.
13- غفوروف. همان. ج 1، ص 572.
14- كاتسنر، كنت. زبانهاي جهان. ترجمة رضي هيرمند، تهران: 1376، ص 157.
رحیم مسلمانیان قبادیانی
تلخیص معصومه ابراهیمی